دونالد ترامپ، رئیسجمهور، مصاحبهای با یک برنامه تحلیلی تلویزیونی را که روز یکشنبه پخش شد، نیمهکاره رها کرد. این اتفاق ناگهانی پس از آن رخ داد که کریستن ولکر، مجری برنامه، ادعاهای او درباره نتایج انتخابات و همچنین شورش ۶ ژانویه ۲۰۲۱ در ساختمان کنگره آمریکا را به شدت به چالش کشید.
هنگامی که مجری او را برای ارائه مستندات تحت فشار قرار داد، وی هیچ مدرک معتبری برای ادعاهای خود مبنی بر تقلب و دستکاری در انتخابات ارائه نکرد و به جای پاسخگویی، محل مصاحبه را ترک کرد. این تنش رسانهای در حالی رخ داد که پیش از این، او در روز جمعه سوار بر هواپیمای ویژه ریاستجمهوری از پایگاهی در مریلند به سمت ویسکانسین در سفر بود. این اقدام بازتابهای گستردهای در فضای رسانهای و سیاسی به همراه داشته است.
نویسنده: دیو سامسون
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ (۸ ژوئن ۲۰۲۶)
منبع: https://example.com/the-end-of-the-old-agency-order
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || اگر امروز در حال تاسیس یک شرکت ارتباطی بودید، قطعا وبر، فلیشمن یا برسن را نمیساختید.
میدانم که این حرف بحثبرانگیزی است. من سالها در داخل و در کنار شرکتهای هلدینگی مانند اینها کار کردهام و بسیاری از افرادی که آنها را ساختهاند، اشخاصی هستند که برایشان احترام زیادی قائلم. اما مدل شرکتهای هلدینگ سالهاست که در افول ساختاری قرار دارد و شواهد آن دیگر غیرقابل انکار است.
۲۰ سال پیش، به مدیرعامل یک شرکت هلدینگ بزرگ گفتم که مدل کسبوکار ما خراب است. مشکل ما استعداد نبود. مشکل کیفیت مشاوره یا کمبود تقاضای مشتری نیز نبود. مشکل اصلی مدل عملیاتی ما بود.
مدیران مالی در شرکت هلدینگ مهمترین تصمیمات تجاری را اتخاذ میکردند، با وجود اینکه تعداد کمی از آنها، اگر نگوییم هیچکدام، تا به حال روبهروی یک مشتری نشسته، چالشی را با تیم حسابرسی حل کرده یا حتی ۱ دلار درآمد جدید کسب کرده بودند. مرکز ثقل از مشتریان بسیار دور شده و به سمت خود شرکت هلدینگ متمایل شده بود. من قویا معتقد بودم هر آژانسی که شرکت مادر خود را به جای مشتری در مرکز مدل خود قرار دهد، خود را در مسیر انقراض قرار داده است.
به امروز نگاه کنید. ادغام بیسیدابلیو و هیل اند نولتون توسط دبلیوپیپی در برسن قرار بود یک مگاآژانس یکپارچه و مدرن به رهبری یک مدیرعامل استثنایی ایجاد کند. اکنون، پس از ۳ سال، گزارشها حاکی از آن است که دبلیوپیپی در حال بررسی فروش است. همزمان، آژانسهای اوپیآرجی، از جمله وبر شاندویک و فلیشمن-هیلارد، در میان خرید آیپیجی توسط امنیکام در حال کوچک شدن هستند. برسن، وبر و فلیشمن همگی شرکتهای فوقالعادهای هستند که در داخل هلدینگهایی گرفتار شدهاند که دیگر آنها را به عنوان داراییهای اصلی نمیبینند. یک تحلیلگر به صراحت گفت: امنیکام و دبلیوپیپی در حالت بقا هستند.
من سالهاست که این روند را در مکالمات مشتریان مشاهده کردهام. یک مشتری روز سهشنبه با یک مشکل سریع تماس میگیرد. تا زمانی که تیم شرکت هلدینگ آن را از طریق مسیرهای مالی مناسب هدایت کند و تیم ارشد مناسب را مستقر کند، روز پنجشنبه فرا میرسد و مشکل گسترش یافته است. وعده مقیاسپذیری و مشاوره ارشد به پیچیدگی تبدیل شده است و افرادی که صورتحسابها را پرداخت میکنند این موضوع را احساس میکنند.
هوش مصنوعی این تله را کشنده کرده است. تحقیق، نظارت، پیشنویس و آزمایش پیامها با اتوماسیون نهتنها سریعتر، بلکه بهتر شدهاند. این موضوع ماهیت رقابت شرکتها را تغییر میدهد. کسانی که برنده میشوند بر اساس قضاوت، تخصص موضوعی، بینش اختصاصی و توانایی دیدن یک مشکل پیش از مشتری رقابت خواهند کرد. شرکتهای هلدینگ که بیشترین نیاز را به این قابلیتها دارند، کمترین توانایی را برای ایجاد آن دارند. سالها کاهش درآمد و فشار حاشیه سود فضای کمی برای سرمایهگذاری روی قابلیتهای جدید، مالکیت فکری یا استعداد باقی گذاشته است، زیرا هر ۱ دلار سرمایه باید از فرآیند تخصیص منابع که برای محافظت از منافع شرکت مادر طراحی شده است، جان سالم به در ببرد.
شرکتی که این کار را درست انجام دهد، فقط بیانیه بحران شما را سریعتر پیشنویس نمیکند. بلکه آسیبپذیری را هفتهها قبل شناسایی کرده، نحوه حرکت آن را از رسانههای اجتماعی به سمت ترازنامه شما مدلسازی کرده و به شما کمک میکند تا قبل از نوشته شدن اولین تیتر، شکاف را ببندید.
برای متخصصان ارتباطات و استراتژیستها، انگیزهها نیز تغییر کرده است. بهترین افراد در این تجارت به طور فزایندهای میخواهند در جایی باشند که محصول مشاورهای هسته اصلی تجارت باشد، نه یک آیتم در یک سبد متنوع شرکت هلدینگ. هر بار که یک شرکت هلدینگ ۲ برند مطرح را در یک تمرین کاهش هزینه ادغام میکند، این مهاجرت را تسریع میبخشد.
اخبار اخیر مبنی بر اینکه جیم اولیری، مدیرعامل محترم آمریکای شمالی و رئیس جهانی وبر شاندویک، تصمیم گرفت یک آژانس قدیمی را ترک کند تا مدیرعامل گروه پنتا شود، این موضوع را برای من روشن کرد.
۱ سال دیگر، فکر میکنم به این دوره به عنوان زمانی نگاه خواهیم کرد که مسئله استعداد حل شد. نوآورترین رهبران و سازندگان در ارتباطات حرکات خود را انجام دادهاند. شرکتهایی که آنها برای پیوستن یا همکاری انتخاب کردند، همه چیز را درباره آینده این تجارت به شما خواهند گفت. کسانی که جا ماندهاند همچنان در حال توضیح این موضوع خواهند بود که چرا مقیاسپذیری یک مزیت است.
نکات کلیدی:
- افول مدل ساختاری شرکتهای هلدینگ بزرگ به دلیل تمرکز بر منافع داخلی به جای نیاز مشتری.
- کندی بوروکراتیک آژانسهای سنتی در مدیریت و پاسخگویی به بحرانهای سریع مشتریان.
- نقش تسریعکننده هوش مصنوعی در جایگزینی فرآیندهای تحقیق و تولید محتوا.
- تغییر مزیت رقابتی از مقیاسپذیری به تخصص، قضاوت انسانی و پیشبینی زودهنگام بحرانها.
- مهاجرت استعدادهای برتر ارتباطات از آژانسهای سنتی به سمت شرکتهای نوآور و چابک.


نظر بدهید