بازگشت مدیران عامل بازنشسته؛ چرا شرکت‌ها در بحران جانشینی به رهبران قدیمی روی آورده‌اند؟
خشک‌شدن مسیرهای جانشینی مدیران عامل باعث شده است هیئت‌مدیره شرکت‌های بزرگ بیش از گذشته به مدیران عامل بازنشسته و رهبران باتجربه روی بیاورند؛ راهکاری سریع و کم‌ریسک که می‌تواند مشکل کوتاه‌مدت را حل کند، اما لزوماً جانشین‌پروری و تحول بلندمدت سازمان را تضمین نمی‌کند.

بازگشت مدیران عامل بازنشسته به شرکت‌های بزرگ، فقط یک انتخاب مدیریتی نیست؛ می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل عمیق‌تر باشد: بحران جانشینی.

افزایش سن مدیران عامل، طولانی‌ترشدن دوره تصدی آنها و خروج جانشینان احتمالی باعث شده شرکت‌هایی مانند کرَکر بارل، ورایزن و بوئینگ دوباره به مدیران اجرایی باتجربه و سابق روی بیاورند.

اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند: آیا مدیرعامل بازنشسته واقعاً راه‌حل است یا فقط مسئله جانشینی را به آینده موکول می‌کند؟

تجربه شرکت‌های بزرگ نشان می‌دهد جانشین‌پروری دیگر یک برنامه منابع انسانی نیست؛ یک ضرورت راهبردی برای هیئت‌مدیره و آینده سازمان است.


عنوان اصلی: هیئت‌مدیره‌ها دوباره به سراغ مدیران عامل بازنشسته می‌روند؛ زیرا مسیرهای جانشینی در حال خشک‌شدن است
نویسنده: فیل واهبا
منبع: فورچون
تاریخ انتشار: ۷ اوت ۲۰۲۶
موضوع: رهبری سازمانی، جانشینی مدیرعامل، حاکمیت شرکتی، توسعه مدیران، مدیریت ارشد


بازگشت مدیران عامل بازنشسته؛ زنگ هشدار برای جانشین‌پروری سازمانی

شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) بازگشت مدیران عامل بازنشسته به رأس شرکت‌های بزرگ، به یکی از نشانه‌های قابل‌توجه تغییر در بازار رهبری سازمانی تبدیل شده است. شرکت‌هایی که زمانی انتظار می‌رفت مدیران آینده خود را از داخل سازمان پرورش دهند، اکنون برای پرکردن صندلی مدیرعامل به سراغ چهره‌هایی می‌روند که پیش‌تر این مسیر را طی کرده‌اند.

کرَکر بارل یکی از نمونه‌های اخیر است. این شرکت پس از کناره‌گیری جولی ماسینو، مدیرعامل ۶۹ ساله و بازنشسته‌ای به نام دیو دنو را انتخاب کرد. دنو پیش‌تر مدیرعامل بلومین برندز، مالک اوتبک استیک‌هاوس، بود و سابقه فعالیت در پیتزا هات و یام برندز را نیز در کارنامه داشت. انتخاب او در حالی صورت گرفت که برخی تحلیلگران نسبت به توانایی یک مدیر بازنشسته برای جذب مشتریان جوان‌تر و ایجاد تغییرات اساسی در شرکت تردید داشتند.

ورایزن و بوئینگ نیز در همین مسیر حرکت کرده‌اند و مدیران عامل بازنشسته را برای رهبری خود انتخاب کرده‌اند. حتی در سطح مدیریت اجرایی اپل نیز یک مدیر سابق از بازنشستگی خارج شده تا در تیم مدیریتی آینده شرکت حضور داشته باشد.

داده‌ها نشان می‌دهند این اتفاق صرفاً چند انتخاب موردی نیست. مؤسسه راسل رینولدز گزارش داده است که ۳۴ درصد از مدیران عامل منصوب‌شده در شرکت‌های عضو اس‌اندپی ۵۰۰ طی نیمه نخست ۲۰۲۶، پیش‌تر مدیرعامل یک شرکت سهامی عام بوده‌اند؛ در حالی که این رقم یک سال قبل ۲۲ درصد بود.

دلیل این تغییر را باید در وضعیت مسیرهای جانشینی جست‌وجو کرد. شاون کول، رئیس کوئن پارتنرز، معتقد است وقتی سازمان ذخیره مناسبی از مدیران آماده برای تصدی مدیرعاملی ندارد، بازگشت به سراغ مدیران سابق ساده‌ترین گزینه به نظر می‌رسد.

مسئله از آنجا پیچیده‌تر می‌شود که مدیران عامل امروزی مدت بیشتری در سمت خود باقی می‌مانند. مطالعه دفتر ملی پژوهش اقتصادی نشان داده است که میانگین سن مدیران عامل بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳، ۱۰ سال افزایش یافته و به ۶۱ سال رسیده است. همچنین مدیران عاملی که تاکنون در سال ۲۰۲۶ کنار رفته‌اند، به‌طور متوسط ۹ سال در سمت خود بوده‌اند؛ در حالی که این رقم در دوره مشابه سال ۲۰۲۵، حدود ۶/۶ سال بود.

طولانی‌شدن دوره مدیریت مدیرعامل یک پیامد مهم دارد: مدیرانی که می‌توانند در آینده جانشین او شوند، مدت بیشتری در انتظار می‌مانند. برخی از آنها ممکن است برای دستیابی به فرصت‌های مدیریتی به شرکت‌های دیگر بروند و برخی دیگر حتی پیش از رسیدن به جایگاه مدیرعامل بازنشسته شوند.

در نتیجه، شرکت‌ها بیش از گذشته به سراغ مدیران خارج از سازمان می‌روند. بر اساس داده‌های کوئن پارتنرز، ۳۳ درصد از مدیران عامل جدید شرکت‌های عضو اس‌اندپی ۵۰۰ در سال گذشته از خارج سازمان استخدام شده‌اند؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴ تنها ۱۸ درصد بود.

این روند یک هشدار جدی برای هیئت‌مدیره‌هاست. وقتی سازمانی برای مدیریت ارشد خود مرتباً به مدیران خارجی یا بازنشسته متوسل می‌شود، ممکن است مسئله اصلی کمبود استعداد نباشد؛ بلکه ضعف در شناسایی، پرورش و آماده‌سازی رهبران آینده باشد.

مدیرعامل بازنشسته می‌تواند در شرایط خاص یک انتخاب منطقی باشد. چنین فردی معمولاً تجربه مدیریتی، شناخت صنعت، شبکه ارتباطی و توانایی تصمیم‌گیری در شرایط دشوار را در اختیار دارد. اما تکیه بیش از حد بر چنین گزینه‌ای ممکن است سازمان را از سرمایه‌گذاری روی نسل بعدی رهبران بازدارد.

به همین دلیل، مسئله اصلی فقط انتخاب مدیرعامل بعدی نیست؛ مسئله این است که آیا سازمان برای مدیرعامل بعد از او نیز آماده است یا خیر.

هیئت‌مدیره‌های آینده‌نگر باید جانشین‌پروری را از یک برنامه منابع انسانی به یک اولویت راهبردی تبدیل کنند. شناسایی استعدادهای مدیریتی، ایجاد مسیرهای واقعی رشد، تجربه‌دادن به مدیران در مسئولیت‌های بزرگ‌تر و ارزیابی مستمر آمادگی آنها برای رهبری، باید بخشی از وظایف اصلی حاکمیت شرکتی باشد.

در غیر این صورت، استخدام مدیران عامل بازنشسته ممکن است فقط یک راه‌حل موقت باشد؛ راه‌حلی که به گفته شاون کول، به جای حل مسئله، آن را به آینده موکول می‌کند.