هرچه فناوری هوشمندتر می‌شود، روابط‌عمومی باید انسانی‌تر شود.
هرچه هوش مصنوعی توانایی روابط‌عمومی را در تحلیل، پایش، تولید محتوا و تعامل افزایش می‌دهد، مسئولیت انسانی ارتباط‌گران نیز باید بیشتر شود. آینده روابط‌عمومی راهبردی صرفاً در فناوری و عملکرد خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در پیوند فناوری با مردم‌داری، اعتماد، اخلاق، کرامت انسانی و مسئولیت‌پذیری شکل خواهد گرفت.

شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) – روابط‌عمومی پیش از آنکه یک صنعت، یک کارکرد سازمانی یا مجموعه‌ای از فنون و تکنیک‌ها باشد، در بنیاد خود یک فعالیت مبتنی بر رابطه و ارتباط انسانی است. روابط زمانی معنا پیدا می‌کنند که طرف مقابل به‌عنوان یک انسان، با کرامت، اختیار و صدایی مستقل به رسمیت شناخته شود؛ نه اینکه صرفاً به داده، یک بخش از مخاطبان یا یک الگوی رفتاری تقلیل یابد.

در شرایطی که روابط عمومی بیش از پیش درگیر فناوری، عملکرد و ابزارها می‌شود، این پرسش اهمیت پیدا می‌کند که حرفه ما ممکن است در این مسیر چه چیزی را از دست بدهد.

در همین زمینه، تأملی ارزشمند درباره آینده روابط‌عمومی و مفهوم «مردم‌داری» شکل گرفته است؛ مفهومی که بُعدی فلسفی و انسانی به گفت‌وگوی امروز درباره هوش مصنوعی و تحول حرفه ما می‌افزاید.

«مردم‌داری» ما را به طرح پرسشی دعوت می‌کند که روزبه‌روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: نه فقط اینکه «فناوری چه امکاناتی در اختیار ما قرار می‌دهد؟»، بلکه اینکه «می‌خواهیم فناوری به ما در ساختن چه نوع روابطی کمک کند؟»

آینده روابط‌عمومی راهبردی دقیقاً در همین نقطه در حال شکل‌گیری است. اینکه ارتباطات و روابط‌عمومی توانستند جایگاهی در سطح هیئت‌مدیره سازمان‌ها به دست آورند، گام مهمی بود. اما مرحله بعدی بلوغ راهبردی روابط‌عمومی می‌تواند این باشد که مسئله انسان را وارد خودِ فرآیند تصمیم‌گیری کنیم.

یک سازمان ممکن است بسیار سودآور، شناخته‌شده و از نظر فناوری پیشرفته باشد، اما هم‌زمان موجب بی‌اعتمادی، طردشدگی یا خدشه‌دار شدن کرامت انسانی شود. بنابراین، صرفِ عملکرد دیگر نمی‌تواند برای ایجاد مشروعیت و مقبولیت کافی باشد.

هوش مصنوعی این تأمل را حتی ضروری‌تر کرده است. هرچه سیستم‌ها توانمندتر می‌شوند و می‌توانند وظایفی مانند شنیدن و پایش دیدگاه‌ها، تحلیل، بخش‌بندی مخاطبان، تولید محتوا و حتی برخی اشکال تعامل را خودکار کنند، مسئولیت ارتباط‌گران نیز باید بیش از پیش به سمت پرسش‌هایی تغییر کند که ماشین‌ها نمی‌توانند به جای ما درباره آنها تصمیم بگیرند: چه چیزی عادلانه، مشروع، مطلوب و از نظر انسانی قابل‌پذیرش است؟

از این رو، «قرار دادن مردم در مرکز» چیزی فراتر از انسانی‌تر کردن ارتباطات است. این رویکرد به معنای بازنگری در خودِ هدف و فلسفه وجودی روابط‌عمومی است.

نقش روابط‌عمومی تنها این نیست که به سازمان‌ها کمک کند بهتر درک شوند، مورد پذیرش قرار گیرند یا موفق باشند؛ بلکه باید به این اطمینان نیز کمک کند که رفتار سازمان‌ها شایسته اعتمادی باشد که مردم به آنها سپرده‌اند.

هوش مصنوعی می‌تواند داده‌ها را تحلیل کند، الگوها را شناسایی کند، مخاطبان را بخش‌بندی کند، محتوا تولید کند و تعاملات را تسهیل سازد؛ اما نمی‌تواند به جای انسان تعیین کند که چه چیزی عادلانه، اخلاقی، مشروع و شایسته اعتماد انسانی است.

برای روابط‌عمومی، «مردم‌داری» یادآور این حقیقت مهم است که هدف نهایی حرفه صرفاً عملکرد سازمانی یا مدیریت شهرت نیست؛ بلکه ایجاد و حفظ روابط معنادار میان سازمان‌ها و مردمی است که تحت تأثیر تصمیم‌ها و رفتارهای آنها قرار می‌گیرند.

یک سازمان ممکن است از نظر فناوری پیشرفته و از نظر اقتصادی بسیار موفق باشد، اما هم‌زمان موجب بی‌اعتمادی شود یا کرامت انسانی را نادیده بگیرد. به همین دلیل، مرحله بعدی بلوغ روابط‌عمومی راهبردی باید فناوری، داده و عملکرد را در کنار ارزش‌های انسانی و در قلب فرآیند تصمیم‌گیری قرار دهد.

هرچه فناوری‌های ما قدرتمندتر می‌شوند، مسئولیت انسانی ارتباط‌گران نیز باید بیشتر شود، نه کمتر.

این شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی حرفه روابط‌عمومی باشد: چگونه می‌توان از هوش مصنوعی بهره گرفت، بدون آنکه اجازه داد فناوری، بنیان‌های انسانی و ماهیت واقعی حرفه را بازتعریف کند؟

آینده روابط‌عمومی نباید صرفاً بر اساس آنچه فناوری به ما امکان انجام آن را می‌دهد تعریف شود، بلکه باید بر اساس نوع روابط، اعتماد و تجربه انسانی‌ای شکل بگیرد که تصمیم می‌گیریم با کمک فناوری ایجاد کنیم.

از این منظر، مردم‌داری صرفاً یک روش ارتباطی یا مجموعه‌ای از فنون حرفه‌ای نیست؛ بلکه یادآوری بنیان اخلاقی و انسانی روابط‌عمومی است. فناوری می‌تواند توان ما را برای شنیدن، تحلیل کردن و ارتباط برقرار کردن افزایش دهد؛ اما مسئولیت تعیین اینکه برای چه کسی، با چه هدفی و بر اساس چه ارزش‌هایی از این توان استفاده می‌کنیم، همچنان بر عهده انسان است.

شاید یکی از فرصت‌های پیش روی جامعه جهانی روابط‌عمومی همین باشد که دوباره بیندیشیم چگونه می‌توانیم از هوش مصنوعی بهره بگیریم، بدون آنکه اجازه دهیم فناوری، بنیان‌های انسانی و ماهیت واقعی حرفه ما را بازتعریف کند.

هرچه فناوری هوشمندتر می‌شود، روابط‌عمومی باید انسانی‌تر، مسئولانه‌تر و مردم‌مدارتر شود.