شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – در دنیای امروز که اعتبار به یکی از ارزشمندترین داراییهای هر سازمان تبدیل شده است، متخصصان روابطعمومی دیگر صرفاً پیامرسان نیستند؛ آنان در بسیاری از سازمانها، نقش حافظان تصویر برند، مدیران ارتباطات و کنشگران اصلی مدیریت بحران را بر عهده دارند.
اما در این میان، پرسشی بنیادین مطرح است: چگونه میتوان از اعتبار یک سازمان محافظت کرد، اگر مدیران و متخصصان ارتباطات خود تحت تأثیر فشارهای ذهنی، فرسودگی و تناقضهای رفتاری قرار داشته باشند؟
طرح آموزشی «آسمان را نسوزان، به اوج پرواز کن» که توسط دکتر حجت بقایی طراحی شده است، از منظری متفاوت به این مسئله نگاه میکند و بر پیوند میان ثبات ذهنی متخصص ارتباطات و کیفیت خروجی ارتباطی سازمان تأکید دارد.
از مدیریت پیام تا مدیریت ذهن
در روابطعمومی سنتی، بخش مهمی از توجه بر این متمرکز بود که چه پیامی، از چه کانالی و برای چه مخاطبی ارسال شود. اما روابطعمومی امروز با محیطی مواجه است که در آن، سرعت واکنش، پیچیدگی بحرانها، فشار رسانهای و انتظارات فزاینده ذینفعان اهمیت بیشتری یافتهاند.
در چنین شرایطی، کیفیت پیام تنها به مهارت نوشتاری یا تکنیکهای ارتباطی وابسته نیست؛ بلکه به وضعیت ذهنی فردی که پیام را طراحی، تفسیر یا منتشر میکند نیز ارتباط دارد.
از این منظر میتوان از مفهوم «سرمایه ذهنی» سخن گفت؛ مجموعهای از ظرفیتهای شناختی، خلاقانه، تصمیمگیری و ارتباطی که متخصص روابطعمومی برای ایفای نقش حرفهای خود در اختیار دارد.
هر اندازه این سرمایه بهتر مدیریت شود، احتمال تصمیمگیری سنجیده، ارتباط مؤثر و واکنش مناسب در شرایط بحرانی افزایش مییابد.
«آسمانسوزی»؛ استعارهای برای هدررفت ظرفیتهای ارتباطی
«آسمانسوزی» استعارهای از اتلاف ظرفیتهای خلاقانه و پتانسیلهای نهفته انسان است.
اگر این مفهوم را به حوزه روابطعمومی تعمیم دهیم، میتوان گفت «آسمانسوزی» زمانی اتفاق میافتد که متخصص ارتباطات، به جای استفاده از ظرفیت خلاقانه و راهبردی خود، تحت تأثیر فشارهای محیطی، فرسودگی ذهنی یا احساس امنیت کاذب، به سمت ارتباطات واکنشی، تصمیمهای کوتاهمدت و الگوهای تکراری حرکت میکند.
در این وضعیت، مسئله فقط کاهش بهرهوری یک فرد نیست؛ بلکه ظرفیت خلاقیت و اثرگذاری ارتباطی کل سازمان ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
به بیان دیگر، هنگامی که ذهن متخصص روابطعمومی درگیر مدیریت بحرانهای درونی خود است، ممکن است «آسمان خلاقیت برند» نیز محدود شود.
روابطعمومی مدرن و ضرورت مدیریت تناقضها
یکی از ویژگیهای روابطعمومی حرفهای، توانایی مدیریت تناقضهاست.
متخصص ارتباطات باید همزمان میان منافع سازمان و انتظارات مخاطبان، سرعت و دقت، شفافیت و ملاحظات سازمانی، واکنش فوری و تصمیم راهبردی تعادل برقرار کند.
در چنین شرایطی، فشارهای فردی و محیطی میتوانند بر کیفیت تصمیمگیری اثر بگذارند. مدل آموزشی دکتر بقایی با تأکید بر شناسایی پارادوکسهای رفتاری تلاش میکند فرد را نسبت به الگوهایی که ممکن است مانع استفاده از ظرفیتهای واقعی او شوند، آگاهتر کند.
در این نگاه، دستیابی به نوعی «صلح با خود» میتواند زمینهای برای خروج از برخی قفسهای ذهنی و حرکت به سمت ارتباطات دقیقتر، شفافتر و اثرگذارتر فراهم کند.
ریشه برخی بحرانهای ارتباطی کجاست؟
هر بحران ارتباطی الزاماً از یک تصمیم ارتباطی اشتباه آغاز نمیشود. گاهی ریشه یک خطای ارتباطی را باید در فرایند تصمیمگیری و شرایط ذهنی تصمیمگیرنده جستوجو کرد.
واکنش شتابزده، پیام دفاعی، ناتوانی در شنیدن انتقاد، اصرار بر یک تصمیم ناکارآمد یا ناتوانی در پذیرش تغییر، میتواند پیامدهایی فراتر از یک خطای فردی داشته باشد و به اعتبار سازمان یا برند آسیب بزند.
از این منظر، تقویت ظرفیتهای ذهنی و رفتاری مدیران ارتباطات میتواند بخشی از رویکرد پیشگیرانه در مدیریت بحران باشد.
طرح «آسمان را نسوزان، به اوج پرواز کن» نیز با همین نگاه، بر بازاندیشی در ذهنیت و ظرفیتهای فردی تأکید میکند.
از ثبات ذهنی تا اعتماد سازمانی
متخصص روابطعمومی فقط تولیدکننده پیام نیست؛ او بخشی از معماری اعتماد در سازمان است.
وقتی مدیر ارتباطات بتواند فشارها و محدودیتهای خود را بهتر مدیریت کند، امکان بیشتری برای تصمیمگیری سنجیده، گفتوگوی سازنده، شنیدن صدای ذینفعان و ایجاد فضای ارتباطی سالم خواهد داشت.
در نتیجه، ثبات فردی میتواند در سطح سازمانی نیز پیامد داشته باشد؛ البته این موضوع به معنای تقلیل همه مسائل سازمانی به ویژگیهای روانشناختی افراد نیست. ساختار سازمان، فرهنگ مدیریتی، منابع، سیاستهای ارتباطی و کیفیت رهبری نیز در این فرایند نقش اساسی دارند.
بنابراین، سرمایه ذهنی متخصص روابطعمومی باید در کنار سرمایه انسانی، اجتماعی و ارتباطی سازمان دیده شود.
«آسمان را نسوزان، به اوج پرواز کن»؛ آموزش یا راهبرد حرفهای؟
برای متخصصان روابطعمومی و مدیران برند، این طرح را میتوان فراتر از یک دوره آموزشی و بهعنوان چارچوبی برای توسعه ظرفیتهای فردی و حرفهای مورد توجه قرار داد.
هدف چنین رویکردی آن است که متخصص ارتباطات پیش از مدیریت پیام، بتواند ظرفیتهای درونی خود را بهتر بشناسد و مدیریت کند؛ زیرا کیفیت تصمیم ارتباطی تا حد زیادی به کیفیت فرایندی بستگی دارد که آن تصمیم در آن شکل میگیرد.
در این چارچوب، «اوج پرواز» به معنای حذف فشارها یا مشکلات نیست؛ بلکه به معنای شناخت محدودیتها، مدیریت آنها و جلوگیری از هدررفت ظرفیتهای حرفهای است.
روابطعمومی آینده بیش از هر زمان دیگری به متخصصانی نیاز دارد که علاوه بر مهارتهای فنی، از توانایی خودمدیریتی، انعطافپذیری، تصمیمگیری، مدیریت فشار و بازاندیشی نیز برخوردار باشند.
از این منظر، مدیریت سرمایه ذهنی میتواند به یکی از موضوعات قابل تأمل در توسعه حرفهای روابطعمومی تبدیل شود.
مدل «آسمان را نسوزان، به اوج پرواز کن» با تأکید بر ظرفیتهای فردی، پارادوکسهای رفتاری و ضرورت رهایی از الگوهای محدودکننده، این پرسش را پیش روی مدیران ارتباطات قرار میدهد:
اگر قرار است روابطعمومی از اعتبار سازمان محافظت کند، چه کسی باید از سرمایه ذهنی و ظرفیتهای ارتباطی متخصص روابطعمومی محافظت کند؟
شاید پاسخ این پرسش در همان نقطهای آغاز شود که مدیریت پیام پایان مییابد و مدیریت ذهن آغاز میشود.

نظر بدهید