در همایش «نقش روابط عمومی در مدیریت بحران» که از سوی گروه سرمایهگذاری اهداف برگزار شد، مدیران ارشد این مجموعه با تأکید بر تغییر جایگاه روابط عمومی در سازمانهای بزرگ، بر این نکته اتفاق نظر داشتند که روابط عمومی دیگر نمیتواند به واحدی برای انتشار خبر، تنظیم پیامهای مناسبتی یا پاسخهای مقطعی محدود بماند، بلکه باید به بخشی از ساختار تصمیمسازی، پیشبینی بحران، حفظ اعتماد ذینفعان و هدایت ادراک عمومی تبدیل شود.
در این همایش، رئیس هیأتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف، معاون هماهنگی و نظارت بر پروژهها، معاون منابع انسانی و پشتیبانی و همچنین مدیر روابط عمومی گروه، هر یک از زاویهای متفاوت به مأموریتهای تازه روابط عمومی در شرایط بحران پرداختند و تصویری روشن از روابط عمومی نوین، راهبردی و بحرانآگاه ارائه کردند.
نکات کلیدی
- رئیس هیأتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف تأکید کرد که بحران در هلدینگهای بزرگ یک احتمال نیست، بلکه متغیری ثابت در برنامهریزی است.
- از نگاه مدیران این گروه، روابط عمومی باید از نقش سنتی تولید خبر عبور کند و مسئول مهندسی ادراک و مدیریت فعال بحران باشد.
- اقدام زودهنگام، اقدام بههنگام، شفافیت و انسجام شبکهای، ۴ محور اصلی نقشآفرینی روابط عمومی در بحران معرفی شد.
- پیام بحران باید دارای سرعت، اعتمادآفرینی، صداقت و راهحلمحوری باشد.
- روابط عمومی باید با کمیته ریسک، واحدهای مدیریتی و ساختارهای تصمیمساز ارتباط نزدیکتری داشته باشد.
- در شرکتهای تابعه، پرهیز از چندصدایی و حرکت بر مدار پیام واحد، یکی از الزامات مدیریت بحران است.
- سنجش بازگشت اعتماد سهامداران و ذینفعان، از جمله شاخصهای مهم ارزیابی عملکرد روابط عمومی پس از بحران عنوان شد.
- روابط عمومی از نگاه معاون هماهنگی و نظارت بر پروژهها، بازوی راهبردی سازمان و مترجم دستاوردهای فنی و مهندسی برای افکار عمومی است.
- آموزش مداوم و تدوین تقویم آموزشی، بخشی ضروری از پویایی روابط عمومی و آمادگی سازمان در شرایط عادی و بحرانی دانسته شد.
- معاون منابع انسانی و پشتیبانی گروه سرمایهگذاری اهداف، روابط عمومی را کنشگر مدیریت بحران و سیستم هشدار زودهنگام سازمان توصیف کرد.
- در یادداشت مدیر روابط عمومی گروه تأکید شد که بحرانها با حادثه آغاز میشوند اما با ابهام، شایعه و خلأ اطلاعرسانی گسترش مییابند.
- وجود درگاههای رسمی و امن ارتباطی، رصد فضای مجازی، پاسخ کوتاه و دقیق، و اولویتدادن به مخاطب داخلی از مهمترین الزامات ارتباطات بحران است.
رئیس هیأتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف: روابط عمومی باید عهدهدار «مهندسی ادراک» باشد

رئیس هیئتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف با تأکید بر تغییر نقش روابط عمومی در شرایط بحران گفت: روابط عمومی نباید صرفاً تولیدکننده خبر باشد، بلکه باید با مهندسی ادراک، تقویت اعتماد ذینفعان و طراحی واکنش سریع، نقشی فعال در مدیریت بحران ایفا کند.
به گزارش روابط عمومی گروه سرمایهگذاری اهداف، مهرداد محمدی، رئیس هیأتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف در همایش «نقش روابط عمومی در مدیریت بحران» اظهار داشت: در هلدینگی با ابعاد گروه سرمایهگذاری اهداف، بحران یک اتفاق احتمالی نیست؛ نباید به بحران به مثابه رخدادی نگاه کرد که ممکن است رخ دهد، بلکه بحران یک متغیر ثابت در برنامهریزیهاست. بهعبارتدیگر، امروز باید از کلیگویی عبور کنیم و به معماری عملیاتیِ پاسخگویی بپردازیم.
وی ادامه داد: مدیران و کارشناسان روابط عمومی، به دلیل فعالیت در این حوزه، باید در گفتوگوها نسبت به واژگان وفادار باشند؛ چراکه هر واژه معنای خاص خود را دارد. بنابراین تقاضا دارم از این منظر به موضوعات بنگرید.
رئیس هیأتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف با بیان اینکه ما در این گروه با شبکهای گسترده از ذینفعان با انتظارات متفاوت در ارتباط هستیم، گفت: امروز در شرایط بحران، روابط عمومی نباید صرفاً تولیدکننده خبر باشد، بلکه باید «مهندسی ادراک» را بر عهده بگیرد. وقتی مشکلی پدید میآید، اولین چیزی که اعتبار ما را در بورس، افکار عمومی، نهادهای نظارتی و مهمتر از همه در بدنه اجتماعی درونگروهی به لرزه درمیآورد، ارزش برند است. اگر این مهم را بپذیریم، متوجه خواهیم شد که روابط عمومی چه جایگاه ویژه و تعیینکنندهای در این حوزه دارد.
محمدی افزود: شاید در سالهای دور، روابط عمومی دستگاهی بود صرفاً برای بیان برخی موضوعات و پنهانکردنِ مواردِ در معرض بحران؛ اما امروز این نگاه نیازمند بازتعریف است و باید مأموریتهای جدیدی برای روابط عمومی ایجاد شود.
وی تأکید کرد: بر این باورم که بهجای مدیریتِ روایت و نگرانی از بیان موضوعات، باید در روابط عمومی تصویری دقیق از مسئله ارائه دهیم که در پی پنهانکردن حوادث نباشد. از اینرو، شاید ارتباط تنگاتنگ روابط عمومیها با کمیته ریسک، نقش پررنگتری پیدا کند.
رئیس هیأتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف با اشاره به چهار مرحله تحقق این سیاستها در روابط عمومی اظهار داشت: گام نخست، اقدام زودهنگام است. معتقدم تنها رصد رسانه کافی نیست و به تحلیل فضای خاکستری نیاز داریم؛ جایی که شایعات در حال تبدیلشدن به باور هستند! اینجا نقطه حیاتی و محل نقشآفرینی روابط عمومیهاست. روابط عمومی پیش از مدیریت ارشد سازمان باید از عمق چالش یا بحران مطلع شود و گزارش تحلیلی آن را روی میز هیأتمدیره قرار دهد.
وی افزود: موضوع دوم، اقدام بههنگام است؛ به این معنا که پیام متناسب با شرایط طراحی شود. پیام در شرایط بحران باید واجد چهار ویژگی سرعت، اعتمادآفرینی، صداقت و راهحلمحوری باشد. اگر این ویژگیها در پیام دیده نشود، افکار عمومی به آن واکنش غریزی نشان خواهد داد.
وی ادامه داد: موضوع سوم شفافیت و صداقت در اعلام رخداد است؛ بگوییم مشکل چیست و چه برنامه اصلاحی برای برونرفت از آن داریم. ابهام و رفتارهای مبهم در بیان موضوعات، در واقع ارسال دعوتنامه برای حدس و گمانهای نادقیق بیرونی است. باید توجه داشته باشیم که صداقت، رکنِ رکینِ ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی است.
وی گفت: موضوع چهارم نیز اقدام ضروری است که به معنای انسجام شبکهای است.
محمدی اظهار داشت: ما یک گروه سرمایهگذاری هستیم؛ اگر بحران در یکی از مجموعهها رخ دهد، سایر مجموعهها نمیتوانند خود را مبرا از آن بدانند. نباید اجازه داد هیچ شرکت تابعهای در انزوا و با لحنی متضاد با گروه سخن بگوید و خبر را پردازش کند؛ باید از نگاه جزیرهای بهشدت پرهیز کرد.
رئیس هیأتمدیره گروه سرمایهگذاری اهداف با بیان اینکه اکنون ضروری است پارادایم مواجهه با بحران از «دفاع منفعلانه» به «اقدام فعالانه» تغییر یابد، گفت: انتظار من از روابط عمومی در این گروه این است که تدوین «راه واکنش سریع» را از همین امروز کلید بزنید. ما به دنبال گزارشهای عملکرد ماهانه نیستیم، بلکه به دنبال شاخصهای سنجش اعتماد هستیم و باید ابزارهایی ایجاد کنیم که از طریق آن بدانیم اقدامات ما تا چه حد توانسته نرخ اعتماد سهامداران و ذینفعان را به شرایط پیش از بحران بازگرداند.
وی با تأکید بر گذار عملی از «مونولوگ» به «دیالوگ» اظهار داشت: تصور میکنم از امروز هر یک از شرکتهای تابعه وظیفه دارند «کتابچه عملیاتی بحران» را بهروزرسانی کنند. روابط عمومی باید جایگاه نقاد سازمان را داشته باشد؛ بتواند موضوعات درونسازمانی را پردازش و مشکلات را شناسایی و منتقل کند. روابط عمومی آیینه تمامنمای سازمان است و قرار نیست اگر ضعفی را نمایان کرد، با آن بداخلاقی شود.
وی در پایان تصریح کرد: روابط عمومی باید پلی از گذشته به حال و آینده باشد. جایگاه روابط عمومی نباید برای تبلیغات زودگذر و باورناپذیر در سازمان تنزل یابد. از روابط عمومیها میخواهم بلندگوی گروه سرمایهگذاری اهداف نباشند، بلکه مأموریت خود را در حفظ اعتماد و سرمایه اجتماعی شرکتها بازتعریف کنند.
معاون هماهنگی و نظارت بر پروژههای گروه سرمایهگذاری اهداف:
روابط عمومی بازوی راهبردی سازمان است

معاون هماهنگی و نظارت بر پروژههای گروه سرمایهگذاری اهداف گفت: روابط عمومی؛ حلقه اتصال پروژههای فنی و مهندسی با افکار عمومی است و بازوی راهبردی سازمانها محسوب میشود.
به گزارش روابط عمومی گروه سرمایهگذاری اهداف، ارشیا انصاری، معاون هماهنگی و نظارت بر پروژههای گروه سرمایهگذاری اهداف، در همایش «نقش روابط عمومی در مدیریت بحران»، با اشاره به ضرورت ارتقای جایگاه روابط عمومی در سازمانها و شرکتها، اظهار داشت: از زمان شکلگیری روابط عمومی در گروه سرمایهگذاری اهداف، شاهد تغییرات محسوس و ایجاد شرایط متفاوتی هستیم که این خود نشاندهنده اهمیت و جایگاه روابط عمومی حرفهای در هر سازمانی است. این تحول، صرفاً یک تغییر شکلی یا اداری نبوده، بلکه نشانهای از نقشآفرینی روابط عمومی در ایجاد انسجام سازمانی، ارتقای ارتباطات درونسازمانی و برونسازمانی، و تقویت تصویر حرفهای مجموعه در میان مخاطبان و ذینفعان است. در واقع، هر سازمانی که به دنبال توسعه پایدار، مدیریت افکار عمومی و تثبیت اعتبار خود در محیط رقابتی امروز باشد، ناگزیر باید روابط عمومی را نه بهعنوان یک واحد اجرایی صرف، بلکه بهعنوان بخشی از نظام تصمیمسازی و مدیریت راهبردی خود به رسمیت بشناسد.
وی ادامه داد: نباید جایگاه و مأموریت روابط عمومیها را به انتشار پیامهای تقویمی محدود کرد و تنزل داد و روابط عمومی، واحد تشریفات نیست. گروه سرمایهگذاری اهداف، مجموعهای پیچیده و ارائهکننده خدمات متنوعی است، اما پایه این مجموعه، شرکتهای فنی و مهندسی هستند که بهشدت به معرفی شدن، بیان خدمات و انتشار گسترده آن نیاز دارند و روابط عمومی میتواند ارزش کار انجامشده را معرفی کند. از این منظر، روابط عمومی در سازمان، نقش مترجم توانمندیها، خدمات، دستاوردها و مزیتهای رقابتی را برای افکار عمومی، رسانهها، سرمایهگذاران، مشتریان و سایر ذینفعان ایفا میکند. اگر این وظیفه بهدرستی انجام نشود، حتی ارزشمندترین پروژهها و حرفهایترین خدمات نیز ممکن است در فضای رقابتی، ناشناخته بمانند یا کمتر از ظرفیت واقعی خود دیده شوند. به همین دلیل، روابط عمومی باید در هر سازمان، مأموریتی فراتر از اطلاعرسانی مناسبتمحور داشته باشد و به یک بازوی تحلیلی، اقناعی، تبیینی و اعتمادساز تبدیل شود.
معاون هماهنگی و نظارت بر پروژههای گروه سرمایهگذاری اهداف تأکید کرد: در سفرهای خارجی همواره شاهد تبلیغات گسترده پروژهها هستیم و تبلیغات مؤثری که جامعه مخاطب خود را تحت تأثیر قرار میدهند، حال آنکه این پروژهها در مقایسه با پروژههای انجامشده در اهداف، پروژههای کوچکتری هستند، اما در معرفی و تبلیغات، صدای بلندتری دارند. از این رو، یک روابط عمومی فعال میتواند معرف پروژهها، خدمات، تولیدات و محصولات خانواده اهداف باشد. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که در دنیای امروز، صرفِ انجام کار بزرگ برای دیده شدن کافی نیست؛ بلکه توانایی روایتگری حرفهای، مستندسازی دستاوردها، تولید محتوای هدفمند، تعامل مؤثر با رسانهها و طراحی ارتباطات اقناعی، بخشی جداییناپذیر از موفقیت سازمانی است. روابط عمومی میتواند با بهرهگیری از ابزارهای نوین ارتباطی، ظرفیتهای رسانهای و شیوههای حرفهای برندینگ سازمانی، صدای واقعی سازمان را بهدرستی، مؤثر و متناسب با نیاز مخاطبان به گوش جامعه برساند. در نتیجه، سازمانی که روابط عمومی فعال، هوشمند و آیندهنگر دارد، در رقابت برای کسب اعتماد، اعتبار و سهم ذهنی مخاطبان، از موقعیت بهتری برخوردار خواهد بود.
انصاری با تأکید بر موضوع آموزش در خانواده اهداف اظهار داشت: در هر سیستم و مجموعهای، اگر آموزش پویا نباشد، آن سیستم زنده نیست؛ بنابراین باید بحث آموزش را در خانواده اهداف جدی بگیریم و باید تقویم آموزشی طراحی و تدوین شود. مجموعه موفق و پویا، محصول آموزش مداوم و نگاه توسعهمحور است؛ از اینرو، طراحی تقویم آموزشی در این حوزه میتواند به توانمندسازی سرمایه انسانی، ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی و افزایش آمادگی مجموعه در مواجهه با شرایط عادی و بحرانی کمک شایانی کند.
معاون منابع انسانی و پشتیبانی گروه سرمایهگذاری اهداف:
روابط عمومی باید به کنشگر مدیریت بحران تبدیل شود

معاون منابع انسانی و پشتیبانی گروه سرمایهگذاری اهداف با تأکید بر نقش راهبردی روابط عمومی در شرایط بحرانی گفت: روابط عمومیها باید از جایگاه اطلاعرسانی صرف فراتر رفته و به کنشگران فعال در مدیریت بحران، هدایت افکار عمومی و ایجاد پیام واحد سازمانی تبدیل شوند.
به گزارش روابط عمومی گروه سرمایهگذاری اهداف، حبیب خراسانی، معاون منابع انسانی و پشتیبانی و مشاور مدیرعامل این گروه، در همایش «نقش روابط عمومی در مدیریت بحران»، ضمن تبریک هفته ارتباطات و روابط عمومی به حاضران، اظهار داشت: آزادسازی خرمشهر نمادی از پایداری ایران عزیز ما و نشاندهنده نحوه عبور کشور از بحرانها و قدرت نمادسازی ماست؛ نمادهایی که در طول تاریخ متعدد و متکثر بودهاند. هنگامی که از بحران سخن میگوییم، مصداق آن در واقع وضعیت زیست در ایران است. از حمله اسکندر و مغول تا جنگ تحمیلی و جنگ رمضان، همگی در هزارتوهای تاریخ گواهی میدهند که ایران همواره با بحران مواجه بوده، هست و خواهد بود.
وی تأکید کرد: کشور ما به دلیل موقعیت استراتژیک، ژئوپلیتیک، ذخایر غنی و داراییهای بیشمار، پیوسته در معرض بحران است. این «زیست در بحران»، شرایط را برای کشور بسیار دشوار میکند و از سطوح عالی مدیریتی تا پایینترین لایههای اجتماعی، و از پایتخت تا مناطق مرزی را درگیر میسازد؛ از مرزبانان ما در سیستان و بلوچستان در جنوب شرق کشور تا بازرگان در شمال غرب کشور، و از مرزهای دریایی چابهار و بندرعباس تا اینچهبرون و ارومیه؛ این وضعیت، پیوستِ زیستِ جامعه ایرانی بوده و هست.
معاون منابع انسانی گروه سرمایهگذاری اهداف، با اشاره به حضور دکتر هادی خانیکی، از اساتید و پیشکسوتان حوزه روابط عمومی در این همایش، بیان کرد: آقای خانیکی «سرطان» را که یکی از بحرانهای بزرگ زندگی انسانی است، به یک فرصت تبدیل کردند. در یادداشتهای ایشان بهوضوح میبینیم که چگونه سرطان در وجود انسان «زیستپذیر» میشود و فرد چگونه از آن عبور کرده و این وضعیت نامطلوب را به فرصتی برای رشد بدل میسازد.
خراسانی با بیان اینکه کشور در شرایط بسیار دشواری قرار دارد و بنگاههای اقتصادی، بهویژه هلدینگ بزرگی مانند «اهداف»، از این شرایط متأثرند، ادامه داد: در ابتدا باید به یک فهم مشترک درباره مفهوم بحران از نگاه روابط عمومی برسیم. از منظر روابط عمومی، بحران، بروز حادثهای غیرعادی و برجسته شدن آن در رسانهها و افکار عمومی است؛ بنابراین، مهمترین مأموریت یک روابط عمومیِ کنشگر و فعال، مدیریت افکار عمومی و جریانهای رسانهای در شرایط بحران است.
وی تصریح کرد: موضوع بسیار مهم در مبحث بحران، استراتژی مواجهه با آن است. هر روابط عمومی باید با شناسایی بهموقع بحرانها، برای مراحل «پیشابحران»، «حینِ بحران» و «پسابحران» راهبرد مشخصی داشته باشد. در واقع، روابط عمومیها باید دایرهالمعارفی از برنامهها و استراتژیهای عملیاتی همراه با پیشبینی کانالهای ارتباطی برای این شرایط داشته باشند.
وی تأکید کرد: روابط عمومیِ آیندهنگر و کنشگر باید برای مدیریت درست و بههنگام، برای قرار گرفتن در هر سه مرحله پسابحران، حین بحران و پیشابحران استراتژی داشته باشد. مهمترین اقدام در استراتژی پسابحران، شفافسازی و تقویت تعامل با رسانهها با نگاه کلانِ کنشگری است. همچنین استراتژی روابط عمومی فعال در حین بحران، باید صدای واحد از سازمان و پژواک یک صدا از سازمان باشد؛ مهمترین استراتژی در دوره پیشابحران، تقویت شبکه ارتباطی از طریق توسعه کانالهای اضطراری و گسترش دامنه دسترسیهاست.
معاون منابع انسانی و پشتیبانی گروه سرمایهگذاری اهداف گفت: شرکتها با بحرانهای متعدد داخلی و بیرونی مواجهاند برای هر یک از این موضوعات باید استراتژی مدیریت بحران، منحصر به همان موقعیت و شرایط داشته باشند.
وی تأکید کرد: به عنوان مثال بحران «خروج نیروی انسانی» به دلیل مشکلات مالی سازمان، پایین بودن حقوق و مزایا و عدم تناسب آن با رقبا، موضوعی جدی است که در این شرایط، ضروری است روابط عمومی با استفاده از ظرفیت گروههای مرجع سازمان و همدلی بین کارکنان و برقراری پیوند عمیق و راستین بین مدیران و کارکنان و تقویت تعصب سازمانی اقدام نماید.
خراسانی گفت: بحرانهای بیرونی عمدتاً به سازمانها تحمیل میشوند؛ مانند شرایط فعلی و وقوع جنگ. از مصادیق عینی بحرانهای بیرونی که روابط عمومی سازمانها با آن مواجهاند، همچنین میتوان به شرایط امنیتی و نظامی، اقتصاد کلان، نوسانات بازار، اقتصاد سیاسی و قوانین و مقررات اشاره کرد.
خراسانی اظهار داشت: روابط عمومی در سازمان را در حوزه بحران، به مثابه «سیستم هشدار زودهنگام» میدانم. اگر روابط عمومی بتواند چنین نقشی ایفا کند، قطعاً عملکرد موفقی خواهد داشت و میتواند قبل از وقوع بحران، نسبت به بروز آن به مدیران هشدار دهد و در واقع از وقوع آن پیشگیری کند.
وی در پایان تأکید کرد: همانطور که در کارخانههای تولیدی سیستم اعلام هشدار وجود دارد، ضروری است که روابط عمومی نیز در حوزه مدیریت بحران، همانگونه عمل نماید.
نقش روابط عمومی در مدیریت بحران

رضا هوشمند، مدیر روابط عمومی گروه سرمایهگذاری اهداف در یادداشتی به مناسبت برگزاری نخستین همایش «نقش روابط عمومی در مدیریت بحران»، به بررسی مأموریتها و راهبردهای روابط عمومی در مواجهه با این شرایط پرداخت.
بحرانها معمولاً با یک حادثه خودنمایی میکنند و با «ابهام» گسترش پیدا میکنند.
در بسیاری از موقعیتها، آنچه جامعه را فرسوده و سازمان را در معرض آسیب قرار میدهد صرفاً وقوع رخداد نیست؛ چراکه بسیاری از اتفاقها قابل کنترل نیستند و اگر هم کنترل و مدیریتی در آن وجود داشته باشد در تصرف و اختیار سازمان نیست.
جنگ در زمره این اتفاقهاست.
حال با طرح پرسشی آشنا و قابل لمس سخن را پیش ببریم.
در زمان وقوع بحران نقش روابط عمومی در مدیریت بحران چیست؟
آسیب در خلأ اطلاعرسانی، چندصدایی، تأخیر در پاسخگویی و میدانداری شایعه و خبر جعلی میتواند از بههمریختگیهای پس از رخداد بحران باشد.
خلأ در میزان، نوع و جنس اطلاعاتی که باید یا نباید منتقل شود را چگونه ارزیابی کنیم؟!
روابط عمومی در بحران فقط یک واحد خبری نیست؛ خط مقدم مدیریت ادراک، حفاظت از اعتماد و تقویت تابآوری اجتماعی و سازمانی است.
نقطه شروع مدیریت ارتباطات بحران، پیش از بحران است.
روابط عمومی باید پیشاپیش سناریوهای محتمل را شناسایی کند، زنجیره تصمیمگیری ارتباطی را روشن سازد، مسئولیت سخنگویی و سطح اختیارات را تعریف کند و برای ساعات اولیه بحران، پیامهای آماده و قابل اتکا داشته باشد.
اطلاعرسانی معمولاً از درگاههای مختلفی انجام میشود؛ اما در زمان بحران مطمئنترین درگاه کدام است؟!
تجربه نشان میدهد «ساعتهای اول» در شکلگیری روایت عمومی تعیینکنندهاند؛ اگر سازمان در این بازه سکوت کند یا پیام متناقض بدهد، هزینه بازسازی اعتماد چند برابر میشود.
در عصر شبکههای اجتماعی، بحرانها دو لایه دارند: لایه «واقعیت رخداد» و لایه «روایت رخداد». روایت، با سرعتی گاه بیشتر از خود حادثه گسترش مییابد.
بنابراین، داشتن «درگاههای رسمی و امن ارتباطی» دیگر یک انتخاب نیست، یک ضرورت است.
وبسایت رسمی، پیامک و سامانههای اطلاعرسانی داخلی، خطوط پاسخگویی، کانالهای تأییدشده در پیامرسانها و سازوکارهای جایگزین در صورت اختلال اینترنت یا حملات سایبری، بخشی از زیرساخت تابآوری ارتباطیاند. هدف از این درگاهها صرفاً انتشار خبر نیست؛ ایجاد مرجعیت رسمی است تا مخاطب بداند کجا باید حقیقت را پیگیری کند.
همزمان، روابط عمومی باید با منطق رسانهای جدید کنار بیاید و بهطور قطع «رصد» به اندازه «انتشار» اهمیت دارد. تیم پایش فضای مجازی و رسانهها باید بتواند شایعات و نگرانیهای در حال شکلگیری را زود تشخیص دهد، پرسشهای پرتکرار را دستهبندی کند و پاسخهایی کوتاه، دقیق، همدلانه و غیرشعاری تولید کند. پاسخ به بحران، فقط گفتنِ «چه اتفاقی افتاده» نیست؛ توضیح دادنِ «چه چیزی برای مردم مهم است» و «چه اقدامی در حال انجام است» نیز هست.
اما هیچ ارتباطات بحرانیِ موفقی بدون هماهنگی درونسازمانی شکل نمیگیرد. روابط عمومی اگر از عملیات، مدیریت، HSE، فناوری اطلاعات و منابع انسانی جدا باشد، پیامش یا غیرواقعی میشود یا دیرهنگام. در مقابل، وقتی «اتاق هماهنگی ارتباطات بحران» شکل بگیرد و اطلاعات عملیاتی و ایمنی بهصورت دقیق و منظم به روابط عمومی منتقل شود، سازمان میتواند هم پاسخگو باشد و هم مسئولانه عمل کند. در صنایع حساس، پیوند روابط عمومی با HSE حیاتی است؛ زیرا پیامهای ارتباطی باید علاوه بر اقناع افکار عمومی، نقش آموزشی و ایمنی هم داشته باشند؛ هشدارها، توصیههای پیشگیرانه، اطلاعیههای درست و بهموقع، و روایت شفاف اقدامات کنترلی.
یک اصل کلیدی که اغلب نادیده گرفته میشود، تقدم مخاطب داخلی بر خارجی است. کارکنان عملیاتی و خانوادههای سازمانی نخستین حلقه اعتمادند. اگر درونسازمان ابهام بماند، بیرون سازمان آرام نخواهد شد. اطلاعرسانی داخلی شفاف، منسجم و محترمانه، هم به کاهش اضطراب کمک میکند و هم از انتشار روایتهای غیررسمی جلوگیری میکند.
در نهایت، روابط عمومی در بحران یعنی «مدیریت ابهام با صداقت» و نه شعارزدگی و نه سکوت. جامعه از سازمانها انتظار معجزه ندارد، اما انتظار دارد حقیقت را بهموقع بداند، مسیر اقدام را بفهمد و نشانههای مسئولیتپذیری را ببیند. سرمایه اصلی روابط عمومی در بحران، اعتماد است؛ و اعتماد با شفافیتِ دقیق، هماهنگی درونسازمانی، و پاسخگوییِ پیوسته ساخته و حفظ میشود.
روابط عمومی در بحران صرفاً «انتشار خبر» نیست؛ بلکه مدیریت ابهام، حفظ اعتماد، و ایجاد پل ارتباطی برای عبور از بحران است. پیشنهاد میشود برای اهداف، یک «طرح جامع ارتباطات بحران» شامل ساختار سخنگویی، درگاههای امن ارتباطی، نظام پایش فضای مجازی، و سازوکار هماهنگی با HSE و واحدهای مدیریتی تدوین و ابلاغ شود.
نظر بدهید