ارتباطات در آموزش عالی دیگر تنها ابزاری برای اطلاعرسانی نیست، بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای حکمرانی دانشگاهی تبدیل شده است. افزایش فشارهای سیاسی، کاهش اعتماد عمومی، اعتراضات دانشجویی، چالشهای مربوط به آزادی بیان و سیاستهای آموزش عالی باعث شده است رؤسای دانشگاهها ناگزیر باشند درباره موضوعات حساس تصمیمهای ارتباطی پیچیدهای اتخاذ کنند.
تجربه دانشگاههای بزرگ آمریکا نشان میدهد که موفقترین رهبران دانشگاهی کسانی هستند که میان سکوت و موضعگیری تعادل برقرار میکنند و تصمیمهای خود را بر پایه ارزشهای بنیادین دانشگاه توضیح میدهند. ارتباطات راهبردی زمانی اثربخش است که با شفافیت، صداقت، انسجام و سیاستهای عملی همراه باشد و بتواند اعتماد ذینفعان را حفظ کند.
در فضای پرتنش امروز، دانشگاهها به چارچوبهای ارتباطی منسجم، مدیریت حرفهای بحران، سخنگویی مؤثر و رهبری مبتنی بر ارزشها نیاز دارند. چنین رویکردی علاوه بر حفظ اعتبار سازمان، زمینه مدیریت بهتر بحرانها، تقویت اعتماد عمومی و ارتقای جایگاه آموزش عالی را نیز فراهم میکند.
نویسنده: اندرو جارل – مشاور ارشد ارتباطات و نویسنده حوزه روابطعمومی و مدیریت بحران
تاریخ انتشار: ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶
منبع انگلیسی: اُدایِر پیآر
منبع فارسی: شارا – شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || آموزش عالی در آمریکا در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است. دانشگاهها همزمان با فشارهای سیاسی، نظارتهای فدرال، اعتراضات دانشجویی، افزایش هزینههای تحصیل، کاهش اعتماد عمومی و تغییر انتظارات جامعه روبهرو هستند. در چنین شرایطی، نقش رؤسای دانشگاهها دیگر تنها به مدیریت علمی، توسعه پژوهش یا جذب منابع مالی محدود نمیشود؛ بلکه آنان به سخنگویان اصلی نهادهای خود در یکی از پیچیدهترین محیطهای ارتباطی تبدیل شدهاند.
رهبران دانشگاهی اکنون باید درباره موضوعاتی اظهار نظر کنند که اغلب ماهیتی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارند و هر تصمیم یا سکوت آنان میتواند واکنشهای گستردهای در میان دانشجویان، استادان، دولت، رسانهها، خیرین، فارغالتحصیلان و افکار عمومی ایجاد کند. به همین دلیل، مهمترین چالش ارتباطی آنان یافتن تعادل میان ضرورت پاسخگویی و پرهیز از ورود به هر بحث عمومی است.
فضای پیچیده و چندلایه ارتباطات دانشگاهی
در سالهای اخیر، دانشگاهها با مجموعهای از پروندههای حساس روبهرو بودهاند؛ از سیاستهای تنوع، برابری و شمول گرفته تا نحوه مدیریت اعتراضات دانشجویی، استقلال دانشگاهی، آزادی بیان، پذیرش دانشجو و تحقیقات علمی.
وزارت دادگستری آمریکا در سال ۲۰۲۶ چندین دانشگاه را به دلیل نحوه اجرای سیاستهای پذیرش مورد بررسی قرار داد. همزمان، نحوه مدیریت اعتراضات دانشجویی درباره جنگ اسرائیل و فلسطین نیز به یکی از مهمترین محورهای انتقاد از رؤسای دانشگاهها تبدیل شد.
در کنار این تحولات، افکار عمومی نیز نسبت به ارزش اقتصادی آموزش عالی تردید بیشتری پیدا کرده است. بر اساس نتایج نظرسنجی انبیسی نیوز در پایان سال ۲۰۲۵، حدود دو سوم رأیدهندگان معتقد بودند که تحصیل در دانشگاه چهار ساله دیگر توجیه اقتصادی گذشته را ندارد. این کاهش اعتماد، فشار مضاعفی بر مدیران دانشگاهها وارد کرده است.
اشتباهات ارتباطی و پیامدهای آن
برخی از رؤسای دانشگاههای مطرح آمریکا در سالهای اخیر به دلیل مدیریت نامناسب ارتباطات با پیامدهای سنگینی روبهرو شدند. رؤسای دانشگاههای هاروارد و پنسیلوانیا پس از حضور در کنگره و ناتوانی در ارائه پاسخهای شفاف درباره یهودستیزی و اعتراضات دانشجویی با موجی از انتقادها مواجه شدند و در نهایت از سمت خود استعفا کردند.
همچنین جیمز رایان، رئیس دانشگاه ویرجینیا، در سال ۲۰۲۵ در پی فشارهای سیاسی پیرامون سیاستهای تنوع، برابری و شمول از سمت خود کنارهگیری کرد.
وجه مشترک همه این رخدادها آن بود که رهبران دانشگاهها یا زمان مناسب برای سخن گفتن را تشخیص ندادند یا نتوانستند ارزشهای بنیادین دانشگاه را به شکلی روشن و قانعکننده برای مخاطبان توضیح دهند.
ضرورت انضباط در ارتباطات
اندرو جارل معتقد است رؤسای دانشگاهها نباید درباره هر موضوعی موضعگیری کنند. اعتبار سخنان آنان زمانی حفظ میشود که تنها در موضوعاتی وارد گفتوگو شوند که مستقیماً با مأموریت، استقلال، آموزش، پژوهش و فعالیتهای دانشگاه مرتبط باشد.
به همین دلیل، بسیاری از دانشگاهها به سمت سیاست «بیطرفی نهادی» حرکت کردهاند. بر اساس این رویکرد، دانشگاه تنها در موضوعاتی اظهار نظر میکند که مستقیماً بر مأموریت آموزشی یا پژوهشی آن اثر میگذارد و از ورود به مناقشههای سیاسی و اجتماعی غیرمرتبط خودداری میکند.
اگرچه این سیاست نیز منتقدانی دارد، اما از دیدگاه نویسنده، مزیت اصلی آن حفظ اعتبار ارتباطی دانشگاه است؛ زیرا نهادی که درباره هر موضوعی اظهار نظر میکند، به تدریج اثرگذاری خود را از دست خواهد داد.
رهبری مبتنی بر ارزشها
با وجود اهمیت بیطرفی، سکوت همیشگی نیز راهکار مناسبی نیست. هنگامی که موضوعی مستقیماً بر دانشگاه اثر میگذارد، رهبران باید مواضع خود را بر پایه ارزشهای بنیادین سازمان بیان کنند.
جارل معتقد است بسیاری از مدیران به دلیل نگرانی از واکنشهای سیاسی، به کلیگویی و ابهام روی میآورند؛ در حالی که ارتباطات مؤثر مستلزم شفافیت درباره ارزشها و سیاستهای اجرایی است.
او نمونه آلن گاربر، رئیس دانشگاه هاروارد، را مثال میزند که با صراحت اعلام کرده است نفرتپراکنی در دانشگاه جایی ندارد و همزمان استقلال دانشگاه را در برابر فشارهای سیاسی حفظ خواهد کرد. این شفافیت باعث شده ذینفعان بهتر بدانند تصمیمهای مدیریتی بر چه اصولی استوار است.
ارتباطات راهبردی به جای واکنشهای مقطعی
مهمترین توصیه نویسنده آن است که دانشگاهها نباید تنها هنگام بحران به فکر ارتباطات باشند. آنها باید پیشاپیش چارچوبی روشن برای تصمیمگیری، سخنگویی، مدیریت بحران و تبیین ارزشهای سازمانی طراحی کنند تا در زمان بروز بحران، گرفتار واکنشهای احساسی و متناقض نشوند.
رؤسای موفق دانشگاهها کسانی خواهند بود که ضمن حفظ استقلال نهاد خود، از ورود غیرضروری به مناقشههای سیاسی پرهیز کنند، اما هرگاه ارزشهای بنیادین دانشگاه به چالش کشیده شد، با شفافیت، صداقت و اتکا به اصول سازمانی سخن بگویند. در فضای پیچیده امروز، اعتماد عمومی بیش از هر زمان دیگری به کیفیت ارتباطات راهبردی و رهبری مبتنی بر ارزشها وابسته است.
نکات کلیدی
- آموزش عالی آمریکا با فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیسابقه روبهرو است.
- رؤسای دانشگاهها باید میان سخن گفتن و سکوت تعادل برقرار کنند.
- نداشتن راهبرد ارتباطی میتواند به بحران اعتبار منجر شود.
- بیطرفی نهادی به یکی از رویکردهای رایج دانشگاهها تبدیل شده است.
- ارتباطات موفق باید بر ارزشهای بنیادین سازمان استوار باشد.
- شفافیت در بیان مواضع از کلیگویی مؤثرتر است.
- ارتباطات بحران باید از پیش طراحی شود، نه هنگام وقوع بحران.
- اعتماد عمومی نتیجه هماهنگی میان ارزشها، سیاستها و عملکرد دانشگاه است.
- رهبری ارتباطی امروز بخشی جداییناپذیر از مدیریت دانشگاه محسوب میشود.

نظر بدهید