اَن کریدی وایس، مدیرعامل شرکت هچ، برنامه روزانه خود را بر پایه نظم، آرامش و تعادل میان کار و زندگی بنا کرده است. او روزش را با شبیهساز طلوع خورشید آغاز میکند تا بدنش بهتدریج از خواب بیدار شود و در دقایق نخست روز به تلفن همراه نگاه نمیکند. صبحانه خانوادگی بدون گوشی، پرهیز از اخبار در ابتدای روز و نوشتن ۳ اولویت اصلی، به او کمک میکند ذهنش را پیش از ورود به جلسات کاری سامان دهد.
در این برنامه، جلسات کوتاه، زمانهای مشخص برای تمرکز عمیق و توجه به پیادهروی و ورزش سبک، نقش مهمی در حفظ انرژی ذهنی و تصمیمگیری بهتر دارند. او تلاش میکند کار را در ساعت ۹ شب به پایان برساند تا مرزی روشن میان زندگی حرفهای و زندگی شخصی ایجاد شود.
این رویکرد نهتنها بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه از سلامت روان، کیفیت خواب و رابطه خانوادگی نیز پشتیبانی میکند. همین ترکیب از عادتهای روزانه، الگوی ارزشمندی برای مدیران، کارآفرینان و هر کسی است که به دنبال زندگی منظمتر و متعادلتر است.
نویسنده: اِل هاردی
تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۴۰۵
منبع انگلیسی: بیزینس اینسایدر (Business Insider)
منبع فارسی: شارا ـ شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – این گزارش بر اساس گفتوگوی «اِل هاردی» با اَن کریدی وایس، مدیرعامل شرکت Hatch، فعال در حوزه فناوری خواب و استراحت در منطقه خلیج سانفرانسیسکو تهیه شده است. متن برای اختصار و روانی ویرایش شده است.
از وکالت تا کارآفرینی
از سال ۲۰۰۵ کارآفرین بودهام. فعالیت حرفهایام را بهعنوان وکیل حقوق شرکتها و اوراق بهادار آغاز کردم و سپس وارد دنیای کسبوکار شدم.
نخستین شرکت خود را در حوزه والدین و نوزادان راهاندازی کردم. در سال ۲۰۰۶، زمانی که فیسبوک هنوز فقط برای دانشجویان قابل استفاده بود و مایاسپیس محبوبترین شبکه اجتماعی محسوب میشد، شبکه اجتماعی Maya’s Mom را تأسیس کردم. بعدها این شرکت را به یکی از زیرمجموعههای جانسون اند جانسون واگذار کردم.
در جریان همین واگذاری با همسرم، دیو وایس، آشنا شدم. در سال ۲۰۱۴ شرکت Hatch Baby را بنیان گذاشتیم و در سال ۲۰۲۰ نیز برند Hatch را برای تولید ساعتهای هوشمند و تجهیزات بهبود خواب توسعه دادیم. هدف ما کمک به افراد برای تغییر رفتارهای روزمره و مراقبت بهتر از سلامت خود است.
برنامه روزانه
ساعت ۷:۱۵ صبح؛ بیدار شدن با طلوع مصنوعی خورشید
تلفن همراهم داخل اتاق خواب قرار دارد، اما کنار تخت نیست.
هر روز با قابلیت «طلوع خورشید» دستگاه Hatch Restore از خواب بیدار میشوم. این دستگاه بهآرامی نور اتاق را افزایش میدهد تا طلوع طبیعی خورشید را شبیهسازی کند.
۱۵ دقیقه بعد، زنگ هشدار صوتی فعال میشود. اگر هنوز بیدار نشده باشم، موسیقی بسیار بلندی پخش میشود؛ البته معمولاً همان نور تدریجی برای بیدار شدن کافی است.
اگر تا ساعت ۷:۴۰ از تخت بیرون نیامده باشم، پسر ۱۳ سالهام مرا بیدار میکند.
نیم ساعت اول روز بدون تلفن همراه
در ۳۰ دقیقه نخست روز تلاش میکنم اصلاً به تلفن همراهم نگاه نکنم.
ترجیح میدهم ذهنم بهآرامی وارد جریان روز شود. تجربه به من نشان داده است نحوه آغاز روز تأثیر مستقیمی بر میزان آرامش، تمرکز و تصمیمگیری آگاهانه در ادامه روز دارد.
ساعت ۷:۴۵؛ صبحانه بدون تلفن همراه
همسرم کمی بیشتر میخوابد و من همراه پسرم سگ خانواده را برای پیادهروی بیرون میبریم.
برای صبحانه معمولاً ماست یونانی، گرانولای خانگی که مادرم تهیه میکند، عسل و میوه آماده میکنم؛ البته پسرم میوه دوست ندارد.
در زمان صبحانه قانونی ساده داریم:
هیچ تلفن همراهی روی میز نیست.
گاهی برای چند ثانیه پیامهای کاری را در «اسلک» بررسی میکنم، اما در مجموع این قانون را جدی رعایت میکنیم.
پسرم ساعت ۸:۲۰ راهی مدرسه میشود.
پس از آن، من و همسرم زمانی را با یکدیگر سپری میکنیم. تهیه قهوه برای او یکی از روشهای ابراز محبت من است.
همچنین سعی میکنم ابتدای روز اخبار را دنبال نکنم، زیرا اخبار باعث میشود پیش از تعیین اولویتهای شخصی، درگیر اولویتهای دیگران شوم.
ساعت ۸:۳۰؛ ورزش یا حداقل تصمیم برای ورزش
حدود سه روز در هفته، بلافاصله پس از رفتن پسرم ورزش میکنم.
گاهی فقط یک پیادهروی کوتاه انجام میدهم و گاهی با دستگاه ورزشی خانگی تمرین میکنم.
دوست داشتم بگویم هفتهای پنج روز چند ساعت ورزش میکنم، اما واقعیت این نیست.
اگر ورزش نکنم، مستقیماً کار را آغاز میکنم.
بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۳۰ پشت میز کارم، که در بخش دیگری از اتاق خواب قرار دارد، مستقر میشوم.
ساعت ۹:۳۰؛ تعیین سه اولویت اصلی
هر روز روی یک برگه یادداشت کوچک سه مهمترین کاری را که باید انجام دهم مینویسم.
شرکت ما کاملاً دورکار است؛ بنابراین روز کاری با جلسات ویدئویی پشت سر هم آغاز میشود.
سعی میکنم مهمترین تصمیمها و تفکرهای راهبردی را در ابتدای روز انجام دهم و مدت جلسات را حداکثر ۳۰ دقیقه نگه دارم.
همیشه تلاش میکنم حدود ۹۰ دقیقه زمان بدون وقفه برای تمرکز عمیق داشته باشم، هرچند حفظ این زمان همیشه آسان نیست.
جلساتم موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشوند:
- هماهنگی با تیمها
- بررسی محصولات
- بازاریابی
- جذب نیرو
به همین دلیل تلاش میکنم میان جلسات زمانی کوتاه برای بازیابی تمرکز در نظر بگیرم.
ساعت ۱۲:۳۰؛ ناهار سریع
اغلب پشت میز کار ناهار میخورم.
غذای معمول من شامل:
- دامپلینگ مرغ
- بلوبری یا موز
است.
برای میانوعده عصر نیز معمولاً یکی از این گزینهها را انتخاب میکنم:
- یک تکه شکلات
- انبه خشک
- لارا بار
اگر فرصت داشته باشم، حوالی ظهر پیادهروی کوتاهی انجام میدهم؛ این کار سریعترین روش برای بازیابی انرژی ذهنی من است.
ساعت ۳ بعدازظهر؛ ادامه جلسات و اتفاقات پیشبینینشده
بعدازظهرها معمولاً ادامه جلسات کاری است، اما تقریباً هیچ روزی بدون اتفاق غیرمنتظره سپری نمیشود.
اخیراً روی محصولی کار میکردیم که امکان پایش بدون تماس کیفیت خواب را فراهم میکند.
بهدلیل تأخیر در تحویل تراشههای موردنیاز، مجبور شدیم همه برنامهها را کنار بگذاریم تا راهحلی برای تأمین قطعات پیدا کنیم.
ساعت ۵ عصر؛ استقبال از خانواده
پسرم از مدرسه برمیگردد و همسرم که اکنون بازنشسته شده، معمولاً بعدازظهرها با او وقت میگذراند.
من ساعت پنج از اتاق کار پایین میآیم، به هر دوی آنها سلام میکنم و در آغوششان میگیرم.
هدفم این است که بخش اصلی روز کاری را تا ساعت شش به پایان برسانم، هرچند برای یک مدیرعامل پایان کار هیچگاه کاملاً مشخص نیست.
ساعت ۶ عصر؛ زمان خانواده
در این ساعت کار را متوقف میکنم تا برای خانواده غذا بپزم و کنار آنها باشم.
غذاهای مورد علاقهام عبارتاند از:
- مرغ و سبزیجات تفتدادهشده همراه برنج سفید
- پاستا با سس پستو و بروکلی بخارپز
- سالاد همراه مرغ گریلشده
اگر تیم گلدن استیت وریرز مسابقه داشته باشد، بازی را خانوادگی تماشا میکنیم.
ساعت ۶:۳۰ تا ۹ شب؛ مؤثرترین ساعات کاری
اگر برنامه خانوادگی نداشته باشیم، پسرم از ساعت ۷ تا ۹ شب از وسایل دیجیتال استفاده میکند.
برای من این بهترین زمان تمرکز است، زیرا دیگر کسی پیام فوری نمیفرستد و مزاحمتی ایجاد نمیشود.
ساعت ۹ شب؛ پایان رسمی روز
در ساعت ۹ شب تلفن همراهم را کنار میگذارم.
تصمیم قطعی برای خوابیدن در این ساعت، تأثیر بسیار مثبتی بر سلامت روانم داشته است.
دستگاه Restore با روشن کردن نور سفید به من یادآوری میکند که زمان پایان روز فرا رسیده است.
اگر هنوز در تخت مشغول مطالعه نباشم، این نور علامتی است که باید آماده خواب شوم.
ساعت ۱۰ شب؛ خواب با کتاب صوتی
پسرم معمولاً زودتر به اتاق خودش میرود.
من هنگام خواب به نسخه کوتاهشده کتاب زنان کوچک گوش میدهم؛ نسخهای که شرکت خودمان تولید کرده است.
معمولاً پس از حدود ۱۲ دقیقه شنیدن کتاب صوتی به خواب میروم.
آخر هفتهها؛ خانواده، ورزش و جامعه محلی
آخر هفتهها برنامههای زیادی داریم، اما همه آنها برایم لذتبخش هستند.
سگ خانواده، «گراهام»، انرژی فراوانی دارد و تقریباً هر روز باید او را به پارک سگها ببریم.
آخر هفتهها همراه گروه کوچکی از دوستان ورزش میکنم و این برنامه را بههیچوجه حذف نمیکنم.
بخش دیگری از زمانمان صرف همراهی با فرزندان میشود؛ از گفتوگو درباره آینده شغلی فرزند بزرگتر گرفته تا تشویق فرزند کوچکتر در مسابقات بسکتبال.
هر زمان فرصتی برای خلوت پیدا کنم، کتاب میخوانم؛ ترجیحاً رمانی که احساساتم را درگیر کند.
مادرم بیشتر آخر هفتهها کنار ماست و معمولاً همه اعضای خانواده در یک خانه جمع میشوند.
گاهی همسایهمان همراه دخترش به خانه ما میآید، چون همسرم یک پای خانگی پخته است و همه دور هم آن را میخوریم.
محله ما از آن دست محلههایی است که درهای خانهها به روی همسایهها باز است و کودکان سالها در کنار یکدیگر بزرگ شدهاند.
ما سالها برای ساختن چنین جامعهای آگاهانه تلاش کردهایم و به گمانم همین موضوع، آن را به محیطی کمنظیر تبدیل کرده است.
نکات کلیدی
- آغاز روز با شبیهساز طلوع خورشید و پرهیز از استفاده از تلفن همراه در ۳۰ دقیقه نخست.
- صبحانه خانوادگی بدون تلفن همراه و دوری از اخبار در ابتدای روز.
- تعیین سه اولویت اصلی هر روز و محدود کردن جلسات به ۳۰ دقیقه.
- اختصاص زمانی برای تمرکز عمیق و ایجاد فاصله میان جلسات.
- اولویت دادن به خانواده در پایان روز و کنار گذاشتن تلفن همراه از ساعت ۹ شب.
- مطالعه کتاب چاپی و استفاده از کتاب صوتی برای آماده شدن جهت خواب.
- سرمایهگذاری آگاهانه بر روابط خانوادگی، فعالیت بدنی و ارتباط با جامعه محلی بهعنوان بخشی از سبک زندگی متعادل.

نظر بدهید