📌 وقتی روابطعمومی از علم و تخصص فاصله میگیرد، بحران از راه میرسد!
برکناری کیتی زکریا پس از پنج روز فعالیت بهعنوان دبیر مطبوعاتی کاخ سفید، موضوعی فراتر از یک جابهجایی مدیریتی است.
این اتفاق فرصتی برای تأمل درباره جایگاه روابط عمومی در مدیریت سیاسی، اهمیت شایستهسالاری، استقلال حرفهای، مدیریت افکار عمومی و نقش مشورتی متخصصان ارتباطات فراهم میکند.
آیا روابط عمومی باید صرفاً مجری خواستههای مدیران باشد یا باید بتواند با تکیه بر دانش تخصصی، از تصمیمهای نادرست جلوگیری کند؟
دکتر حسن خسروی در این یادداشت، با نگاهی انتقادی به تجربه کاخ سفید، ضرورت توجه به اصول علمی و حرفهای روابط عمومی را یادآوری میکند.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – خانم کیت (کیتی) شارون زکریا ( Katie Sharon Zacharia بهعنوان سی و هفتمین دبیر مطبوعاتی کاخ سفید (WHITE HOUSE PRESS SECRETARY) فعالیت کرد. دورهٔ فعالیت او در این مقام از ۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ بود.
او توسط دونالد ترامپ به عنوان سخنگو یا دبیر مطبوعاتی کاخ سفید منصوب و بدلایلی چند، کمتر از یک هفته از انتصاب، از سمت خود برکنار شد و ترامپ دست آخر به او گفت که: شاید این موقعیت برای تو زود بود و یا مناسب نبود.
بدون شک هدف اصلی ترامپ رئیس جمهور آمریکا در شرایط مدیریت بحران، برون رفت از شرایط نامتعادل و جنگی مجموعه کاخ سفید بود که صد البته نتیجه مورد نظر او حاصل نشد.
در مدیریت استراتژیک بحثی مدیریتی وجود دارد که : اگر شما تصمیم نامناسب در زمان نامناسب بگیرید، نتیجه آن فاجعه، آسیب و ضرر و زیان خواهد بود.
صرف نظر از شخصیت نامتعادل ترامپ و سخنپراکنی های اغلب بدون تعقل و هیجانی او، اما چرا حوزه روابط عمومی و ارتباطات کاخ سفید نتوانست ترامپ را آنطور که باید و شاید از این گرداب نجات دهد.
در یکساله اخیر از نهادهای مدنی مرتبط با روابط عمومی و ارتباطات و خصوصا انجمن روابط عمومی آمریکا و انجمن بینالمللی روابطعمومی ( ایپرا ) و… هیچ تحلیل و پیشنهاد و راهکاری حرفه ای که بطور جدی به ترامپ توصیه کرده باشند چه کند، چه نکند، ندیدیم و این ضرورت توجه بنیادین به مسئولیت اجتماعی نهادهای مدنی و حرفه ای گرایی آنها را به ما گوشزد میکند.
چه بسا اگر خانم زکریا سریعا و ضربتی، نهادهای مدنی و اصحاب رسانه و شخصیتهای تاثیرگذار فرهنگی اجتماعی را فراخوان میداد و از آنها در محیطی حرفهای و مبتنی بر عقلانیت و خرد جمعی طلب راهکار میکرد، شاید شرایط عمومی حاکم بر کاخ سفید متفاوتتر میشد.
ترامپ در طول سالها ریاست جمهوری خود همواره نتوانسته حرفه ای گرایی در روابط عمومی و ارتباطات در مجموعه کاخ سفید را بپذیرد و به آن پایبند باشد.
حقیقت آن است که تئوریهای پذیرفته شده حوزه مدیریت و ارتباطات با کسی شوخی ندارند و چنانچه بخواهیم با دستور و بخشنامه و سلیقه شخصی و… با آنها برخورد کنیم دیری نمیگذرد که اشکالات کار از جاهای مختلف بیرون زده و جبران مافات را بسیار سخت یا غیر ممکن مینماید.
در کشور ما نیز کم و بیش چنین شرایطی حاکم است. مثلا وقتی کسی رئیس جمهور میشود، “تقسیم اراضی” هم شروع میشود. هر کسی در ستادهای انتخاباتی رئیس جمهور منتخب کاری کرده منتظر است تا تکه مسئولیت و پست و مقامی هم به او برسد بدون اینکه به حرفه ای گرایی توجه کرده باشند.
ترامپ بیشتر از ایران، درگیری های ذهنی دارد و خطای محاسباتی او و اطرافیانش خصوصا ضعف شدید در مجموعه جانمایی و کارکرد حوزه روابط عمومی و ارتباطات عرصه قضاوت و تصمیم گیری عقلایی در شرایط عدم اطمینان را تنگ تر نموده است.
روابط عمومی و ارتباطات کاخ سفید نتوانست مفاهیم اولیه دانش، علم، هنر و فن روابطعمومی را در زمینه مدیریت افکار عمومی، سنجش و ارزیابی عملکرد، اقناع و ترغیب، مردمداری، بصیرت افزایی، دشمن شناسی، تنویر افکار عمومی و… را پیاده سازی نماید.
فرقی نمیکند ایران باشد یا آمریکا، وقتی به اصول علمی توجه نشود نتیجه نمیگیرم. مثلا در معادلات اقتصادی فرض کنید که برای بدست آوردن جواب درست معادله باید مثلا بجای ایکس عدد دو بگذاریم تا معادله حل شود. حال اگر شما بیایید اعلام کنید که اراده ما بر این تعلق گرفته که بجای ایکس برای حل معادله، عدد سه را بگذاریم، طبیعی است که معادله حل نمیشود و به جواب نمیرسید. اینجا دیگر اوامر ملوکانه و خواست و اراده و سلیقه شما راهگشا نیست.
حال فکر کنید شما چهل سال، پنجاه سال بر همین منوال عمل کنید. آنوقت آیا از کشور و اقتصاد و سازمانها و ارزشها و سرمایه اجتماعی، چیزی باقی میماند؟ نه والله…
آیا بدین ترتیب میشود حرف از مبارزه با فساد و قاچاق و توزیع عادلانه ثروت و هم چنین رفع فقر و محرومیت و رنگین تر شدن سفره مردم زد؟ نه بالله…
نقل است پادشاهی هوس دریا کرد. به همراه خدمه کشتی با آذوقه فراوان و لباس پادشاهی همگی عازم دریا شدند. دریا طوفانی شد و موجهای بلند لرزه بر اندام ساکنان کشتی انداخته بود. پادشاه وحشت زده، عصبانی شد که چرا دریا بدون اجازه او طوفانی شده است؟!؟ دستور داد شلاق بلند دردناکش را آوردند و شروع کرد به امواج دریا شلاق زدن و ناسزا گفتن. پیر دانای دنیا دیده ای به پیش آمد و گفت: قربانت گردم با پوزش فراوان مرا عفو بفرمایید، اما دریا سخن و شلاق و ناسزای شما را نمیفهمد. بهتر است شنا کردن را میاموختید. الان فقط باید شناگر خوبی باشید.
از اتفاقات پیرامون خود درس عبرت بگیریم.

نظر بدهید