مفهوم کلیدی این است که انرژی انسان مانند یک ماشین عمل میکند، نه یک باتری. صرفاً توقف فعالیت (استراحت غیرفعال) برای بازیابی آن کافی نیست، بلکه نیازمند نگهداری و فعالیتهای ترمیمی هدفمند است. در ادامه به پرسشهای کلیدی در این زمینه پاسخ داده میشود.
نوشته مشترک: بیگ ثینک (Big Think) و آن-لور لو کونف
تاریخ: ۲۱ آوریل
(توضیح تصویر: تصویرسازی از فردی که درون آیکون یک باتریِ رو به اتمام دراز کشیده و در حال کار با یک گوشی با صفحه زرد رنگ است، در پسزمینهای به رنگهای آبی تیره و مشکی با خطوط نئونی.)
زمانی که در اواسط دوره دکتری قرارداد چاپ یک کتاب را امضا کردم، میدانستم که در زمینه استراحت باید بسیار منضبط باشم. بنابراین کاری را انجام دادم که اکثر مردم آن را کارِ «درست» میدانند: استراحتهای منظم داشتم و زود به رختخواب میرفتم.
روی کاغذ، من تمام کارهایی را که برای حفظ انرژی باید انجام میدادم، انجام میدادم. با این حال، همچنان احساس خستگی میکردم. این موضوع منطقی به نظر نمیرسید، بنابراین شروع به بررسی آن کردم و متوجه شدم که بیشتر ما با مدل اشتباهی از مدیریت انرژی کار میکنیم.
ما معمولاً انرژی شخصی را مانند یک باتری تصور میکنیم: آن را مصرف میکنیم و سپس با هیچکاری نکردن، آن را شارژ میکنیم. اما از نظر بیولوژیکی، انرژی کمتر شبیه به باتری و بیشتر شبیه به یک ماشین عمل میکند: صرفاً به این دلیل که استفاده از آن را متوقف میکنید، بهطور خودکار خودش را تعمیر نمیکند.
«شاید خلاف انتظار به نظر برسد، اما کمتر کار کردن در واقع میتواند باعث شود احساس خستگی بیشتری کنید.»
اشتباه ما این است که فرض میکنیم احساس خستگی به این معناست که فقط باید کمتر کار کنیم. گاهی اوقات این کار کمک میکند؛ اما در بسیاری از مواقع، مشکل سطح فشار کاری نیست — بلکه مسئله این است که آیا بدن و مغز شما در حالتی قرار دارند که بتوانند بهطور مؤثری به آن نیاز پاسخ دهند یا خیر.
در واقع، شاید غیرمنطقی به نظر برسد، اما کمتر فعالیت داشتن واقعاً میتواند خستگی شما را بیشتر کند. تحقیقات نشان میدهد که وقتی برای مدت طولانی بیتحرک میمانید، بدن شما کارایی کمتری پیدا میکند و برای تحمل فشارها و تلاشها آمادگی کمتری خواهد داشت.
این موضوع یک چرخه باطل ایجاد میکند: احساس خستگی میکنید، بنابراین کمتر حرکت میکنید. اما کمتر حرکت کردن باعث میشود سیستم بدن شما توانایی کمتری در تولید انرژی داشته باشد، در نتیجه احساس خستگی بیشتری خواهید کرد. به همین دلیل است که نوع اشتباهِ استراحت میتواند مشکل را بدتر کند.
خلقوخو و انگیزه نیز نقش مهمی در میزان احساس انرژی ما دارند. انرژی فقط به منابع جسمانی محدود نمیشود — بلکه به این موضوع نیز بستگی دارد که آیا مغز شما تمایلی به استفاده از آن منابع دارد یا خیر.
«مشکل این نیست که شما انرژی ندارید. مشکل این است که مغز شما سیگنالی مبنی بر اینکه استفاده از انرژی ارزشش را دارد، ارسال نمیکند.»
بهعنوان مثال، ترشح دوپامین بر تمایل شما برای درگیر شدن با کارها تأثیر میگذارد. وقتی ترشح آن کاهش مییابد، فعالیتهایی که زمانی آسان به نظر میرسیدند، خستهکننده میشوند و همهچیز به تلاش بیشتری نیاز خواهد داشت.
به همین ترتیب، تغییرات جزئی در خلقوخو — مانند بیحوصلگی، بیعلاقگی و عدم درگیری ذهنی — همگی میتوانند باعث شوند احساس کنید انرژی کمتری دارید. مشکل کمبود انرژی نیست، بلکه این است که مغز پیام نمیدهد که مصرف انرژی ارزشمند است.
در نهایت، استرس میتواند مانع از ریکاوری واقعی شود. ممکن است دراز کشیده باشید یا در حال استراحت باشید، اما همچنان در حال فکر کردن، نگرانی و چک کردن گوشی خود هستید. از بیرون ممکن است شبیه استراحت به نظر برسد، اما انرژیبخش نیست، زیرا موتور ذهنتان همچنان روشن است و کار میکند.
انرژی به عملکرد هماهنگِ چندین سیستم بستگی دارد: سیستمهای متابولیک، عصبی، روانی و خودمختار (اتونومیک). استراحت به معنای متعارف آن، تنها فشارهای خارجی را کاهش میدهد، اما این کار فقط به یکی از متغیرها پاسخ میدهد. بنابراین، چگونه میتوانیم واقعاً انرژی خود را بازیابی کنیم؟
- استراحت فعال: برای بسیاری از افراد، حرکات سبک مانند کشش یا ورزشهای آسان میتواند انرژیبخشتر از دراز کشیدن باشد. این کار گردش خون را بهبود میبخشد و هوشیاری را افزایش میدهد. حتی یک پیادهروی کوتاه در اطراف خانه میتواند برای بازگرداندن انرژی شما کافی باشد.
- آرامش ذهنی (Mental downtime): اگر ذهنتان همچنان مشغول باشد، استراحت جسمی کمک زیادی نمیکند. وبگردی، چک کردن پیامها یا تماشای اخبار، همگی ذهن شما را درگیر نگه میدارند. در عوض، به دنبال فعالیتهایی باشید که ذهن شما را آرام میکنند؛ مانند حضور در طبیعت، پرداختن به سرگرمیهای ساده و آفلاین، یا صرفاً نشستن بدون دریافت هیچگونه اطلاعاتی و اجازه دادن به خود برای اینکه لحظهای احساس بیحوصلگی کنید.
- تنظیم مجدد سیستم عصبی خودمختار: اگر تحت استرس بودهاید، صرفاً متوقف کردن کاری که انجام میدهید کافی نیست. ممکن است در حال استراحت باشید اما همچنان احساس تنش یا حواسپرتی کنید. تمرینهایی که فعالیت سیستم پاراسمپاتیک را افزایش میدهند، مانند تنفس آرام، مدیتیشن، یا همصحبتی با افرادی که به شما احساس امنیت میدهند، میتوانند به خروج بدن از حالت هشدار و آمادهباش کمک کنند — و به شما اجازه دهند واقعاً آرام شوید.
- استراحت خلاقانه: گاهی اوقات سریعترین راه برای احساس انرژی بیشتر، دور شدن از همهچیز نیست، بلکه انجام کاری است که برایتان مهم است. فعالیتهایی که جالب یا هدفمند به نظر میرسند، میتوانند با درگیر کردن مجدد توجه و انگیزه شما به روشی معنادار، انرژیتان را بازگردانند.
- ایجاد تنوع: فارغ از اینکه از نظر تئوری چقدر استراحت کردهاید، انجام یک کار ثابت برای مدت طولانی میتواند احساس رخوت در شما ایجاد کند. برای بازیابی انرژی، سعی کنید فعالیتهای خود را تغییر دهید، روال عادی خود را بشکنید، یا محیط خود را عوض کنید؛ مثلاً در اتاق دیگری کار کنید یا به یک کافه بروید.
اگر احساس خستگی میکنید، استراحتِ بیشتر، راهحلی بدیهی به نظر میرسد. اما استراحت کردن فقط بارِ کاری را حذف میکند — و لزوماً وضعیت جسم و ذهن شما را تغییر نمیدهد. اگر این وضعیت نامتعادل باشد، کمتر کار کردن آن را برطرف نمیکند و در برخی موارد، میتواند اوضاع را بدتر کند.
یک رویکرد مفیدتر این است که به آنچه واقعاً انرژی شما را بازمیگرداند توجه کنید. نه فقط کارهایی که در لحظه حس استراحت میدهند، بلکه کارهایی که در نهایت واقعاً انرژی بیشتری برای شما به ارمغان میآورند. این رویکرد ممکن است به معنای پیادهروی بهجای دراز کشیدن، فاصله گرفتن از گوشی بهجای وبگردی، یا انجام یک کار جذاب بهجای صرفاً توقفِ کارها باشد.
به آزمایش کردن ادامه دهید. با گذشت زمان، متوجه خواهید شد که چه چیزی برای شما کارساز است و چه چیزی نیست. سپس میتوانید استراتژیهایی برای استراحت طراحی کنید که واقعاً انرژی شما را بازیابی کنند.
(این مقاله بخشی از «گذار انرژی» (The Energy Transition)، جدیدترین شماره ماهانه ماست که فردا، ۲۲ آوریل منتشر میشود.)

نظر بدهید