پژوهشگر حوزه ارتباطات علم: وقتی جامعه علم را کنار می‌گذارد، چه اتفاقی می‌افتد؟
ویسنده استدلال می‌کند که تاریخ نشان داده است کشورهایی که از علم حمایت می‌کنند، در نهایت از دستاوردهای علمی و اقتصادی آن بهره‌مند می‌شوند؛ در مقابل، کاهش تعهد به علم می‌تواند موجب انتقال مرکز ثقل پیشرفت علمی به کشورهای دیگر شود.

🔬 وقتی جامعه علم را کنار می‌گذارد، چه اتفاقی می‌افتد؟

آدام فرانک، اخترفیزیکدان و پژوهشگر ارتباطات علم، در این مقاله استدلال می‌کند که انکار علم دیگر صرفاً یک انتخاب فردی نیست؛ بلکه به مسئله‌ای اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است.

از تغییرات اقلیمی و واکسن‌ها تا نقش شبکه‌های اجتماعی، مقاله نشان می‌دهد که چگونه قبیله‌گرایی سیاسی و تکرار اطلاعات نادرست می‌تواند شواهد علمی را به حاشیه براند.

از نگاه نویسنده، هزینه این روند در نهایت متوجه خود جامعه می‌شود: کاهش حمایت از علم می‌تواند رهبری علمی، نوآوری، جذب استعدادهای بین‌المللی و قدرت اقتصادی کشور را تضعیف کند.


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا)انکار علم دیگر صرفاً یک مسئله فردی نیست. آدام فرانک، اخترفیزیکدان و پژوهشگر حوزه ارتباطات علم، معتقد است زمانی که بی‌اعتمادی به علم به یک رفتار اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شود، پیامدهای آن می‌تواند متوجه کل جامعه شود.

فرانک در این مقاله توضیح می‌دهد که زمانی تصور می‌کرد مشاهده مستقیم پیامدهای یک باور نادرست، افراد را به بازنگری در دیدگاه‌های خود وادار خواهد کرد؛ اما تجربه او نشان داده است که چنین اتفاقی همیشه رخ نمی‌دهد.

او تجربه خود در مواجهه با انکار تغییرات اقلیمی را نمونه‌ای از این وضعیت می‌داند. به اعتقاد نویسنده، بسیاری از مخالفان علم اساساً علاقه‌ای به بررسی جزئیات علمی ندارند و مخالفت آنها بیشتر از هویت گروهی و قبیله‌گرایی سیاسی ناشی می‌شود.

فرانک سپس به همه‌گیری کووید-۱۹ اشاره می‌کند؛ دوره‌ای که به گفته او، انکار واقعیت‌های علمی حتی با وجود مشاهده مستقیم پیامدهای بیماری نیز ادامه یافت. او در عین حال تأکید می‌کند که نهادهای بهداشت عمومی نیز در مدیریت همه‌گیری مرتکب اشتباهاتی شدند و نقد و بررسی این اشتباهات برای آمادگی در برابر همه‌گیری‌های آینده ضروری است.

از نگاه نویسنده، مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که انکار علم از سطح جامعه عبور کرده و به نهادهای قدرت برسد. او معتقد است کاهش حمایت از علم و ایجاد بی‌ثباتی در نهادهای علمی، برنامه‌ریزی بلندمدت برای حفظ جایگاه علمی کشور را دشوار می‌کند.

فرانک برای توضیح اهمیت این موضوع به تاریخ علم اشاره می‌کند. از نظر او، مرکز برتری علمی جهان در طول تاریخ بارها جابه‌جا شده است؛ ایتالیا در قرن هفدهم، انگلستان و فرانسه در قرن هجدهم، آلمان در اوایل قرن بیستم و آمریکا در میانه قرن بیستم از مراکز مهم این جابه‌جایی بوده‌اند.

این تغییرات نشان می‌دهد که رهبری علمی موقعیتی ثابت و تضمین‌شده نیست. کشورهایی که از علم حمایت می‌کنند و برای پژوهش و نوآوری سرمایه‌گذاری دارند، می‌توانند از دستاوردهای علمی و اقتصادی آن بهره‌مند شوند؛ در مقابل، کشورهایی که تعهد خود به علم را کاهش می‌دهند، ممکن است جایگاه خود را به رقبا واگذار کنند.

نویسنده همچنین به رقابت جهانی در حوزه خودروهای برقی اشاره می‌کند و آن را نمونه‌ای از سرعت تغییر در عرصه فناوری می‌داند. از نگاه او، علم و فناوری منتظر کشورها نمی‌مانند و فرصت‌های جدید می‌توانند به سرعت به سمت کشورهایی منتقل شوند که آمادگی بیشتری برای پذیرش و توسعه آنها دارند.

یکی دیگر از نگرانی‌های فرانک، مهاجرت استعدادهای علمی است. دانشجویان و پژوهشگران برجسته بین‌المللی در نهایت به کشورها و دانشگاه‌هایی جذب خواهند شد که محیط مناسب‌تری برای فعالیت علمی، پژوهش و نوآوری فراهم کنند.

بنابراین، هزینه انکار علم فقط کاهش دانش عمومی یا افزایش اختلافات اجتماعی نیست. در بلندمدت، این روند می‌تواند توانایی یک کشور برای تولید علم، جذب استعداد، توسعه فناوری و حفظ جایگاه خود در رقابت جهانی را تضعیف کند.

پیام نهایی مقاله روشن است: وقتی جامعه علم را کنار می‌گذارد، در نهایت ممکن است با از دست دادن توانایی علمی خود روبه‌رو شود.


نویسنده: آدام فرانک (Adam Frank)
منبع: Big Think
تاریخ انتشار: ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶
ترجمه و تدوین: شارا