هوش مصنوعی پاسخها را سریعتر از همیشه در اختیار ما قرار میدهد؛ اما آیا سرعت بیشتر، همیشه به معنای یادگیری بهتر است؟
یک مقاله در نیویورکتایمز هشدار میدهد که خلاصههای هوش مصنوعی ممکن است فرصت پرسهزدن در اینترنت، مواجهه با اطلاعات غیرمنتظره و شکلگیری ارتباطات تازه میان ایدهها را کاهش دهند.
کنجکاوی زمانی فعال میشود که میان آنچه میدانیم و آنچه میخواهیم بدانیم فاصلهای وجود داشته باشد. اگر هوش مصنوعی این فاصله را در چند ثانیه از بین ببرد، ممکن است بخشی از یادگیری اتفاقی و کشفهای پیشبینینشده نیز از بین برود.
شاید مسئله آینده جستوجو فقط این نباشد که چگونه سریعتر پاسخ بگیریم؛ بلکه این باشد که چگونه همچنان چیزهایی را کشف کنیم که نمیدانستیم باید دربارهشان سؤال کنیم.
عنوان اصلی: ما در حال از دست دادن توانایی کشف چیزهایی هستیم که نمیدانستیم باید دربارهشان سؤال کنیم
عنوان چاپی نیویورکتایمز: فضای میان یک سؤال و یک پاسخ ارزشمند است
نویسنده: آنه-لور لو کانف (Anne-Laure Le Cunff)
تخصص نویسنده: عصبشناس و پژوهشگر حوزه کنجکاوی
تاریخ انتشار: ۸ ژوئیه ۲۰۲۶
رسانه: نیویورکتایمز، بخش دیدگاه (Opinion)
نوع مطلب: مقاله دیدگاه / Guest Essay
حوزه: هوش مصنوعی، جستوجوی اینترنتی، علوم شناختی، یادگیری، کنجکاوی و فناوری
منبع اصلی: The New York Times
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، شیوه جستوجوی اطلاعات در اینترنت را بهسرعت تغییر داده است. کاربران امروز میتوانند به جای بررسی چندین صفحه و دنبالکردن لینکهای مختلف، سؤال خود را مطرح کنند و در چند ثانیه خلاصهای آماده از پاسخ دریافت کنند.
آنه-لور لو کانف، عصبشناس و پژوهشگر حوزه کنجکاوی، در مقالهای که در بخش دیدگاه نیویورکتایمز منتشر شده، هشدار میدهد که این تحول اگرچه دسترسی به اطلاعات را سریعتر میکند، ممکن است یکی از مهمترین عناصر یادگیری یعنی کنجکاوی و اکتشاف را تضعیف کند.
به نوشته او، بخش قابلتوجهی از جستوجوهای گوگل در آمریکا بدون کلیک کاربر روی لینک به پایان میرسد. ابزارهایی مانند چتجیپیتی، کلود و پرپلکسیتی نیز با ارائه مستقیم پاسخ، مسیر سنتی جستوجو را کوتاه میکنند.
در جستوجوی سنتی، کاربر ممکن بود هنگام مطالعه یک مطلب با موضوعی تازه مواجه شود، به یک لینک دیگر برود، منبعی غیرمنتظره پیدا کند و در نهایت به اطلاعاتی برسد که اصلاً سؤال اولیه او نبوده است. همین مسیرهای فرعی میتوانند زمینهساز یادگیری و کشفهای جدید باشند.
این پژوهشگر با استناد به تحقیقات علوم اعصاب توضیح میدهد که کنجکاوی صرفاً میل به دانستن یک واقعیت مشخص نیست. وقتی فرد با یک سؤال جذاب مواجه میشود و هنوز پاسخ آن را نمیداند، مغز در وضعیت آمادگی بیشتری برای دریافت اطلاعات قرار میگیرد.
در چنین شرایطی حتی اطلاعاتی که مستقیماً به سؤال اصلی مربوط نیستند نیز ممکن است بهتر در ذهن باقی بمانند. به این فرایند یادگیری ضمنی گفته میشود.
از نگاه نویسنده، پاسخهای فوری هوش مصنوعی میتوانند این پنجره یادگیری را خیلی زود ببندند. کاربر پاسخ خود را دریافت میکند، اما ممکن است مقاله دیگری را نخواند، مسیر مطالعاتی دیگری را دنبال نکند و به ارتباطی میان دو ایده که در ابتدا بیارتباط به نظر میرسند، دست پیدا نکند.
او برای توضیح اهمیت این موضوع به نمونه کشف تابش زمینه کیهانی اشاره میکند. آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون در سال ۱۹۶۴ با یک صدای مداوم در آنتن رادیویی خود مواجه شدند. اگر این صدا را صرفاً نویز تجهیزات تلقی میکردند، یکی از کشفهای مهم علمی رخ نمیداد. اما ادامه پرسش و کنجکاوی درباره منشأ این پدیده، آنها را به کشف تابش باقیمانده از بیگبنگ رساند.
از این منظر، فضای میان پرسش و پاسخ یک فضای خالی نیست. این فضا میتواند محل شکلگیری یادگیری، ارتباط میان ایدهها، نوآوری و کشفهای غیرمنتظره باشد.
نویسنده تأکید میکند که مشکل اصلی این نیست که انسانها دیگر سؤال نخواهند پرسید؛ بلکه این خطر وجود دارد که سؤال به جای آغاز یک مسیر اکتشافی، به نقطه پایان تبدیل شود.
او در عین حال معتقد است کاربران همچنان میتوانند به شیوه سنتی جستوجو کنند، اما معماری پیشفرض پلتفرمهای دیجیتال ممکن است بهتدریج این رفتار را کمتر کند.
بر همین اساس، شرکتهای هوش مصنوعی میتوانند در طراحی محصولات خود انتخابهای متفاوتی داشته باشند؛ از جمله نمایش پررنگتر منابع اصلی، ارائه دیدگاهها و توضیحات رقیب، معرفی مسیرهای مطالعاتی جایگزین و ایجاد حالتهای جستوجویی که به جای سرعت صرف، اکتشاف و کنجکاوی را تقویت کنند.
پیام نهایی مقاله روشن است: مهمترین کشفها همیشه همان چیزهایی نیستند که از ابتدا به دنبالشان بودهایم.
بنابراین، اگر فناوری فقط همان چیزی را ارائه کند که از آن سؤال کردهایم، ممکن است بهتدریج توانایی کشف چیزهایی را که حتی نمیدانستیم باید دربارهشان سؤال کنیم، از دست بدهیم.

نظر بدهید