اقتصاد خالقان محتوا در عصر هوش مصنوعی؛ چرا حمایت انسانی به مزیت رقابتی تبدیل شده است؟
گسترش هوش مصنوعی، هم فرصت‌های تازه‌ای برای فعالیت‌های خلاقانه و کارآفرینی ایجاد کرده و هم نگرانی‌هایی درباره اصالت آثار و جایگاه خالقان انسانی به وجود آورده است. مدیرعامل کیک‌استارتر معتقد است در شرایطی که هوش مصنوعی می‌تواند محتوا تولید کند، اعتماد، حمایت اجتماعی و ارتباط انسانی همچنان ارزش متمایزی دارند. آینده اقتصاد خالقان محتوا نه‌تنها به فناوری، بلکه به شبکه‌های انسانی، اعتماد مخاطبان و حمایت مستقیم از تولیدکنندگان وابسته است.

🤝 خلاقیت انسانی در عصر هوش مصنوعی؛ چرا اعتماد مهم‌تر از تعداد دنبال‌کنندگان است؟

گسترش هوش مصنوعی، اقتصاد خالقان محتوا را با فرصت‌ها و چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است. درحالی‌که ابزارهای هوشمند امکان تولید سریع‌تر محتوا را فراهم می‌کنند، موضوع اصالت آثار و اعتماد مخاطبان به تولیدکنندگان انسانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

اورت تیلور، مدیرعامل کیک‌استارتر، معتقد است هوش مصنوعی می‌تواند افراد بیشتری را به سمت کارآفرینی و تولید محتوا سوق دهد؛ اما نمی‌تواند جایگزین حمایت انسانی و شبکه‌ای از افراد شود که به یک خالق اثر اعتماد دارند.

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده در مقاله فورچون، کیک‌استارتر تا آوریل ۲۰۲۵ توانسته بود بیش از ۲۴ میلیون حامی را برای تأمین مالی نزدیک به ۹ میلیارد دلار از پروژه‌های خلاقانه گرد هم آورد.

نکته قابل‌توجه، نتایج مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۶ است که در مقاله به آن اشاره شده است. این مطالعه با بررسی ۶۳ هزار کارزار نشان می‌دهد پروژه‌های دارای برچسب استفاده از هوش مصنوعی حدود ۴۰ درصد سرمایه کمتری جذب کرده‌اند و تقریباً یک‌چهارم حامیان کمتری داشته‌اند.

این یافته، در صورت تأیید روش‌شناسی مطالعه، می‌تواند نشانه‌ای از اهمیت منشأ تولید محتوا و اعتماد مخاطبان باشد.

از منظر روابط عمومی، پیام اصلی روشن است: در محیطی که تولید محتوا با سرعت و مقیاس بیشتری به کمک هوش مصنوعی انجام می‌شود، ایجاد اعتماد، حفظ ارتباط انسانی و شکل‌دهی به جامعه‌ای وفادار از مخاطبان می‌تواند به مزیت رقابتی برندها تبدیل شود.


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) –  گسترش هوش مصنوعی در حال تغییر اقتصاد خالقان محتواست؛ اقتصادی که در آن تولیدکنندگان آثار هنری، رسانه‌ای و دیجیتال می‌توانند با اتکا به مخاطبان و شبکه‌های اجتماعی خود، فعالیت‌های خلاقانه‌شان را به کسب‌وکار تبدیل کنند.

بااین‌حال، در کنار فرصت‌های فناوری، پرسش مهمی درباره آینده خلاقیت انسانی و جایگاه حمایت اجتماعی مطرح شده است: آیا در جهانی که هوش مصنوعی می‌تواند محتوا تولید کند، همچنان برای آثار انسانی و ارتباط مستقیم با خالقان آن‌ها ارزش قائل خواهیم بود؟

دایان بردی، مدیر تحریریه اجرایی مجله فورچون، در گفت‌وگو با اورت تیلور، مدیرعامل کیک‌استارتر، به بررسی این موضوع پرداخته است.

بردی در آغاز گزارش خود به مفهوم اقتصاد دوستی اشاره می‌کند؛ الگویی که در آن افراد برای حمایت از دوستان و نزدیکان خود در فعالیت‌های اقتصادی، هنری و کارآفرینانه مشارکت می‌کنند.

او توضیح می‌دهد که نسل جدید، گاهی برای حمایت از فعالیت موسیقی یک دوست، خرید آثار او یا حضور در کنسرت‌هایش را انتخاب می‌کند و در موارد دیگر، در راه‌اندازی یک کسب‌وکار نوپا یا تولید یک فیلم مشارکت مالی دارد.

در شرایطی که هوش مصنوعی و وضعیت نامطمئن بازار کار، مسیرهای شغلی سنتی را با چالش روبه‌رو کرده‌اند، فعالیت‌های خلاقانه و کارآفرینانه می‌توانند جذابیت بیشتری پیدا کنند.

بر اساس پیش‌بینی نقل‌شده از گلدمن ساکس در این گزارش، تعداد خالقان محتوا از ۶۷ میلیون نفر به ۱۰۷ میلیون نفر تا سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت و ارزش اقتصاد خالقان محتوا تا سال آینده به نیم تریلیون دلار خواهد رسید.

تجربه کیک‌استارتر؛ پیوند میان خلاقیت و حمایت اجتماعی

کیک‌استارتر یکی از نمونه‌های شناخته‌شده تأمین مالی جمعی است که از سال ۲۰۰۹ فعالیت خود را آغاز کرده است.

به گفته فورچون، این پلتفرم تا آوریل ۲۰۲۵ بیش از ۲۴ میلیون حامی را برای تأمین مالی نزدیک به ۹ میلیارد دلار از ۲۷۷ هزار و ۳۰۲ پروژه گرد هم آورده و در این فرایند بیش از یک میلیون فرصت شغلی ایجاد کرده است.

اورت تیلور، مدیرعامل این مجموعه، معتقد است هوش مصنوعی هم محرک و هم چالش اقتصاد خالقان محتواست.

از یک سو، ابزارهای هوشمند افراد بیشتری را به سمت کارآفرینی و تولید آثار خلاقانه سوق می‌دهند و از سوی دیگر، توانایی این فناوری در تولید مستقل محتوا، پرسش‌هایی درباره جایگاه خالقان انسانی ایجاد می‌کند.

تیلور در این زمینه به تجربه خود با چت‌جی‌پی‌تی اشاره می‌کند. او از این ابزار خواسته بود فیلمنامه‌ای درباره شخصیتی به نام مرد پشه‌ای از منطقه برانکس بنویسد و با دریافت یک فیلمنامه کامل شگفت‌زده شده بود.

بااین‌حال، از نگاه او، توانایی تولید محتوا به معنای توانایی ایجاد اعتماد و حمایت اجتماعی نیست.

حمایت انسانی؛ محور هویت برند

کیک‌استارتر در همکاری با شرکت زیجیمی، رویدادی ویژه در میدان تایمز نیویورک برگزار کرد تا محصولاتی را که از طریق این پلتفرم معرفی شده‌اند به نمایش بگذارد.

یکی از این محصولات، تلویزیون لیزری آئورا ۳ بود که توانست در مدت دو ساعت ۱۰ میلیون دلار سرمایه جذب کند.

هدف این رویداد تنها معرفی محصول نبود؛ بلکه ایجاد حس تعلق و تقویت ارتباط میان خالقان آثار و جامعه حامیان آن‌ها نیز اهمیت داشت.

این برنامه در چارچوب کارزار هویت برند کیک‌استارتر با شعار باوری انسانی است برگزار شد.

تیلور با اشاره به حجم گسترده تبلیغات مرتبط با هوش مصنوعی در میدان تایمز می‌گوید که حامیان کیک‌استارتر ظاهراً مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کنند.

او به مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۶ اشاره می‌کند که ۶۳ هزار کارزار این پلتفرم را بررسی کرده است. بر اساس نتایج نقل‌شده، پروژه‌هایی که برچسب استفاده از هوش مصنوعی داشتند، حدود ۴۰ درصد سرمایه کمتری جذب کردند و تعداد حامیان آن‌ها نیز تقریباً یک‌چهارم کمتر بود.

از نظر مدیرعامل کیک‌استارتر، مخاطبان می‌خواهند بدانند از چه کسی و از چه نوع اثری حمایت می‌کنند. شناخت خالق اثر و اطمینان از منشأ انسانی آن می‌تواند در تصمیم حامیان نقش داشته باشد.

البته این یافته به‌تنهایی علت تفاوت در میزان حمایت مالی را اثبات نمی‌کند، اما اهمیت موضوع اعتماد و شفافیت در اقتصاد خالقان محتوا را برجسته می‌سازد.

اعتماد؛ سرمایه‌ای فراتر از تعداد دنبال‌کنندگان

تیلور با تأکید بر اهمیت خلاقیت انسانی، صندوق یک میلیون دلاری فرهنگ کیک‌استارتر را برای حمایت از خالقان مستقل راه‌اندازی کرده است تا آن‌ها بتوانند از فعالیت‌های خلاقانه خود درآمد کسب کنند.

او در توضیح دیدگاه خود درباره ارزش جامعه مخاطبان می‌گوید که تعداد زیاد دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی لزوماً به معنای برخورداری از حامیان واقعی نیست.

به اعتقاد او، ۲۵ هزار حامی واقعی در کیک‌استارتر می‌توانند ارزشی فراتر از یک میلیون دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند.

پیام این تحول برای روابط عمومی

تجربه کیک‌استارتر نشان می‌دهد که با گسترش هوش مصنوعی، ارزش ارتباطات انسانی از میان نمی‌رود؛ بلکه ممکن است اهمیت بیشتری پیدا کند.

در شرایطی که تولید محتوا به کمک ابزارهای هوشمند سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر شده است، اعتماد مخاطبان، اصالت پیام، شناخت تولیدکننده و مشارکت واقعی ذی‌نفعان می‌توانند به عوامل متمایزکننده برندها تبدیل شوند.

برای مدیران روابط‌عمومی، این تحول چند پیام مهم دارد:

نخست، توسعه فناوری نباید به قیمت تضعیف ارتباطات انسانی تمام شود. دوم، شفافیت درباره نحوه تولید محتوا و میزان استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند در حفظ اعتماد مخاطبان مؤثر باشد. سوم، ایجاد جامعه‌ای از مخاطبان وفادار و مشارکت‌جو باید در کنار افزایش تعداد دنبال‌کنندگان مورد توجه قرار گیرد.

در نهایت، آینده ارتباطات صرفاً به توانایی تولید پیام‌های بیشتر و سریع‌تر وابسته نیست؛ بلکه به توانایی سازمان‌ها در ایجاد اعتماد، حفظ پیوندهای انسانی و تبدیل مخاطبان به همراهان واقعی بستگی دارد.

 

منبع: دایان بردی، فورچون، ۶ نوامبر ۲۰۲۶.

ترجمه و تنظیم: شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی ایران (شارا)