شرکتهای بزرگ فناوری برای مقابله با مخالفتهای عمومی با توسعه مراکز داده از ترکیبی از روابطعمومی، امور عمومی، لابیگری، تبلیغات سیاسی، گروههای پوششی و کارزارهای ظاهراً مردمی استفاده میکنند. این راهبردها معمولاً بر سه محور استوارند: نمایش منافع اقتصادی مراکز داده برای جوامع محلی، کاهش یا پنهان کردن ارتباط میان گروههای حامی پروژهها و شرکتهای فناوری، و مدیریت روایتهای عمومی در شبکههای اجتماعی و رسانهها.
از سوی دیگر، محدودیت درآمدی شهرداریها باعث شده وعده ایجاد مالیات، تأمین بودجه مدارس، توسعه خدمات عمومی و حمایت مالی از آتشنشانی و پلیس به یکی از مهمترین ابزارهای اقناع مقامهای محلی تبدیل شود.
این روند پرسشهایی جدی درباره شفافیت، پاسخگویی، مشارکت عمومی و مرز میان روابط عمومی حرفهای و مهندسی افکار عمومی ایجاد کرده است.
عنوان اصلی: راهبرد روابطعمومی بیگتک برای غلبه بر مخالفان مراکز داده
نویسندگان: دین جکسون و سم توتونی
منبع: تک پالیسی پرس
تاریخ انتشار: ۴ اوت ۲۰۲۶
نوع مطلب: تحلیل
موضوع: روابطعمومی، فناوری بزرگ، مراکز داده، هوش مصنوعی، لابیگری، افکار عمومی، شفافیت و دموکراسی
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – مخالفت با مراکز داده در سراسر آمریکا در حال افزایش است، اما شرکتهای بزرگ فناوری برای پیشبرد پروژههای خود تنها به سرمایهگذاری و مذاکره با مقامهای محلی متکی نیستند. صنعت فناوری در حال استفاده از مجموعهای از تاکتیکهای روابطعمومی، لابیگری، گروههای پوششی، تبلیغات سیاسی و کارزارهای ظاهراً مردمی است؛ تاکتیکهایی که پیشتر در صنایع دیگری مانند نفت، سوختهای فسیلی، دخانیات و داروسازی نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند.
هدف این راهبردها، شکلدهی به روایت عمومی، کاهش مقاومت اجتماعی و ایجاد محیطی مساعد برای توسعه مراکز داده است؛ مراکزی که صدها میلیارد دلار سرمایهگذاری را به خود جذب کردهاند.
یکی از مهمترین ابزارهای مورد استفاده، ایجاد سازمانهایی است که ظاهراً مستقل و غیرانتفاعی هستند، اما ارتباط آنها با صنعت یا منابع مالی حامی پروژهها همیشه روشن نیست. برخی از این گروهها با انتشار تبلیغات، پیامک، نامههای مستقیم و فعالیت در شبکههای اجتماعی تلاش میکنند مراکز داده را بهعنوان موتور رشد اقتصادی، افزایش درآمدهای مالیاتی و تقویت خدمات عمومی معرفی کنند.
برای نمونه، گروههایی مانند «ویرجینیا کانکتس»، «تگزاس کانکتس»، «ایندیانا کانکتس» و چند سازمان مشابه دیگر در ایالتهای مختلف آمریکا شکل گرفتهاند. بسیاری از آنها از نامها و الگوهای وبسایتی مشابه استفاده میکنند و ارتباطهایی با «ائتلاف مراکز داده» دارند.
در کنار این گروهها، تاکتیک دیگری نیز مطرح است که در ادبیات ارتباطات سیاسی از آن با عنوان «جنبشسازی مصنوعی» یاد میشود؛ یعنی ایجاد این تصور که یک پروژه از حمایت گسترده مردمی برخوردار است، در حالی که بخشی از این حمایت ممکن است از طریق شبکههای سازمانیافته، تبلیغات یا حسابهای جعلی ایجاد شده باشد.
گزارشهای مطرحشده در مقاله همچنین به استفاده از چهرههای اثرگذار شبکههای اجتماعی و حسابهای جعلی برای تقویت روایتهای حامی صنعت فناوری اشاره دارند.
در سطح محلی، یکی از مؤثرترین استدلالهای حامیان مراکز داده، مسئله پول است. بسیاری از شهرداریها با محدودیت منابع مالی مواجهاند و شرکتهای فناوری میتوانند پروژههای خود را بهعنوان راهی برای افزایش درآمدهای مالیاتی و تأمین هزینه مدارس، جادهها، پلیس، آتشنشانی و سایر خدمات عمومی معرفی کنند.
در میسوری، برای نمونه، یک ائتلاف حامی مراکز داده وعده ۵۰ میلیون دلار بودجه مستقیم برای مدارس، پلیس، آتشنشانی و پارکهای شهرستان فرانکلین را مطرح کرد. در پروژههای دیگر نیز حامیان صنعت بر نقش مالیاتهای پرداختی مراکز داده در تأمین خدمات عمومی تأکید کردهاند.
اما در سوی دیگر، بسیاری از ساکنان محلی احساس میکنند در تصمیمگیریهایی که مستقیماً بر کیفیت زندگی آنها اثر میگذارد، صدای کافی ندارند. برخی از مخالفان حتی معتقدند فرایندهای قانونی و سیاسی به گونهای طراحی شدهاند که قدرت تأثیرگذاری واقعی شهروندان را محدود میکند.
ماجرای پروژه ژوپیتر در نیومکزیکو نیز نمونهای از این چالش است. به گفته یکی از مقامهای محلی، تعامل عمومی با پروژه بهتدریج از جلسات عمومی به نشستهایی منتقل شد که برگزارکنندگان کنترل بیشتری بر نحوه مدیریت گفتوگو و مشارکت مخاطبان داشتند.
مسئله فقط نحوه برگزاری جلسات نیست. در برخی موارد، ارتباط واقعی میان گروههای حامی پروژه و شرکتهای ذینفع نیز محل بحث قرار گرفته است. در مورد «اِلویت نیومکزیکو»، کمیسیون اخلاق ایالت حتی شکایتی مطرح کرد و خواستار ثبت این سازمان بهعنوان لابیگر شد. گزارشها همچنین به نقش یک شرکت روابطعمومی در تأمین هزینه برخی تبلیغات این گروه اشاره کردهاند.
این تحولات نشان میدهد روابطعمومی در پروژههای بزرگ فناوری با یک چالش جدی مواجه است. اقناع افکار عمومی، توضیح مزایای اقتصادی و گفتوگو با جوامع محلی، بخشی مشروع از فعالیتهای ارتباطی است؛ اما زمانی که منابع مالی پنهان بماند، گروههای ظاهراً مستقل برای پیشبرد منافع شرکتها ایجاد شوند یا حمایت مردمی بهصورت مصنوعی بزرگنمایی شود، مرز میان روابطعمومی و مهندسی افکار عمومی کمرنگ خواهد شد.
از این منظر، مهمترین درس این پرونده برای حرفه روابطعمومی، نه صرفاً اهمیت روایتسازی، بلکه ضرورت شفافیت، پاسخگویی و مشارکت واقعی ذینفعان است.
اعتماد عمومی را نمیتوان فقط با تبلیغات ساخت. در پروژههایی که آثار اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی گسترده دارند، مردم باید بدانند چه کسی پشت یک پیام قرار دارد، هزینه آن را چه کسی پرداخت میکند و آیا امکان واقعی برای شنیده شدن صدای مخالفان وجود دارد یا خیر.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا شرکتهای بزرگ فناوری حق دارند از پروژههای خود دفاع کنند یا نه؛ بلکه این است که آیا این دفاع از مسیر روابطعمومی شفاف و مسئولانه انجام میشود یا از طریق سازوکارهایی که ظاهر حمایت مردمی را ایجاد میکنند، بدون آنکه منشأ واقعی این حمایت برای افکار عمومی روشن باشد.
این همان نقطهای است که روابطعمومی حرفهای باید مرز خود را با دستکاری افکار عمومی مشخص کند.
نکات کلیدی
- مخالفت عمومی با توسعه مراکز داده در آمریکا در حال افزایش است.
- شرکتهای بزرگ فناوری برای مقابله با اعتراضهای محلی از راهبردهای پیچیده روابطعمومی استفاده میکنند.
- ایجاد گروههای پوششی غیرانتفاعی یکی از ابزارهای اصلی برای پیشبرد منافع صنعت است.
- برخی گروهها اطلاعات روشنی درباره منابع مالی، مدیران و ارتباطات صنعتی خود منتشر نمیکنند.
- استفاده از کارزارهای ظاهراً مردمی، حسابهای جعلی و شبکههای اجتماعی برای ایجاد تصور حمایت گسترده، یکی دیگر از تاکتیکهای مورد اشاره مقاله است.
- صنعت فناوری از استدلال «ایجاد درآمد و اشتغال» برای جلب حمایت مقامهای محلی استفاده میکند.
- ضعف مالی شهرداریها و محدودیت منابع عمومی، قدرت چانهزنی آنها را در برابر پروژههای مراکز داده کاهش میدهد.
- برخی کارزارها تلاش میکنند مخالفت با مراکز داده را به موضوع رقابت آمریکا و چین در حوزه هوش مصنوعی پیوند بزنند.
- انتقال جلسات عمومی به انجمنهای کنترلشده محلی میتواند دامنه مشارکت واقعی شهروندان را محدود کند.
- شفافیت درباره منابع مالی و ارتباطات گروههای مدافع پروژهها، یکی از مهمترین مسائل مطرحشده در مقاله است.
- مقاله نشان میدهد روابطعمومی میتواند از اطلاعرسانی و اقناع مشروع فاصله بگیرد و به ابزاری برای مهندسی افکار عمومی تبدیل شود.
- چالش اصلی برای روابطعمومی حرفهای، حفظ مرز میان اقناع، لابیگری، روایتسازی و دستکاری افکار عمومی است.
پرسش و پاسخ
روابطعمومی بیگتک برای مقابله با مخالفان مراکز داده چگونه عمل میکند؟
با استفاده از تبلیغات، روایتسازی، گروههای پوششی، کارزارهای ظاهراً مردمی، لابیگری و تأکید بر منافع اقتصادی مراکز داده.
گروه پوششی در روابطعمومی چیست؟
گروهی است که ممکن است ظاهراً مستقل و غیرانتفاعی باشد، اما از منافع یک شرکت یا صنعت خاص حمایت میکند و ارتباطات مالی یا سازمانی خود را بهطور کامل آشکار نمیسازد.
جنبشسازی مصنوعی چیست؟
ایجاد یا بزرگنمایی ظاهری حمایت مردمی از یک سیاست، محصول یا پروژه از طریق حسابهای جعلی، تبلیغات، شبکههای سازمانیافته یا جمعآوری مصنوعی اطلاعات هواداران.
چرا مراکز داده به درآمد شهرداریها پیوند خوردهاند؟
زیرا بسیاری از دولتهای محلی با محدودیت منابع مالی مواجهاند و شرکتهای فناوری میتوانند پرداخت مالیات و سرمایهگذاری را بهعنوان راهی برای تأمین مدارس، جادهها، پلیس و آتشنشانی مطرح کنند.
چرا توسعه مراکز داده با اعتراض عمومی مواجه شده است؟
اعتراضها میتواند به مصرف انرژی و آب، زیرساختهای شبکه برق، تغییر کاربری زمین، آثار زیستمحیطی، تصمیمگیریهای محلی و نگرانی درباره توزیع منافع و هزینههای پروژه مربوط باشد.
مهمترین چالش روابطعمومی در پروژههای مراکز داده چیست؟
ایجاد تعادل میان اقناع مشروع و شفاف، از یک سو، و جلوگیری از دستکاری افکار عمومی، پنهان کردن منابع مالی یا ایجاد حمایت مصنوعی، از سوی دیگر.
چرا شفافیت در روابطعمومی مراکز داده اهمیت دارد؟
زیرا شهروندان باید بدانند چه سازمانی از یک پروژه حمایت میکند، منابع مالی آن از کجا تأمین میشود و آیا میان گروههای مدافع پروژه و شرکتهای توسعهدهنده ارتباط سازمانی یا مالی وجود دارد یا خیر.

نظر بدهید