چهار شریک ارشد مککینزی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که آینده مشاوره مدیریت تنها به تخصص فنی و تحلیل داده وابسته نیست. با گسترش هوش مصنوعی و خودکار شدن بخش قابلتوجهی از تحلیلهای فنی، نقش مدیران ارشد بیش از گذشته به رهبری افراد، ایجاد اعتماد، مدیریت روابط با مشتریان، هماهنگی تیمها و تصمیمگیری راهبردی وابسته میشود.
تجربه آنا ماتسون، الکس دوورسون، ماریا آلبونیکو و هولگر هورتگن همچنین نشان میدهد که مسیر موفقیت حرفهای الزاماً از یک برنامه دقیق برای ارتقا عبور نمیکند؛ بلکه عملکرد واقعی، تخصص، کنجکاوی، سازگاری و توانایی ایجاد ارزش برای مشتریان اهمیت زیادی دارد.
عنوان اصلی: ۴ شریک ارشد مککینزی در ۲۰۲۶؛ رهبری، هوش مصنوعی و آینده مشاوره مدیریتی
عنوان اصلی مقاله به زبان اصلی: Meet 4 of the people who made it to the top of McKinsey this year
نویسنده: پولی تامپسون
تاریخ انتشار: ۵ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۴:۴۴ بعدازظهر به وقت گرینویچ+۳:۳۰
منبع: بیزنس اینسایدر
موضوع: رهبری سازمانی، مسیر شغلی، مشاوره مدیریتی، هوش مصنوعی و تحول حرفهای
افراد محوری: آنا ماتسون، الکس دوورسون، ماریا آلبونیکو و هولگر هورتگن
مخاطبان: مدیران، متخصصان روابطعمومی، مدیران منابع انسانی، مشاوران مدیریت و علاقهمندان به رهبری سازمانی و هوش مصنوعی
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – تحول هوش مصنوعی در صنعت مشاوره مدیریت تنها شیوه انجام تحلیلها و پردازش دادهها را تغییر نمیدهد؛ بلکه انتظارات از مدیران ارشد و رهبران سازمانی را نیز دگرگون میکند.
تجربه آنا ماتسون، الکس دوورسون، ماریا آلبونیکو و هولگر هورتگن، چهار شریک مککینزی که در سال ۲۰۲۶ به بالاترین سطوح مدیریتی این شرکت رسیدند، تصویری از این تحول ارائه میدهد.
مککینزی بیش از ۲۵۰۰ شریک در سراسر جهان دارد و معمولاً سالانه حدود ۲۰۰ شریک جدید به مجموعه خود اضافه میکند. با این حال، در سال ۲۰۲۶ حدود ۶۰ نفر به مقام شریک ارشد رسیدند؛ جایگاهی که تنها تعداد محدودی از اعضای شرکت به آن دست پیدا میکنند.
موفقیت حرفهای بدون نسخه ثابت
چهار شریک ارشد مککینزی میگویند رسیدن به این جایگاه بیش از آنکه نتیجه یک برنامه دقیق و حسابشده برای ارتقا باشد، حاصل نشان دادن تواناییهایی بوده که از قبل در عمل به نمایش گذاشته بودند.
آنا ماتسون که پس از سالها فعالیت در دلویت به مککینزی پیوست، پس از ناکامی در ارتقای سال گذشته تصمیم گرفت کمتر درگیر سیاستهای داخلی شود و بیشتر روی مشتریان، علایق و نقاط قوت حرفهای خود تمرکز کند.
هولگر هورتگن نیز مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. او در سال ۲۰۰۷ بهعنوان نخستین دانشمند داده و مهندس هوش مصنوعی مککینزی در آلمان به این شرکت پیوست. اگرچه به او گفته شده بود که با الگوی سنتی شریک مککینزی مطابقت ندارد، تصمیم گرفت بهجای تغییر مسیر، بر تخصص خود در فناوری و هوش مصنوعی تمرکز کند.
هوش مصنوعی و تغییر نقش مدیران
یکی از مهمترین بخشهای این تجربه، تغییر نقش مدیران ارشد در عصر هوش مصنوعی است.
پیشتر، بخش قابلتوجهی از وظایف شرکا به آموزش مهارتهای فنی، بررسی تحلیلها و کنترل دادهها اختصاص داشت. اما هوش مصنوعی اکنون میتواند بسیاری از این وظایف را سریعتر انجام دهد.
در نتیجه، شرکا زمان بیشتری را صرف هماهنگی جلسات، انتخاب اعضای مناسب تیم، شناسایی مهارتهای مورد نیاز کارکنان، توسعه افراد و ایجاد اعتماد میکنند.
ماریا آلبونیکو معتقد است در این شرایط، تمرکز بیشتری بر انسان شکل گرفته است؛ موضوعی که از نگاه او یک تناقض مثبت است.
به بیان دیگر، هرچه فناوری بخش بیشتری از فعالیتهای تحلیلی را بر عهده میگیرد، ارزش مهارتهای انسانی مانند ارتباط، اعتماد، رهبری و همکاری افزایش پیدا میکند.
تخصص هوش مصنوعی به یک ضرورت تبدیل شده است
برای مدیرانی که در حوزههایی مانند داروسازی، واکسن و زیستفناوری فعالیت میکنند، داشتن دیدگاه درباره هوش مصنوعی اکنون بخشی از اعتبار حرفهای محسوب میشود.
الکس دوورسون میگوید این موضوع ۱۰ سال پیش، زمانی که به مککینزی پیوست، چنین اهمیتی نداشت.
هولگر هورتگن نیز با وجود ۲۰ سال تجربه در حوزه هوش مصنوعی، میگوید سرعت تحولات کنونی به اندازهای زیاد است که حتی او نیز هر هفته احساس میکند باید برای عقب نماندن از تغییرات تلاش کند.
این تجربه نشان میدهد که در عصر هوش مصنوعی، حتی متخصصان باسابقه نیز نمیتوانند صرفاً به دانش گذشته خود متکی باشند و یادگیری مستمر به بخشی جداییناپذیر از رهبری تبدیل شده است.
«هسته انسانی» رهبری باقی میماند
با وجود تغییرات فناوری، شرکای مککینزی معتقدند برخی ویژگیها همچنان اهمیت خود را حفظ کردهاند.
برای آنا ماتسون، کنجکاوی و خوشبرخورد بودن از ویژگیهای اصلی یک رهبر موفق است.
او پیش از پیوستن به مککینزی با ۲۳ شریک این شرکت گفتوگو کرده بود و پس از ورود دریافت که کنجکاوی، علاقه به یادگیری و فروتنی ویژگیهای مشترک بسیاری از آنهاست.
در نهایت، آنچه برای او اهمیت دارد، عنوان شغلی یا نقش سازمانی نیست؛ بلکه این است که رهبران چگونه افراد خود را هدایت میکنند و چگونه به مشتریان خدمت میکنند.
آینده مشاوره؛ فناوری بیشتر، انسان محوری قویتر
تجربه چهار شریک ارشد مککینزی تصویری مهم از آینده مشاوره مدیریت ارائه میکند.
هوش مصنوعی بخشی از فعالیتهای تکراری، دادهمحور و تحلیلی را خودکار میکند، اما این تحول الزاماً به معنای کمرنگ شدن نقش انسان نیست.
برعکس، ارزش رهبری انسانی، اعتمادسازی، ارتباط با مشتری، توسعه کارکنان، هماهنگی تیمها و تصمیمگیری راهبردی میتواند بیش از گذشته اهمیت پیدا کند.
مسیر حرفهای چهار شریک ارشد مککینزی نیز نشان میدهد که موفقیت الزاماً از یک الگوی ثابت پیروی نمیکند. تخصص، عملکرد واقعی، کنجکاوی، انعطافپذیری و توانایی ایجاد ارتباط مؤثر، عواملی هستند که در محیط کاری متحولشده همچنان اهمیت دارند.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این تحول این باشد که هوش مصنوعی میتواند شیوه کار مدیران را تغییر دهد، اما رهبری همچنان به انسانها، اعتماد و توانایی ایجاد ارتباط وابسته است.
نکات کلیدی
- مککینزی در سال ۲۰۲۶ حدود ۶۰ شریک ارشد جدید به مجموعه خود اضافه کرده است.
- چهار چهره مورد بررسی، آنا ماتسون، الکس دوورسون، ماریا آلبونیکو و هولگر هورتگن هستند.
- رسیدن به بالاترین سطوح مدیریتی الزاماً حاصل یک برنامه سیاسی و حسابشده برای ارتقا نیست.
- تخصص، عملکرد واقعی، رابطه با مشتری و توانایی رهبری از عوامل مهم پیشرفت هستند.
- هولگر هورتگن با تمرکز بر فناوری و هوش مصنوعی، بدون تغییر دادن هویت حرفهای خود، مسیر متفاوتی را طی کرده است.
- هوش مصنوعی در حال تغییر ساختار کار مشاوران و انتظارات از مدیران ارشد است.
- با خودکار شدن تحلیلهای فنی، ارزش مهارتهای انسانی مانند اعتمادسازی، هماهنگی، ارتباط و رهبری افزایش یافته است.
- در محیط جدید، مدیران ارشد باید علاوه بر تخصص حرفهای، درک مناسبی از هوش مصنوعی داشته باشند.
- مسیر شغلی موفق الزاماً به معنای ماندن در یک نقش ثابت نیست؛ امکان تجربه پروژهها و صنایع مختلف نیز اهمیت دارد.
- کنجکاوی، فروتنی، خوشبرخورد بودن و توانایی خدمت به مشتریان همچنان بخش مهمی از رهبری هستند.
- تحول هوش مصنوعی بهجای حذف کامل نقش مدیران ارشد، ماهیت ارزشآفرینی آنها را به سمت فعالیتهای انسانیتر سوق میدهد.


نظر بدهید