رشد سریع هوش مصنوعی مصرف برق مراکز داده را بهشدت افزایش داده و شرکتهای بزرگ فناوری برای تأمین انرژی مورد نیاز خود به انرژی هستهای و رآکتورهای کوچک و مدولار روی آوردهاند.
با این حال، هزینه بالای تولید برق هستهای، سابقه تأخیر و افزایش هزینه پروژهها، ظرفیت محدود رآکتورهای کوچک، طولانی بودن زمان ساخت و محدود بودن سرمایهگذاریهای واقعی نشان میدهد انرژی هستهای در کوتاهمدت نمیتواند پاسخ اصلی به رشد مصرف برق مراکز داده باشد.
از این منظر، اعلامیههای هستهای شرکتهای فناوری باید از نظر میزان سرمایهگذاری واقعی، ظرفیت تولید برق، زمان بهرهبرداری و تعهدات قراردادی بررسی شوند؛ زیرا بخشی از این اقدامات ممکن است علاوه بر اهداف انرژی، کارکرد روابطعمومی و تقویت تصویر زیستمحیطی شرکتها را نیز دنبال کند.
نویسندگان: مولی لانگابیر و ام. وی. رامانا
سمت نویسندگان: پژوهشگر و نویسنده حوزه انرژی هستهای و سیاستگذاری فناوری
تاریخ انتشار: ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶
منبع انگلیسی: بولتن دانشمندان اتمی
منبع فارسی: شارا – شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران
نوع مطلب: تحلیل
تنظیم و ترجمه: شارا – شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || با وجود موج فزاینده اعلامیههای شرکتهای بزرگ فناوری درباره استفاده از انرژی هستهای برای تأمین برق مراکز داده هوش مصنوعی، بررسی روند سرمایهگذاریها و ظرفیت واقعی پروژهها نشان میدهد فاصله قابلتوجهی میان وعدههای تبلیغاتی و توان عملیاتی این فناوری وجود دارد.
در سال ۲۰۲۵، انرژی هستهای تنها ۸٫۸ درصد از برق تولیدشده در شبکههای جهان را تأمین کرد؛ در حالی که سهم انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه انرژی خورشیدی و بادی، به ۱۹٫۵ درصد رسید. با وجود این، در سالهای اخیر شرکتهای بزرگ فناوری از جمله آمازون و گوگل، قراردادها و سرمایهگذاریهایی را برای توسعه رآکتورهای هستهای پیشرفته و رآکتورهای کوچک مدولار (SMR) اعلام کردهاند.
نویسندگان مقاله معتقدند بسیاری از این اعلامیهها در عمل محتاطانهتر از آن چیزی هستند که در برخی پوششهای رسانهای بازتاب یافته است. برای نمونه، آمازون تنها تأمین مالی مرحله اولیه امکانسنجی یک پروژه SMR را پذیرفته و در مقابل، حق خرید برق تولیدی پروژه را به دست آورده است؛ حقی که الزام قطعی برای خرید برق ایجاد نمیکند. در توافق گوگل و شرکت کایروس پاور نیز درباره شرایط نهایی خرید برق جزئیات مشخصی ارائه نشده است.
یکی از مهمترین چالشها، هزینه بالای برق هستهای است. بر اساس دادههای مورد استناد مقاله، هزینه هر واحد برق تولیدشده از یک رآکتور هستهای جدید در آمریکا حدود سه برابر برق حاصل از انرژی خورشیدی یا بادی است. برآوردهای مربوط به SMRها نیز نشان میدهد هزینه تولید برق آنها میتواند همچنان بهمراتب بیشتر از انرژی خورشیدی و بادی باشد.
موضوع دیگر، سابقه تأخیر و افزایش هزینه پروژههای هستهای است. یک مطالعه مورد اشاره نویسندگان که ۱۸۰ پروژه هستهای را بررسی کرده، نشان داده است ۱۷۵ پروژه از بودجه یا برنامه زمانی اولیه خود فراتر رفتهاند. این نگرانی درباره رآکتورهای پیشرفته و کوچک مدولار بیشتر است، زیرا تجربه عملی ساخت بسیاری از این طرحها محدود است.
در آمریکا نیز هنوز هیچ پروژه رآکتور کوچک مدولاری در حال ساخت نیست و زمانبندی برخی پروژههای مطرحشده بهطور محسوسی به تعویق افتاده است. از سوی دیگر، سرمایهگذاریهای اعلامشده شرکتهای فناوری در این حوزه، در مقایسه با هزینه واقعی ساخت نیروگاههای هستهای بسیار محدود است. برای مثال، یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای اعلامشده، ۶۵۰ میلیون دلار بوده؛ رقمی که برای تأمین هزینه ساخت حتی یک رآکتور ناتریوم کافی نیست.
این در حالی است که شرکتهای بزرگی مانند آمازون و گوگل در سال ۲۰۲۶ بهترتیب تا حدود ۲۰۰ و ۱۸۵ میلیارد دلار برای مراکز داده هزینه خواهند کرد. نویسندگان بر این اساس استدلال میکنند که سرمایهگذاریهای هستهای اعلامشده بخش بسیار کوچکی از بودجه توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی را تشکیل میدهد و از نگاه آنان، این اقدامات میتواند بیش از آنکه یک راهحل فوری برای تأمین انرژی باشد، بخشی از فعالیتهای روابطعمومی و تصویرسازی زیستمحیطی شرکتها باشد.
از سوی دیگر، مقیاس مصرف انرژی مراکز داده هوش مصنوعی با ظرفیت رآکتورهای کوچک مدولار تناسب ندارد. برخی مراکز داده جدید به چندین گیگاوات برق نیاز دارند، در حالی که یک SMR معمولاً کمتر از ۳۰۰ مگاوات ظرفیت تولید دارد. بنابراین حتی در صورت تحقق پروژههای SMR، ظرفیت آنها برای پاسخگویی به رشد سریع تقاضای برق مراکز داده محدود خواهد بود.
نویسندگان همچنین به نقش منابع عمومی در تأمین مالی پروژههای هستهای اشاره میکنند. نمونههایی مانند وامها و تضمینهای دولتی برای احیای نیروگاههای هستهای یا ساخت پروژههای جدید نشان میدهد بخشی از ریسک مالی این پروژهها ممکن است در نهایت به دولت و مالیاتدهندگان منتقل شود.
در همین حال، رشد مراکز داده با افزایش قابلتوجه مصرف انرژی همراه شده است. بر اساس دادههای مورد استناد مقاله، مصرف انرژی مراکز داده در آمریکا از ۱۷۲٫۸ تراواتساعت در سال ۲۰۲۰ به ۳۱۲٫۶ تراواتساعت در سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ در حالی که تولید برق هستهای آمریکا در همین دوره اندکی کاهش یافته است. در مقابل، تولید انرژیهای تجدیدپذیر رشد چشمگیری داشته و افزایش تولید آنها از رشد تقاضای مراکز داده بیشتر بوده است.
این روند در شرایطی رخ میدهد که مصرف انرژی مراکز داده نگرانیهای فزایندهای درباره هزینه برق، مصرف آب، آلودگی صوتی و کیفیت زندگی جوامع محلی ایجاد کرده است. نظرسنجیهای مورد استناد مقاله نیز از افزایش مخالفت عمومی با ساخت مراکز داده، بهویژه در نزدیکی محل زندگی مردم، حکایت دارد.
مقاله در نهایت نتیجه میگیرد که انرژی هستهای و بهویژه رآکتورهای کوچک مدولار، دستکم در چند سال آینده، نمیتوانند سهم قابلتوجهی در تأمین رشد سریع مصرف برق مراکز داده هوش مصنوعی داشته باشند. به باور نویسندگان، پروژههای هستهای جدید حداقل یک دهه با بهرهبرداری فاصله دارند و میزان سرمایهگذاری شرکتهای فناوری در این حوزه با هزینه واقعی ساخت نیروگاههای موردنیاز تناسب ندارد.

نظر بدهید