سندرم کپی‌پیست در رسانه‌ها؛ آسیب تکرار اخبار بر اعتماد عمومی، زمان مخاطب و سلامت روان جامعه
مهدی باقریان

در فضای رسانه‌ای پرشتاب امروز، تکرار بیش از حد محتوا نه‌تنها باعث آلودگی اطلاع‌رسانی می‌شود، بلکه زمان و ذهن مخاطب را فرسوده می‌کند. سندرم کپی‌پیست، که در جریان پوشش جنگ رمضان از نهم اسفندماه شدت گرفت، نتیجه مستقیم فقر تولید محتوای اصیل و رقابت ناسالم برای افزایش خروجی است.

تکرار مداوم یک خبر واحد در کانال‌های مختلف باعث می‌شود مخاطب در معرض یک چرخه خستگی اطلاعاتی قرار گیرد، حساسیتش را نسبت به اخبار مهم از دست بدهد و دچار توهم دانایی شود. این روند اعتماد عمومی به رسانه‌ها را تهدید می‌کند و ارزش واقعی خبر را از میان می‌برد.

راه‌حل این است که رسانه‌ها از بازتولید بی‌هدف فاصله بگیرند و به سمت تولید تحلیل، روایت تازه و اطلاعات اصیل حرکت کنند؛ زیرا در بحران‌ها، یک خبر دقیق و یک تحلیل ژرف، بسیار ارزشمندتر از انبوهی از بازنشرهای تکراری است.


از نهم اسفندماه که شعله‌های جنگ رمضان زبانه کشید، آرایش رسانه‌ای کشور نیز ناگزیر به حالت آماده‌باش درآمد.

در شرایطی که دسترسی به پلتفرم‌های خارجی با فیلترینگ مواجه بود و افکار عمومی برای درک آنچه در میدان می‌گذرد به کانال‌های اطلاع‌رسانی در پیام‌رسان‌های داخلی پناه آورده بودند، با یکی از آزاردهنده‌ترین پدیده‌های ارتباطی یعنی «اخبار تکراری» و بدتر از آن «تکرارِ اخبار تکراری» مواجه شدیم.

در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به اخبار دقیق، تحلیل‌های عمیق و آرامش روانی نیاز داشت، کانال‌های خبری به جای ایفای نقش یک منبع آگاه، به اتاق‌های پژواکی تبدیل شدند که یک خبر واحد را ده‌ها بار و در فواصل زمانی مختلف به سمت مخاطب شلیک می‌کردند.

به عنوان نمونه، تیتر «بیشترین حملات دشمن در جنگ چهل‌روزه به کدام استان‌ها بود؟» به قدری در کانال‌های مختلف کپی و بازنشر شد که گویی سیستم رسانه‌ای کشور روی حالت تکرار خودکار قفل شده بود.

این رویه زشت که متاسفانه همچنان نیز ادامه دارد، نه تنها رسالت خبررسانی را زیر سوال برده، بلکه مجموعه‌ای از آسیب‌های جدی را به مخاطبان تحمیل کرده است که اولین و ملموس‌ترینِ آن‌ها، غارت زمان است.

در دنیای پرشتاب امروز، رسانه‌ها با بمباران یک محتوای تکراری، وقت ارزشمند مخاطبی را که برای یافتن یک دیتای جدید صفحات را بالا و پایین می‌کند، به طرز بی‌رحمانه‌ای هدر می‌دهند. اما فاجعه اصلی در سوهان کشیدن بر روان مخاطب رخ می‌دهد.

اخبار جنگ به خودی خود حامل بار استرس و اضطراب هستند؛ حال تصور کنید ذهن مخاطب مجبور باشد یک گزاره دلهره‌آور یا حتی خنثی را روزی ده‌ها بار مرور کند. این چرخه باطل، به جای آگاهی‌بخشی، باعث ایجاد «خستگی اطلاعاتی» و فرسایش روانی می‌شود.

از منظر آسیب‌شناسی رسانه‌ای، این تکرار مکررات تبعات پنهان دیگری نیز دارد که مهم‌ترین آن «ایجاد توهم دانایی» در کنار «کاهش حساسیت» است؛ یعنی مخاطب در محاصره انبوهی از پیام‌ها احساس می‌کند در جریان همه امور قرار دارد، در حالی که هیچ ارزش افزوده‌ اطلاعاتی دریافت نکرده است و از سوی دیگر، به دلیل بمباران شدن با اخبار تکراری، نسبت به اخبار واقعاً مهم و فوری بی‌حس می‌شود.

این رویکرد که ناشی از تنبلی تحریریه‌ها، فقر تولید محتوای اختصاصی و مسابقه مبتذل برای پر کردن حجم خروجی کانال‌هاست، در نهایت بزرگترین سرمایه هر رسانه یعنی «اعتبار و اعتماد» را ذبح می‌کند.

وقتی مخاطب می‌بیند کانال‌های مختلف بدون کمترین خلاقیت و تلاشی صرفاً در حال بازنشر مطالب یکدیگر هستند، احساس توهین به شعور خود می‌کند و رسانه به جای آنکه چراغ راهی در تاریکی و ابهام روزهای بحران باشد، به پارازیتی روی اعصاب و روان جامعه تبدیل می‌گردد.

وقت آن رسیده است که گردانندگان این بسترها درک کنند که در بحران‌ها، ارزش یک خبر دقیق و جدید و یک تحلیل و ارائه اطلاعات بیشتر و …، هزاران بار بیشتر از رگبار اخبار و کلمات تکراری است که تنها کارکردشان، زایل کردن زمان و روان مخاطب بی‌دفاع است.

با کلیک روی لینک‌های زیر به کانال ما بپیوندید:

تلگرام: https://telegram.me/sharaPR
ایتا: eitaa.com/sharapriran
بله: https://ble.ir/shara

⚡️