بهینهسازی موتورهای مولد رویکردی برای افزایش احتمال دیدهشدن، اعتماد و استناد به یک برند در پاسخهای تولیدشده توسط سامانههای هوش مصنوعی است. برخلاف سئو که عمدتاً بر رتبه و کلیک تمرکز دارد،
بهینهسازی موتورهای مولد به مجموعهای از نشانههای اعتبار برند مانند پوشش رسانهای، نظرات، پژوهشهای اختصاصی، رهبری فکری و حضور مستمر در منابع مختلف توجه دارد.
از این رو، روابطعمومی و مدیریت شهرت به بخش مهمی از راهبرد دیدهشدن برند در جستوجوی هوش مصنوعی تبدیل شدهاند.
نویسنده: لوسی دیویسون
سمت: مدیرعامل و بنیانگذار کین اَز ماسترد مارکتینگ
تاریخ انتشار: ۱۱ آگوست ۲۰۲۶
منبع: ریسرچ لایو
بخش: دیدگاه
عنوان اصلی: What GEO means for insights marketing, and why PR just got a promotion
موضوع: روابطعمومی، بازاریابی، بهینهسازی موتورهای مولد، جستوجوی هوش مصنوعی، شهرت برند و رهبری فکری
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – ظهور جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی در حال تغییر قواعد بازی بازاریابی است. لوسی دیویسون توضیح میدهد که این تحول برای کسبوکارهای این حوزه چه معنایی دارد.
همه ما مجذوب آن کادرهای کوچک مبتنی بر هوش مصنوعی شدهایم که اکنون هر بار در گوگل جستوجو میکنیم ظاهر میشوند. خلاصهای مرتب و جمعوجور که پاسخ پرسش ما را در قالبی جذاب ارائه میکند و چند پیوند نیز در اختیارمان میگذارد. خیلی ساده و راحت. استفاده از هوش مصنوعی، بدون اینکه حتی لازم باشد یک مدل زبانی بزرگ را باز کنیم.
اما ظهور بهینهسازی موتورهای مولد برای شرکتهای فعال در حوزه بینش چه معنایی دارد؟ چگونه میتوانیم خودمان را وارد آن کادر کوچک و مرتب کنیم؟ خب، اگر امیدوار بودید همهچیز مثل گذشته ادامه پیدا کند، باید گفت که دیگر چنین خبری نیست.
کمی درباره پیشزمینه موضوع: بهینهسازی موتورهای مولد به معنای بهینهسازی موتورهای مولد است؛ یعنی روشی برای اطمینان از اینکه ابزارهای هوش مصنوعی، مانند مرورهای هوش مصنوعی، چتجیپیتی یا پرپلکسیتی، هنگام پاسخگویی به پرسش یک فرد، شرکت شما را پیدا کنند، به آن اعتماد کنند و نام آن را ذکر کنند.
این موضوع به این معناست که حتی شرکتهای فعال در حوزه بینش که خود را با بهینهسازی موتورهای جستوجو وفق دادهاند ــ که از تجربه من تعدادشان زیاد نیست ــ باید توجه بیشتری نشان دهند. و اگر تاکنون از بهینهسازی موتورهای جستوجو استفاده نکردهاید و مطمئن نیستید بهینهسازی موتورهای مولد چگونه وارد این معادله میشود، اکنون زمان مناسبی برای توجه به آن است.
موفقیت در بهینهسازی موتورهای مولد به معنای رمزگشایی از یک چتبات نیست. مسئله این است که توسط هر سامانهای که از طرف خریدار شما در حال ترکیب و تولید یک پاسخ است، شناخته شوید، مورد اعتماد قرار بگیرید و به شما استناد شود. و همین حالا این اتفاق بهصورت آرام و نامحسوس، درون همان جستوجوی گوگلی رخ میدهد که مخاطب از قبل انجام میداد.
همان بازی، اما با تابلوی امتیاز متفاوت
منطق قدیمی بهینهسازی موتورهای جستوجو این بود: کلیدواژه را به دست بیاور، کلیک را به دست بیاور. برای عبارت جستوجو رتبه بگیر و سپس ترافیک از راه میرسد.
اما بهینهسازی موتورهای مولد اینگونه کار نمیکند، زیرا دیگر فهرست رتبهبندیشدهای وجود ندارد که بتوانید در آن برنده شوید. فقط یک پاسخ وجود دارد که از نقاط تماس متعدد ساخته میشود و بر اساس هر آن چیزی شکل میگیرد که مدل از قبل درباره شما باور دارد؛ از پوشش رسانهای و نظرات گرفته تا جوایزی که کسب کردهاید، صفحه ویکیپدیا و پستهای لینکدین که مشتریان رقبای شما سال گذشته درباره شما نوشتهاند.
اگرچه وبسایت خود شما همچنان مهم است، اما فقط یکی از صداهای موجود در اتاقی بسیار شلوغتر است.
دیگر با یک مسئله ساده محتوایی روبهرو نیستید. شما با یک مسئله شهرت مواجه هستید. و شهرت، وظیفه روابطعمومی و برند است، نه بهینهسازی موتورهای جستوجو.
چرا ۹۵ درصد اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد؟
همانطور که بارها و بارها با علاقه به آن اشاره کردهام، پژوهشهای پروفسور جان داوز برای مؤسسه کسبوکار بنگاه ــ باس نکته سادهای را مطرح میکند: تا ۹۵ درصد از خریداران کسبوکار به کسبوکار در هر مقطع زمانی در بازار خرید از شما نیستند (داوز، ۲۰۲۶).
بیشتر خریدهای سازمانی بهندرت اتفاق میافتند. بنابراین ایمیل فروشی که ارسال کردهاید، پست لینکدینی که برای آن تبلیغ پولی انجام دادهاید یا محتوای محصولی که خودتان منتشر کردهاید، عمدتاً به دست افرادی رسیده است که در آن زمان قصد خرید نداشتهاند و احتمالاً برای مدت طولانی نیز چنین قصدی نخواهند داشت.
همانطور که میدانیم، بازاریابی از طریق ساختن حافظه در ذهن مشتریان بالقوه آینده عمل میکند. این فرایند پیوندی میان برند شما و موقعیتهایی ایجاد میکند که در نهایت فرد را وارد بازار میکنند. سپس، زمانی که آن لحظه ۵ درصدی سرانجام فرا میرسد، این پیوند حافظه فعال میشود و شما همان برندی خواهید بود که به ذهن فرد میآید.
حالا این موضوع را در کنار بهینهسازی موتورهای مولد قرار دهید. زمانی که یک خریدار در یک مرور هوش مصنوعی مینویسد: «بهترین ارائهدهندگان X چه کسانی هستند؟» این همان لحظه ۵ درصدی اوست.
پاسخ هوش مصنوعی در همان لحظه از صفر ساخته نمیشود؛ بلکه از تمام چیزهایی میآید که مدل پیشتر درباره معتبرترین شرکتها در آن حوزه جذب کرده است.
به عبارت دیگر، این همان در دسترس بودن ذهنی است؛ با این تفاوت که این بار یک ماشین آن را به یاد میآورد، نه یک انسان.
بنابراین برندهایی که در مرورهای هوش مصنوعی ظاهر میشوند، همان برندهایی هستند که در ۹۵ درصد زمان باقیمانده، برای ساختن شهرت و حضور معتبر خود تلاش کردهاند؛ بهگونهای که وقتی لحظه مناسب فرا رسید، چیزی برای بازیابی وجود داشته باشد.
جایی که روابط عمومی و برند کار را انجام میدهند
پس این موضوع چه تأثیری بر نحوه صرف زمان و بودجه بازاریابی شرکتهای فعال در حوزه بینش دارد؟
در ادامه، چند راه برای اطمینان از اینکه حافظه موتورهای مولد را، در کنار مشتریان بالقوه خود، تغذیه میکنید، ارائه میشود:
۱. پوشش رسانهای اکتسابی بر محتوای متعلق به خودتان برتری دارد.
پوشش «اکتسابی» ــ یعنی پوششی که از طریق ارائه پیشنهاد به رسانهها یا ارسال و پیگیری اطلاعیههای خبری به دست میآید ــ از محتوای متعلق به خود سازمان مؤثرتر است.
مدلها به اشارهها و نامبردنهای شخص ثالث، مانند گزارشهای رسانهای، نظرات و یادداشتهای تحلیلگران، وزن بسیار بیشتری نسبت به وبسایت خود شما میدهند؛ همانطور که خوانندگان نیز چنین میکنند.
هر پوشش تأییدشدهای در یک بستر رسانهای شخص ثالث، بهطور مستمر امتیاز بیشتری از محتوای منتشرشده توسط خود شرکت به دست میآورد.
۲. خبر خوب برای شرکتهای حوزه بینش این است که پژوهش اصیل، بهترین دارایی قابل استناد شماست.
دادهها و مطالعات اختصاصی همان چیزهایی هستند که روزنامهنگاران از آنها استفاده میکنند، به آنها استناد میکنند و آنها را مورد اشاره قرار میدهند؛ و همین موضوع درباره سامانههای هوش مصنوعی که در حال ترکیب یک پاسخ هستند نیز صدق میکند.
برای یک شرکت فعال در حوزه بینش، رهبری فکری که بر تفاوت واقعی برند شما استوار باشد و پیامی معنادار ارائه دهد، باید محور راهبرد بازاریابی شما باشد.
۳. ادامه دهید…
همانطور که پژوهش ما از طریق «گزارش نبض آگاهی از برند در صنعت بینش» نشان داد، ایجاد شناخت از برند دشوار است. بسیاری از شرکتکنندگان نام برندهایی را مطرح کردند که سالها پیش از بازار حذف شده بودند؛ برای مثال، «میلوارد براون» برای پژوهش تبلیغات (کین اَز ماسترد مارکتینگ، ۲۰۲۴).
همانطور که داوز هشدار میدهد، بسیاری از برندهای باسابقه حتی پس از تلاش مستمر، به سطحی بالاتر از ۲۰ تا ۳۰ درصد شناخت دست پیدا نمیکنند (داوز، ۲۰۲۶).
بنابراین حضور شما در کانالهای مختلف، از جمله رسانهها، باید در طول زمان مداوم و تکرارشونده باشد؛ یعنی سالها، نه ماهها؛ تا برای یک مدل هوش مصنوعی به اندازه یک خریدار، قابل اعتماد و قابل شناسایی شود.
همانطور که میدانیم، بیشتر وبسایتهای شرکتهای پژوهشی تقریباً حرفهای یکسانی میزنند. یک رقیب میتواند صفحه اصلی وبسایت شما را یکشبه کپی کند، اما نمیتواند پنج سال پوشش رسانهای اکتسابی، رهبری فکری و مطالعات اختصاصی شما را کپی کند.
در دنیای جدید بهینهسازی موتورهای مولد، پاداش نصیب شرکتهایی میشود که از قبل حضور داشتهاند و از طریق فعالیتهای روابطعمومی و برند، برای خود شهرت ساختهاند.
و اگر هنوز این کار را شروع نکردهاید، بهترین زمان برای آغاز آن همین حالاست.
لوسی دیویسون مدیرعامل و بنیانگذار شرکت «کین اَز ماسترد مارکتینگ» است.
منابع
داوز، ج. (۲۰۲۶). اثربخشی تبلیغات و قانون ۹۵–۵: بیشتر خریداران کسبوکار به کسبوکار در حال حاضر در بازار خرید محصولات شما نیستند. مؤسسه کسبوکار بنگاه ــ باس / مؤسسه علوم بازاریابی ارنبرگ ــ باس.
کین اَز ماسترد مارکتینگ. (۲۰۲۴). گزارش نبض آگاهی از برند در صنعت بینش.
سمراش. (۲۰۲۶). تحلیل سمراش، آوریل ۲۰۲۶؛ ارائهشده در گوگل آیاو ۲۰۲۶.
دیویسون، ل. (۲۰۲۶، ۱۱ آگوست). بازاریابی بینشها در عصر بهینهسازی موتورهای مولد؛ چرا روابطعمومی ارتقا یافته است؟ ریسرچ لایو.


نظر بدهید