چرا مشکل اصلی بازار کار از نگاه مدیران عامل دیگر استخدام نیست؟
بر اساس دیدگاه مطرحشده در خبرنامه CEO Daily، مدیران عامل با مجموعهای از چالشهای ساختاری در بازار کار مواجهاند که صرفاً با افزایش استخدام یا کاهش هزینهها حل نمیشوند. شکاف میان مهارتهای مورد نیاز شرکتها و توانایی نیروی کار، مشارکت پایین کارکنان، استرس شغلی، ضعف مسیر پرورش مدیران آینده و تأثیر هوش مصنوعی بر مشاغل ابتدایی از مهمترین این چالشها هستند.
راهکار پیشنهادی، سرمایهگذاری همزمان در مهارتهای فنی، آموزش، مربیگری، کارآموزی، مشارکت کارکنان و جذب نسل جدید نیروی انسانی است.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – مشکل بازار کار دیگر صرفاً پیدا کردن نیروی انسانی یا افزایش تعداد استخدامها نیست. مدیران عامل اکنون با مجموعهای از چالشهای عمیقتر از جمله شکاف مهارتی، مشارکت پایین کارکنان، استرس شغلی، ضعف مسیر پرورش مدیران آینده و ابهام درباره تأثیر هوش مصنوعی مواجهاند.
بررسی دیدگاه مدیران عامل در خبرنامه CEO Daily نشان میدهد که رشد اشتغال بهتنهایی نمیتواند مشکلات بازار کار را حل کند. در آمریکا بخش قابل توجهی از رشد اخیر اشتغال در مشاغل کمدستمزد مانند خدمات غذایی و مراقبتهای بهداشتی در منزل اتفاق افتاده است و پیشبینیها نیز از کاهش سرعت رشد اشتغال در سالهای آینده حکایت دارد.
سرمایهگذاری روی مهارتهای فنی
یکی از راهکارهای مورد توجه شرکتها، سرمایهگذاری در آموزش مهارتهای فنی و حرفهای است. برخی شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری قابل توجهی در برنامههای آموزش مهارتهای تخصصی و ایجاد مسیرهای ورود به بازار کار انجام دادهاند.
این روند در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هزینه تحصیل دانشگاهی افزایش یافته و شرکتها نیز بیش از گذشته به نیروهای دارای مهارتهای عملی و تخصصی نیاز دارند.
بحران مشارکت کارکنان
چالش دیگر، پایین بودن سطح مشارکت کارکنان است. بر اساس دادههای مطرحشده در این گزارش، کمتر از یکسوم کارکنان نسبت به شغل خود مشارکت بالایی دارند و استرس روزانه نیز در میان بخش قابل توجهی از نیروی کار افزایش یافته است.
اعتماد، معنا و هدف در کار از عوامل مهمی هستند که میتوانند بر تجربه کارکنان تأثیر بگذارند. در عین حال، موضوعات ملموس مانند دستمزد متناسب با تورم و مزایای شغلی نیز نقش مهمی در حفظ انگیزه کارکنان دارند.
یکی از مدیران عامل نیز تجربه اجرای یک سیستم جدید سفرهای کاری را مثال میزند که باعث شد کارکنان برخی مزایای شخصی مرتبط با سفر را از دست بدهند. واکنش کارکنان نشان داد که سازمانها نباید تأثیر تصمیمات مدیریتی بر روحیه و انگیزه نیروی انسانی را دستکم بگیرند.
هوش مصنوعی و خطر کاهش مشاغل ابتدایی
هوش مصنوعی بخش دیگری از این معادله است.
از یک سو، مدیران عامل معتقدند هوش مصنوعی میتواند بهعنوان یک همتیمی ارزش قضاوت انسانی و مهارتهای مدیریتی را افزایش دهد. از سوی دیگر، کاهش برخی مشاغل سطح ابتدایی میتواند پیامد مهمی برای آینده سازمانها داشته باشد.
اگر نیروهای جوان نتوانند از طریق مشاغل ابتدایی تجربه کسب کنند، سازمانها چگونه میتوانند متخصصان و مدیران آینده را پرورش دهند؟
این پرسش به یکی از دغدغههای جدی مدیران تبدیل شده است.
ضرورت بازنگری در مسیر پرورش مدیران آینده
یادگیری بخش مهمی از محیط واقعی کار اتفاق میافتد. به همین دلیل، سازمانها باید در کنار استفاده از هوش مصنوعی و اتوماسیون، برای آموزش، مربیگری و رشد نیروهای جوان نیز سرمایهگذاری کنند.
برنامههای کارآموزی و آموزش حین کار میتوانند بخشی از این خلأ را پر کنند. جذب نیروهای جوان، بهویژه نسل Z، و ایجاد مسیر مشخص برای آموزش و پیشرفت آنها نیز میتواند به ساختن نیروی انسانی آینده کمک کند.
کاهش هزینه کافی نیست
یکی از مهمترین پیامهای این گزارش آن است که سازمانها نباید موفقیت مدیریتی را صرفاً با میزان کاهش هزینهها بسنجند.
کاهش هزینه ممکن است در کوتاهمدت عملکرد مالی را بهبود دهد، اما اگر همزمان به تضعیف آموزش، انگیزه کارکنان و مسیر پرورش متخصصان آینده منجر شود، میتواند هزینههای پنهان بلندمدتی برای سازمان ایجاد کند.
در عصر هوش مصنوعی، مدیران عامل با یک انتخاب مهم مواجهاند: آیا فناوری را صرفاً برای کاهش هزینه و حذف برخی وظایف به کار میگیرند، یا از آن برای افزایش توانایی انسانها و ساختن نیروی کار آینده استفاده خواهند کرد؟
پاسخ به این پرسش میتواند مسیر آینده سازمانها و بازار کار را تعیین کند.
منبع: Fortune – CEO Daily
تاریخ انتشار: ۸ سپتامبر ۲۰۲۶
عنوان اصلی: The real jobs problem CEOs are talking about isn’t hiring

نظر بدهید