چگونه میتوان در شبکههای اجتماعی یک برند موفق ساخت؟ آیا تولید محتوای بیشتر باعث رشد برند میشود؟ نقش شفافیت هویت برند، شناخت مخاطب، ثبات در انتشار محتوا، تعامل با کاربران، ویروسی شدن محتوا و برند شخصی بنیانگذار در موفقیت رسانههای اجتماعی چیست؟ چرا رسانههای اجتماعی نباید صرفاً بهعنوان یک ابزار فروش مستقیم دیده شوند؟
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – اوراتیل پاپو چهار سال است که یک آژانس رسانههای اجتماعی را اداره میکند. او در این مدت با صاحبان برندهایی کار کرده است که با وجود انتشار روزانه محتوا، رشد قابلتوجهی نداشتهاند؛ همچنین با مشتریان بینالمللی و دارای بودجههای قابلتوجه مواجه بوده که همچنان نمیدانستند چرا نرخ تعامل آنها افزایش نمییابد.
به گفته پاپو، تجربه چهار سال فعالیت حرفهای نشان داده است که مشکل بسیاری از برندها کمبود محتوا نیست؛ بلکه فقدان وضوح، هویت مشخص و شناخت دقیق مخاطب است.
چهار درسی که چهار سال مدیریت شبکههای اجتماعی به من آموخت
۱. بیشتر برندها با محتوا مشکل ندارند؛ با شفافیت مشکل دارند
وقتی از صاحبان برند پرسیده میشود مشتری آنها چه کسی است، چه مسئلهای را حل میکنند و چرا مخاطب باید آنها را به رقیب ترجیح دهد، پاسخها اغلب مبهم است.
این ابهام در همهچیز دیده میشود؛ از کپشنهایی که ظاهراً همهچیز میگویند اما پیام مشخصی ندارند، تا صفحاتی که از نظر بصری جذاباند اما احساس یا ارتباط معناداری با مخاطب ایجاد نمیکنند.
به همین دلیل، نخستین کاری که پاپو با مشتریان جدید انجام میدهد، پیش از طراحی محتوا یا تعیین تعداد پستها، مشخص کردن هویت برند و شناخت مخاطب است.
او میپرسد: مخاطب دقیقاً چه کسی است؟ چه چیزی ذهن او را مشغول کرده است؟ هنگام مواجهه با برند چه احساسی باید پیدا کند؟ و چه چیزی باعث میشود به جای عبور از صفحه، مکث کند و آن را دنبال کند؟
وقتی پاسخ این پرسشها روشن باشد، تولید محتوا بسیار سادهتر میشود. اما بدون این شفافیت، تولید محتوا بیشتر شبیه حدس زدن است و حدس زدن در مقیاس بزرگ، هزینه زیادی دارد.
۲. ثبات، مهمتر از ویروسی شدن است
همه دوست دارند یک ویدئو میلیونها بازدید داشته باشد و برندشان یکشبه هزاران دنبالکننده جدید پیدا کند. این اتفاق ممکن است رخ دهد، اما ویروسی شدن بهتنهایی یک استراتژی نیست.
پاپو میگوید بارها شاهد بوده است که برندی ناگهان ویروسی شده، هزاران دنبالکننده به دست آورده و سپس برای چند هفته ناپدید شده است؛ زیرا برای مدیریت این توجه ناگهانی آماده نبوده و سیستم مناسبی نداشته است.
در مقابل، برندهایی که رشد پایدار دارند، حتی زمانی که کسی آنها را نمیبیند به فعالیت خود ادامه میدهند. آنها در دورههای دسترسی پایین نیز محتوا منتشر میکنند، زمانی که تعداد نظرات کم است با مخاطبان تعامل دارند و به جای دنبال کردن هیجان کوتاهمدت، روی ساختن رابطهای بلندمدت تمرکز میکنند.
ویروسی شدن یک اتفاق است؛ ثبات یک استراتژی.
۳. کار با مشتریان بینالمللی نگاه من به برندهای آفریقای جنوبی را تغییر داد
پاپو پس از جذب مشتریان خارج از آفریقای جنوبی دریافت که تفاوت اصلی در انتظارات یا شیوه تولید محتوا نیست؛ مسئله اساسی در بسیاری از موارد، همان فقدان هویت و شناخت روشن از برند است.
او میگوید فعالیت در بازارهای بینالمللی باعث شد ظرفیت بالای برندهای آفریقای جنوبی را بهتر ببیند. بسیاری از این برندها محصولات و خدمات بسیار خوبی دارند، اما حضور آنها در رسانههای اجتماعی به اندازه ظرفیت واقعیشان قدرتمند نیست.
از نگاه او، یکی از مهمترین فرصتهای ازدسترفته، فاصله میان آنچه یک برند واقعاً هست و تصویری است که در فضای آنلاین از خود ارائه میدهد.
۴. وقتی خودم را مانند یک مشتری دیدم، همهچیز تغییر کرد
پاپو حدود دو سال پس از راهاندازی آژانس خود با یک بنبست مواجه شد. او مشتری جذب میکرد و برای آنها نتیجه میساخت، اما رشد کسبوکار خودش مطابق انتظار نبود.
مدتی تصور میکرد مشکل از استراتژی، قیمتگذاری یا جایگاهیابی است؛ اما سرانجام متوجه شد مشکل اصلی این است که خودش بهعنوان یک برند دیده نمیشود.
او در حالی که حضور آنلاین مشتریانش را تقویت میکرد، از ساختن حضور و برند شخصی خودش غافل شده بود.
وقتی تصمیم گرفت با خودش مانند یک مشتری رفتار کند، دیدگاههایش را منتشر کند، مسیر حرفهای خود را بهعنوان یک بنیانگذار به اشتراک بگذارد و برند شخصیاش را جدی بگیرد، همهچیز تغییر کرد.
نوع پرسشها، کیفیت گفتوگوها و حتی مشتریانی که به سراغ او میآمدند، تغییر کردند.
از نگاه پاپو، برند شخصی بنیانگذار چیزی جدا از کسبوکار نیست؛ بلکه میتواند یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازاریابی آن باشد.
توصیه به برندهای تازهکار
پیش از آنکه بلند صحبت کنید، واضح صحبت کنید.
پیش از انتشار هر محتوا، دقیقاً بدانید چه کسی هستید، به چه کسی خدمت میکنید و میخواهید مخاطب هنگام مواجهه با برند شما چه احساسی داشته باشد.
حتی اگر لازم است، یک هفته برای پاسخ دادن به این پرسشها وقت بگذارید. همین زمان میتواند شما را از یک سال تولید محتوایی که نتیجهای ندارد، نجات دهد.
پس از آن، حضور مستمر در شبکههای اجتماعی را جدی بگیرید.
رسانههای اجتماعی دستگاه فروش خودکار نیستند. نمیتوان محتوا را وارد کرد و انتظار داشت بلافاصله مشتری بیرون بیاید. رسانه اجتماعی، رابطهای است که با جامعهای از انسانها شکل میدهید؛ انسانهایی که شاید هنوز شما را نمیشناسند.
پس با آن مانند یک رابطه رفتار کنید.
اگر بنیانگذار یک کسبوکار هستید، چهره خود را نشان دهید. دیدگاهها و تجربههایتان را به اشتراک بگذارید و اجازه دهید مخاطبان بدانند چه کسی پشت این برند قرار دارد.
در جهانی پر از لوگو، تصاویر زیبا و محتوای تولیدشده برای جلب توجه، یک دیدگاه انسانی و واقعی میتواند یکی از متمایزکنندهترین داراییهای یک برند باشد.
پاپو پس از چهار سال فعالیت در این حوزه میگوید همچنان به همین اصول باور دارد و فعالیت حرفهای خود را بر پایه آنها بنا میکند.
عنوان اصلی: Social media is not a vending machine, it’s a relationship
نویسنده: Oratile Papo
تاریخ انتشار: ۷ آوریل ۲۰۲۶
منبع: Bizcommunity

نظر بدهید