بازیابی بینایی پس از سالها نابینایی نشان میدهد که دیدن یک فرآیند عصبی پیچیده است که باید از نو آموخته شود.
پژوهشها نشان میدهد مغز افراد تازهبینا برای پردازش چهره، عمق و جزئیات محدودیتهایی دارد، زیرا در دوره حساس رشد ورودی بصری دریافت نکرده است.
قشر بینایی در دوران نابینایی برای پردازش صدا، لمس یا حتی زبان بازسازماندهی میشود و پس از جراحی دیداری دوباره باید بازآموزی شود.
استراتژیهای توانبخشی چندحسی (ترکیب لمس، صدا و بینایی) بهترین نتایج را ایجاد میکنند.
نویسنده: ساچین راوات
تاریخ انتشار: ۳ مارس
وقتی فردی که از بدو تولد نابینا بوده ناگهان بینایی به دست میآورد، چالش اصلی باز شدن چشمها نیست؛ چالش واقعی یاد گرفتنِ دیدن است.
شارون گیلاد-گاتنیک، پژوهشگر MIT، بارها شاهد این تجربه بوده است. کودکانی که پس از جراحی آبمروارید مادرزادی بینایی پیدا میکنند، میتوانند جهان را ببینند اما نمیتوانند چهرهها را بهخوبی تشخیص دهند. حتی کودکانی که چهره پدر و مادرشان را میشناسند، هنگام صحبت با دیگران تقریباً هیچوقت به صورت مخاطب نگاه نمیکنند.
گیلاد-گاتنیک میگوید: «اگر به آنها بگوییم به صورت نگاه کن، معمولاً میتوانند. اما به طور طبیعی، دستها را نگاه میکنند.»
پروژه پراکاش؛ درمان و پژوهش همزمان
این کودکان بخشی از پروژه پراکاش در هند هستند؛ طرحی که هم به افراد مبتلا به نابینایی مادرزادی خدمات درمانی ارائه میدهد و هم مکانیزمهای عصبی بازگشت بینایی را بررسی میکند.
آبمروارید مادرزادی یکی از قابل پیشگیریترین علل نابینایی است و معمولاً اگر در دو ماه اول زندگی درمان شود، مشکل طولانیمدت ایجاد نمیکند. اما کمبود دسترسی به غربالگری و جراحی باعث میشود بسیاری از کودکان خیلی دیر یا هرگز درمان نشوند.
یادگیری تدریجی: کودکانی که تازه میبینند
کودکان پروژه پراکاش چند ماه پس از جراحی یاد میگیرند هنگام صحبت به چهره نگاه کنند. تجربه آنها نشان میدهد که دیدن یک مهارت اکتسابی است، نه یک توانایی خودکار.
با گسترش فناوریهای بازیابی بینایی — مانند ژندرمانی، سلولهای بنیادی و افزایش دسترسی به جراحی — افراد بیشتری حتی پس از دههها نابینایی ممکن است دوباره بینایی به دست آورند. درک تفاوتهای دیداری میان افراد تازهبینا و افراد بینا میتواند نتایج درمانی را بسیار بهتر کند.
نخستین مرحله دیدن
بینایی نوزاد تازهمتولد شده بسیار تار است.
- بینایی دوچشمی تا ماه سوم شکل میگیرد
- ادراک فاصله چند ماه بعد
- هماهنگی چشم و دست تا حدود سال اول
این مراحل توسط قشر بینایی هدایت میشوند و محرک بینایی اولیه برای تکامل طبیعی ضروری است.
افرادی که از ابتدای زندگی نابینا هستند، پس از بازگشت بینایی با مشکلاتی روبهرو میشوند:
- تیزبینی پایین
- ناتوانی در تشخیص شکلها
- وابستگی شدید به رنگ
- درک ضعیف فاصله و عمق
- حساسیت شدید به نور
برای مثال، یکی از کودکان تصویری از دوستش گرفت و درست تشخیص داد. سپس از یک بطری ضدعفونیکننده عکس گرفت و گفت همان دوستش است — چون هر دو آبی بودند.
با وجود این، افراد تازهبینا حرکت زیستی را خیلی خوب تفسیر میکنند؛ مثل نگاهکردن به دست افراد حرفزننده.
دوره حساس رشد؛ چرا چهرهها دشوارند؟
حتی پس از ماهها، بسیاری از افراد تازهبینا در تشخیص تفاوت چهرهها مشکل دارند.
این موضوع به احتمال وجود «دوره حساس» در رشد سیستم بینایی اشاره دارد؛ اگر در این دوره ورودی بصری وجود نداشته باشد، مغز بهطور کامل توانایی تشخیص چهره را توسعه نمیدهد.
دشواری ممکن است از هر نقطه زنجیره پردازش — از چشم تا قشر چهره — ناشی شود.
بازسیمی مغز؛ وقتی بینایی جای دیگری را میگیرد
در افراد نابینا، قشر بینایی از محرکهای غیر دیداری استفاده میکند — صدا، لمس، حتی توابع بالاتر مثل زبان و ریاضیات.
تحقیقات نشان میدهد:
- مناطق بینایی در نابینایان عملکردهای شنیداری یا لامسهای میگیرند
- توانایی تشخیص مکان صداها در نابینایان اغلب بهتر است
- این سازگاریها حتی پس از بازگشت بینایی باقی میمانند
حتی ساختار مغز نیز تغییر میکند:
- ضخیمتر بودن قشر بینایی
- کاهش سطح قشر
- تغییر نسبت نورونهای تحریکی و مهاری (مطالعه ۲۰۲۵)
این تفاوتها برگشتناپذیر هستند.
یاد گرفتن دیدن؛ ادغام حسی
افراد تازهبینا معمولاً اشیا را وقتی هم لمس کنند و هم ببینند بهتر تشخیص میدهند.
دیدن برای آنها نوعی لمس با چشمهاست.
استراتژیهای توانبخشی چندحسی — مثل عصای سفید یا نشانههای صوتی — به مغز کمک میکنند از دانش پیشین خود در جهان استفاده کند و بر آن ساختار تازهای بسازد.
پیگیری بالینی مداوم ضروری است:
- جلوگیری از تنبلی چشم
- تقویت استفاده فعال از بینایی
- حفظ انگیزه برای تمرین دیدن
بازسازی ذهن بصری
معمای جان لاک و ویلیام مولینو — آیا فرد نابینا پس از بینایی میتواند صرفاً با نگاه شکلها را تشخیص دهد؟ — هنوز بیپاسخ مانده است.
در مطالعه ۲۰۱۱ پروژه پراکاش، پاسخ احتمالاً خیر بود، اما چند روز بعد عملکرد کودکان بسیار بهتر شد.
مهم این است: تجربه دیداری افراد تازهبینا با افراد همیشهبینا یکسان نیست.
درک چگونگی ادغام شکل، رنگ، عمق و لمس میتواند به طراحی درمانهای بهتر کمک کند.
جالب اینکه چند روز پس از جراحی، تقریباً همه کودکان اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکنند — آنها مشتاقانه درباره چیزهایی که «میتوانند ببینند» حرف میزنند.

نظر بدهید