آینده روابط عمومی و ارتباطات سازمانی به سمت نقشی راهبردیتر حرکت میکند؛ نقشی که در آن مدیر ارشد ارتباطات باید علاوه بر رسانه و محتوا، هوش مصنوعی، حکمرانی، اعتماد کارکنان، ریسک سیاسی، شهرت و راهبرد کسبوکار را مدیریت کند.
بر اساس مقاله آلیسون کارتر در پیآر دیلی، مهمترین تغییر در حرفه ارتباطات این است که مدیران ارتباطات دیگر صرفاً مسئول انتقال پیام نیستند؛ بلکه باید به مدیران ارشد کمک کنند تا ریسکها، انتظارات ذینفعان و پیامدهای تصمیمهای سازمانی را بهتر درک کنند.
در این چارچوب، هوش مصنوعی نه فقط ابزار تولید محتوا، بلکه موضوعی مرتبط با اعتماد، مسئولیتپذیری، شفافیت و حکمرانی سازمانی است.
از سوی دیگر، کاهش قدرت انحصاری رسانههای سنتی باعث شده نفوذ از مسیرهای متنوعی مانند پادکستها، خبرنامهها، رسانههای تخصصی، جوامع تخصصی و جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی شکل بگیرد.
بنابراین، مدیر ارتباطات آینده باید همزمان متخصص ارتباطات، مشاور کسبوکار، تحلیلگر ریسک، مدیر شهرت و راهبر اعتماد باشد.
عنوان اصلی: مدیران ارشد ارتباطات درباره آینده ارتباطات چه میگویند؟
نویسنده: آلیسون کارتر
تاریخ انتشار: ۱۲ آگوست ۲۰۲۶
منبع: پیآر دیلی
موضوع: آینده ارتباطات سازمانی، هوش مصنوعی، اعتماد، ریسک سیاسی و نقش مدیر ارشد ارتباطات
ترجمه و تنظیم برای شارا: مهدی باقریان
مقاله اصلی در پیآر دیلی در ۱۲ آگوست ۲۰۲۶ منتشر شده و دیدگاه مدیران ارشد ارتباطات درباره مسیر آینده حرفه ارتباطات را بررسی میکند.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – آینده ارتباطات سازمانی در حال تغییر است و مدیران ارشد ارتباطات بیش از گذشته در حال ورود به حوزههایی فراتر از روابط رسانهای، پیامرسانی و تولید محتوا هستند. هوش مصنوعی، اعتماد کارکنان، ریسک سیاسی، شهرت سازمان و راهبرد کسبوکار اکنون به بخش مهمی از دستور کار مدیران ارشد ارتباطات تبدیل شدهاند.
بر اساس مقاله آلیسون کارتر در پیآر دیلی، مدیران ارشد ارتباطات در حال ترسیم مسیر تازهای برای حرفه خود هستند؛ مسیری که در آن ارزش ارتباطات نه فقط با میزان انتشار پیام، بلکه با میزان نفوذ، اعتماد و تأثیر آن بر سازمان سنجیده میشود.
نفوذ رسانهای دیگر یک مسیر خطی نیست
رسانههای سنتی همچنان اهمیت دارند، اما قدرت انحصاری گذشته را ندارند. پیامهای سازمانی امروز از مسیر پادکستها، خبرنامهها، رسانههای تخصصی، جوامع تخصصی، تولیدکنندگان محتوا و جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی نیز منتشر و بازتولید میشوند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «پیام سازمان کجا منتشر شد؟» بلکه باید پرسید «این پیام پس از انتشار به کجا رفت و چه اثری ایجاد کرد؟»
این تغییر، مفهوم نفوذ را در روابطعمومی دگرگون کرده است.
هوش مصنوعی؛ از ابزار تولید محتوا تا مسئله حکمرانی
هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزاری برای نگارش متن یا تولید محتوا نیست. ظهور شخصیتهای مصنوعی، سخنگویان تولیدشده با هوش مصنوعی، سامانههای خودکار و مدیران اجرایی مجازی، پرسشهای تازهای درباره مسئولیتپذیری و اعتماد ایجاد کرده است.
چه کسی مسئول سخنان یک سامانه خودکار است؟ چه چیزی باید برای مخاطب آشکار شود؟ اگر مخاطب نتواند تشخیص دهد با انسان یا ماشین تعامل دارد، اعتماد چه وضعیتی پیدا میکند؟
این پرسشها نشان میدهد که مدیران ارتباطات به تدریج از توضیحدهنده سیاستهای هوش مصنوعی به یکی از مشارکتکنندگان اصلی در تدوین سیاستها و قواعد استفاده از این فناوری تبدیل میشوند.
مدیر ارتباطات باید کسبوکار را بفهمد
نقش مدیر ارشد ارتباطات نیز در حال گسترش است. از این مدیران انتظار میرود عملیات، ریسک، نگرش کارکنان و اولویتهای کسبوکار را بشناسند و بتوانند به مدیران ارشد درباره پیامدهای تصمیمهای سازمانی مشاوره دهند.
در واقع، مدیر ارتباطات آینده باید بتواند به مدیریت ارشد پاسخ دهد که چه چیزی اهمیت دارد، چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود و ذینفعان چگونه واکنش نشان خواهند داد.
اعتماد کارکنان به سرمایهای حساس تبدیل شده است
تغییرات مداوم سازمانی، تعدیل نیرو، بازسازی ساختار و تغییر شیوههای کار، اعتماد کارکنان را تحت فشار قرار داده است.
وقتی تغییر دائماً ادامه دارد، حتی پیامهای ارتباطی قوی نیز ممکن است دیگر اثرگذاری سابق را نداشته باشند. ازاینرو، ارتباطات تغییر باید از یک فعالیت مقطعی به یک فرایند مستمر تبدیل شود.
در همین حال، نسلهای جوانتر نیز نسبت به پیامهای بیش از حد رسمی، کلیشهای و ماشینی حساستر هستند. بنابراین، سازمانها باید میان سرعت فناوری و همدلی انسانی تعادل برقرار کنند.
ریسک سیاسی به ریسک شهرت تبدیل میشود
تحولات سیاسی و مقرراتی میتوانند بهسرعت بر کارکنان، مشتریان و شهرت سازمان اثر بگذارند. به همین دلیل، مرز میان امور عمومی و ارتباطات شرکتی در حال کمرنگ شدن است.
برای مدیران ارتباطات، یکی از پرسشهای راهبردی آینده این خواهد بود:
سازمان چه زمانی باید سخن بگوید، چه زمانی باید سکوت کند و هر یک از این انتخابها چه پیامی برای ذینفعان دارد؟
ارتباطات به مرکز سازمان نزدیک میشود
مجموع این تحولات نشان میدهد که ارتباطات سازمانی در حال نزدیک شدن به مرکز کسبوکار است.
مدیران ارشد ارتباطات دیگر فقط مسئول روابط رسانهای، پیام و محتوا نیستند. آنها باید درباره حکمرانی هوش مصنوعی، اعتماد کارکنان، ریسک سیاسی، شهرت، نفوذ مدیران ارشد و راهبرد کسبوکار نیز صاحبنظر باشند.
بنابراین، نقش مدیر ارتباطات از «مدیریت پیام» به مدیریت معنا، اعتماد، ریسک و نفوذ در حال تغییر است.
مهمترین درس این تحول برای روابطعمومی ایران نیز روشن است: روابطعمومی آینده نمیتواند صرفاً تولیدکننده محتوا یا تنظیمکننده ارتباط با رسانهها باشد. این حرفه باید به یکی از بازیگران اصلی تصمیمسازی سازمان تبدیل شود؛ جایی که اعتماد، هوش مصنوعی، شهرت، ریسک و راهبرد کسبوکار به یکدیگر متصل میشوند.
آینده روابطعمومی در حاشیه سازمان ساخته نمیشود؛ در مرکز تصمیمگیری سازمان شکل میگیرد.

نظر بدهید