ارزیابی عملکرد در حوزه روابط عمومی راهبردی و نقش آن در تصمیمگیریهای مدیریت کلان، نیازمند بررسی همزمان دیدگاه مدیران عامل و متخصصان ارتباطات است.
در نتایج ۵ سال تحقیق میدانی، مشخص شده است که بخش ارتباطات در مواجهه با بحرانهای شهرت، ادغامهای سازمانی و ورود به بازارهای جدید، نقشی محوری دارد.
برای کسب این جایگاه استراتژیک، متخصصان این حوزه به توسعه مهارتهایی نظیر سواد مالی و درک عمیق از کاربرد هوش مصنوعی در روابط عمومی نیاز دارند تا بتوانند به عنوان بازوی اجرایی و مشاوره مدیریت در بالاترین سطوح سازمانی عمل کنند.
نویسنده: استیفن ودینگتون
تاریخ انتشار: ۱۳ آوریل ۲۰۲۶
منبع: substack.com
چه چیزی واقعا لازم است تا ارتباطات به مدیریت کمک کند؟ ۵ سال تحقیق در حال ارائه پاسخ است
کار میدانی برای پروژه تحقیقاتی دکتری من به پایان رسیده است. در اینجا به بررسی مراحل بعدی و نحوه تاثیرگذاری آن بر آموزشهایی که ارائه میدهم، میپردازیم.
من به تازگی از یک سفر یک هفتهای بازگشتهام. یوگا، مدیتیشن و خواب زودهنگام. این سفر پس از یک دوره از فشردهترین دورههای کاری که در طول دوران حرفهای خود به یاد دارم، انجام شد.
من ماههای فوریه و مارس را صرف مصاحبه با کارشناسان ارشد و مدیران آنها در سازمانهایی کردم که بخش ارتباطات آنها عملکرد بالایی داشت. این افراد اغلب مدیران عامل و مدیران ارشد ارتباطات در نهادهای دولتی، سازمانهای نظارتی، موسسات خیریه و کسبوکارهای تجاری بودند.
مصاحبهشوندگان از دل یک نظرسنجی که سال گذشته انجام دادم، انتخاب شدند. بیش از ۵۰۰ پاسخدهنده درونسازمانی به من کمک کردند تا تئوری مدیریت در ۵ دهه گذشته را در مورد کارکردهای ارتباطات شرکتی و روابط عمومی آزمایش کنم.
اهمیت مصاحبه با مدیران و متخصصان
طراحی تحقیق به طور عمدی متخصصان را با مدیران آنها جفت میکند. یک مدیر ارتباطات میتواند به شما بگوید که چگونه کار میکند، اما مدیرعامل یا رئیس او میتواند بگوید که آیا این کار تفاوتی ایجاد میکند یا خیر. داشتن هر دو دیدگاه در یک مطالعه مشابه، همان چیزی است که به من اجازه میدهد آزمایش کنم آیا شرایطی که متخصصان به عنوان شرایط توانمندساز توصیف میکنند، واقعا به شناخت استراتژیکی که به دنبال آن هستند منجر میشود یا خیر. بدون دیدگاه مدیر، شما فقط نیمی از داستان را در اختیار دارید.
این یک امتیاز بسیار بزرگ بود. افراد در اختصاص زمان خود بسیار سخاوتمند بودند و به گونهای صریح صحبت میکردند که همیشه انتظارش را نداشتم. گفتوگوها سرشار از بینش بودند و الگوهایی در حال ظهور هستند که من هنوز باید آنها را به طور کامل درک کنم.
نقش رهبران روابط عمومی با عملکرد بالا
آنچه بیشتر از همه توجه مرا جلب کرد، مقیاس و پیچیدگی مسائلی بود که این رهبران به طور روزمره مدیریت میکنند. بحرانهای شهرت که در زمان واقعی رخ میدهند. ادغامهایی که بخش ارتباطات در نتیجه آنها نقش محوری داشت. زمینهسازی برای ورود به بازارهای جدید، هم از نظر بخش و هم از نظر جغرافیایی. ایجاد روابطی که درهایی را باز میکند که دیگران نمیتوانند به آنها برسند.
همه اینها مشکلات مدیریتی هستند. متخصصانی که در حال هدایت این موارد هستند، در بالاترین سطح یک سازمان فعالیت میکنند.
اکنون نوبت به کار سخت تجزیه و تحلیل و تفسیر دادهها میرسد. آن یک هفته تعطیلات تا حدی آمادهسازی برای همین مرحله بود. من با یک قصد جدی به خانه بازگشتهام تا با دادهها خلوت کنم، با دقت روی آنها کار کنم و ببینم آنها درباره شرایطی که منجر به عملکرد بالا میشود و نحوه حفظ آن توسط سازمانها، چه چیزی به من میگویند.
من در حال حاضر از یک آستانه مهم عبور کردهام. من دیگر در این مورد که آیا این کار مهم است و تاثیری خواهد داشت یا خیر، تردیدی ندارم. مصاحبهها این موضوع را حل کردند.
تاثیر و پرسش “مرحله بعدی چیست”
پرسش “مرحله بعدی چیست” در پایان هر مصاحبه بسیار مطرح میشد. من میخواهم به استاندارد موردانتظار یک پروژه دکتری دست یابم و با گزارش یافتهها در مجلات معتبر، به دانش این حوزه کمک کنم. اما همچنین مشتاق کشف کاربردهای عملی هستم. یک کتاب مدیریت و یک کتاب کار میتوانند نتایج خوبی باشند.
یافتهها در حال حاضر به طور مستقیم به کارهای آموزشی که امسال توسعه دادهام، تزریق میشوند. دوره یک روزه مدیریت ارتباطات و رهبری از ماه ژانویه در حال برگزاری است. این دوره بر همان بدنه فکری تکیه دارد: اینکه واقعا چه چیزی لازم است تا یک بخش ارتباطات جایگاه استراتژیک به دست آورد، و چگونه متخصصان میتوانند توانایی رهبری در آن سطح را ایجاد کنند.

نظر بدهید