ماندگاری با مردم‌داری معنا پیدا می‌کند
دکتر سعید معادی عضو هیات مدیره انجمن متخصصان روابط‌عمومی

شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا)جامعه هنری کشور شاهد درگذشت یکی از مفاخر عرصه بازیگری شده است؛ چهره‌ای درخشان و بی‌بدیل که در محله نازی‌آباد تهران چشم به جهان گشود و به واسطه عشق و علاقه وافر به عرصه بازیگری، پا به این عرصه خطیر گذاشت و به دلیل استعداد و توانمندی ذاتی و همکاری با کارگردانان تراز اول این مرز و بوم، لقب «سلطان طنز» را از افکار عمومی از آنِ خود کرد.

بازیگر برجسته‌ای که به جای تقلید و تیپ شدن در یک نقش و یک کاراکتر خاص، به واسطه خلاقیت و ظرفیت مثال‌زدنی، با ایفای نقش‌های مختلف، تصویری باورپذیر در موقعیت‌ها و ژانرهای گوناگون به بینندگان حرفه‌ای و عام سینمای ایران ارائه داد. ایفای نقش کودک در سریال باز هم مدرسه‌ام دیر شد تا مثل‌آباد در سال‌های دور تلویزیون و نقش‌های طنز و غیرطنز در فیلم‌های ای ایران، دلشدگان، مادر، اجاره‌نشین‌ها، آدم‌برفی، اخراجی‌ها و… از این هنرپیشه کارکشته و کاربلد، شخصیتی را در معرض دید همگان قرار داد که گویی حضور او در هر موقعیت و مناسبت سینمایی، وزنه‌ای جدی برای تحمل بار مسئولیت در برابر بیننده و مخاطب با رویکردها و سلیقه‌های مختلف است.

آری، اکبر عبدی، هنرمند شهیر، خوش‌نام و نام‌آشنای این مرز و بوم، در عین شهرت و آوازه، هنرمندی از جنس مردم و برخاسته از متن و بطن جامعه بود. هنر ارتباطات، مردم‌داری، دوری گزیدن از غرور کاذب و تکبر بی‌پایه و اساس، از ویژگی‌های برجسته این هنرمند مردمی بود. صفا، صمیمیت و صداقت در مواجهه با دوستداران و مخاطبان و نیز یک‌رنگی و صراحت در گفتار، شرایطی را فراهم ساخت تا مردم و افکار عمومی، وجود بی‌آلایش، صاف و زلال او را بی‌منت در میان خود بپذیرند.

نکته جالب‌تر اینکه این هنرمند مردمی، علاوه بر استقبال و اقبال عمومی مردم و مخاطبان، کانون توجه سایر سلبریتی‌ها و افراد مشهور و نام‌آشنای عرصه‌های مختلف نیز بود. افزون بر بازیگران و هنرمندان، رجال سیاسی، ورزشی، اقتصادی و اجتماعی نیز به او ارادت داشتند. به عبارتی، کمتر چهره‌ای را می‌توان یافت که با نام و نشان این هنرمند مردم‌دار آشنا بوده باشد و با بی‌توجهی، بی‌اعتنایی یا کم‌محلی از کنار او عبور کرده باشد.

بی‌شک، رمز این جاودانگی و ماندگاری و دلیل این اتفاق مهم، چیزی جز مردم‌داری و گام نهادن در مسیر ارتباط انسانی و تکریم و رعایت کرامت انسان، بدون هرگونه تکبر، غرور و خودبزرگ‌بینی جاهلانه، نبوده است. او به‌درستی آموخته بود که برای ماندگار شدن و برای خوش‌نام ماندن، چاره‌ای جز همنشینی، همراهی، همدلی و هم‌کلامی صادقانه و خالصانه، توأم با معرفت و انسانیت، وجود ندارد.

باید باور کنیم که مناصب، مشاغل، عناوین و القاب، همگی موقتی و گذرا هستند و مردم، گفتار، رفتار و کردار انسان‌ها را ملاک سنجش و قضاوت قرار می‌دهند. هرچه فاصله میان انتظار و تجربه مردم در مواجهه با حرف و عمل دیگران کمتر باشد و صداقت، سلامت، راستی و درستی پایه و اساس گفتار و کردار قرار گیرد، اقبال مردم بیشتر و احترام آنان افزون‌تر خواهد بود.

یاد و نام این هنرمند مردمی و مردم‌دار گرامی باد.

مردی به قامت تاریخ سینما

لبخند بر لبان جهانی نشاند و رفت
جنسش ز مردم و وطنش قلب مردمان
با نردبان عشق، کیانی نشاند و رفت

هر تار و پود وجودش ز معرفت
در هم تنید و نشانی نشاند و رفت

پیشه هنر گرفت و هنرمند شد ز جان
مرد هزارچهره، نهانی نشاند و رفت

مدرسه‌اش چه زود دیر شد و رفت از میان
آن دل‌شده که دلبرکانی نشاند و رفت

با قلب مهربان، آدمِ برفی قصه‌ها
خون غصه خورد و خزانی نشاند و رفت

کودک شد و همره مادر در آن دیار
در چشم باد نشست و مکانی نشاند و رفت