پژوهشها نشان میدهند مهمترین عوامل مؤثر بر سلامت و طول عمر، برخلاف تبلیغات گسترده صنعت تندرستی، مجموعهای از رفتارهای ساده و پایدار هستند. روابط اجتماعی عمیق، فعالیت بدنی منظم، تغذیه متعادل، خواب کافی، حفظ فعالیت ذهنی و پرهیز از رفتارهای پرخطر، ستونهای اصلی سلامت محسوب میشوند. این اصول طی دههها تحقیق علمی و حتی از دوران فیلسوفان و پزشکان باستان تاکنون اعتبار خود را حفظ کردهاند و همچنان بهترین راهنمای زندگی سالم به شمار میروند.
ازکیل امانوئل با نقد رویکردهای تجاری و پیچیده حوزه سلامت، تأکید میکند که سلامت نباید به وسواس یا منبع اضطراب تبدیل شود. او معتقد است کیفیت روابط انسانی، مشارکت فعال در جامعه، احساس مفید بودن، ادامه یادگیری، حفظ تحرک جسمی و ایجاد تعادل میان مراقبت از بدن و لذت بردن از زندگی، مهمترین عوامل افزایش کیفیت زندگی و کاهش خطر بیماریهای مزمن هستند. همچنین مصرف متعادل مواد غذایی، کاهش نوشیدنیهای شیرین، محدود کردن خوراکیهای فرآوریشده و استفاده از غذاهای تخمیری از مهمترین توصیههای تغذیهای مبتنی بر شواهد علمی به شمار میروند.
این رویکرد نشان میدهد که سلامت پایدار نه با رژیمهای افراطی، مکملهای گرانقیمت یا توصیههای متغیر فضای مجازی، بلکه با تداوم رفتارهای ساده، علمی و قابل اجرا در زندگی روزمره به دست میآید. چنین نگرشی میتواند مبنایی قابل اعتماد برای سیاستگذاری سلامت، آموزش عمومی، ارتقای کیفیت زندگی و تصمیمگیری آگاهانه افراد در همه مراحل زندگی باشد.
نویسنده: استیون راس پومروی ـ روزنامهنگار و نویسنده حوزه علم و سلامت
تاریخ انتشار: ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶
منبع انگلیسی: https://bigthink.com
منبع فارسی: شارا ـ شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران
رازهای ۲۵۰۰ ساله سلامتی؛ رازهایی که در حقیقت هیچگاه پنهان نبودهاند
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || کارشناس برجسته سیاستگذاری سلامت، ازکیل امانوئل معتقد است برای داشتن عمر طولانی و زندگی سالم لازم نیست اسیر وسواسهای رایج حوزه سلامت شویم. از نگاه او، سلامت باید بخشی طبیعی از سبک زندگی باشد؛ نه پروژهای دائمی که تمام ذهن انسان را اشغال کند.
استیون راس پومروی در گفتوگویی مفصل با امانوئل، همزمان با انتشار کتاب جدید او با عنوان «بستنیات را بخور؛ ۶ قانون ساده برای زندگی طولانی و سالم»، به بررسی دیدگاههای این پزشک، پژوهشگر اخلاق زیستی و متخصص سیاستگذاری سلامت پرداخته است.
نخستین جمله کتاب شاید در نگاه اول تلخ به نظر برسد:
«اولین قانون زندگی را به خاطر بسپارید؛ همه ما روزی خواهیم مرد.»
اما امانوئل این جمله را نه برای ایجاد ترس، بلکه برای ایجاد آرامش مطرح میکند. او معتقد است وقتی انسان این واقعیت را بپذیرد، دیگر تمام انرژی خود را صرف جنگ بیپایان با مرگ نمیکند؛ بلکه تلاش میکند کیفیت زندگی خود را افزایش دهد.
او دههها از عمر خود را صرف ارتقای سلامت عمومی کرده است. سابقه فعالیت در تدوین قانون اصلاح نظام سلامت آمریکا، مشارکت در طراحی الگوی جدید تغذیه سالم و سالها فعالیت بهعنوان پزشک سرطان، پژوهشگر اخلاق پزشکی و استاد دانشگاه، موجب شده نگاه او به سلامت، صرفاً پزشکی نباشد، بلکه ابعاد اجتماعی، فرهنگی و رفتاری را نیز در بر گیرد.
پیام اصلی کتاب او بسیار ساده است:
سلامت نباید به وسواس تبدیل شود. سلامت باید در پسزمینه زندگی جریان داشته باشد؛ همانند عادتی طبیعی که بدون فشار روانی، کیفیت زندگی را افزایش میدهد.
۶ رفتار بنیادین برای یک زندگی سالم
امانوئل معتقد است صدها توصیه پراکندهای که هر روز در شبکههای اجتماعی، کتابهای سلامت و تبلیغات تجاری منتشر میشوند، اغلب بیش از آنکه مفید باشند، موجب سردرگمی مردم میشوند.
او در مقابل، تنها بر ۶ رفتار اساسی تأکید میکند:
- پرهیز از رفتارهای خودتخریبگر
- حفظ ارتباطات اجتماعی عمیق
- فعال نگه داشتن ذهن
- تغذیه سالم
- فعالیت بدنی منظم
- استراحت و خواب کافی
به اعتقاد او، تحقیقات علمی نشان میدهد همین مجموعه ساده، بیش از بسیاری از مکملهای گرانقیمت، رژیمهای افراطی و درمانهای پرهزینه میتواند احتمال برخورداری از عمر طولانی و سالم را افزایش دهد.
چرا توصیههای سلامت اینقدر پیچیده شدهاند؟
در بخشی از گفتوگو، خبرنگار از امانوئل میپرسد چرا بسیاری از کتابها و توصیههای مربوط به سلامت، همزمان هم بسیار پیچیدهاند و هم بیش از حد سادهسازی شدهاند.
پاسخ او قابل تأمل است.
به گفته امانوئل، بسیاری از کتابهای سلامت انبوهی از جزئیات غیرضروری را مطرح میکنند؛ جزئیاتی که تأثیر واقعی چندانی بر سلامت انسان ندارند.
او به بحث پرطرفدار غذاهای فوقفرآوریشده اشاره میکند و میگوید امروز ساعتهای زیادی صرف طبقهبندی این مواد غذایی به «خوب» و «بد» میشود، در حالی که اصل موضوع بسیار سادهتر از این مباحث است.
از سوی دیگر، بسیاری از توصیههای رایج تنها بر سه موضوع تمرکز دارند:
- تغذیه
- ورزش
- خواب
در حالی که به اعتقاد او، مهمترین بخش سلامت انسان اصلاً این سه مورد نیست.
بزرگترین خلأ توصیههای رایج، نادیده گرفتن سلامت اجتماعی و شناختی است؛ یعنی کیفیت روابط انسانی، تعامل با دیگران، دوستیهای عمیق و مشارکت فعال در جامعه.
سلامت؛ دانشی که ۲۵۰۰ سال قدمت دارد
امانوئل معتقد است بسیاری از آنچه امروز بهعنوان کشف جدید در حوزه سلامت معرفی میشود، در حقیقت هزاران سال پیش شناخته شده بود.
او میگوید:
- ارسطو اهمیت دوستی و روابط اجتماعی را میدانست.
- بقراط بر نقش تغذیه، ورزش و خواب تأکید کرده بود.
- بسیاری از اصول اساسی زندگی سالم قرنها پیش کشف شدهاند.
از نگاه او، تفاوت کتاب جدیدش با بسیاری از آثار موجود در این است که قرار نیست محصولی به مخاطب بفروشد.
او نه مکمل غذایی عرضه میکند، نه دوره آموزشی گرانقیمت، نه برنامه اختصاصی ورزشی و نه کلینیک ویژه درمان.
هدف او تنها سادهسازی مفهوم سلامت است؛ اینکه مردم بدانند برای داشتن زندگی سالم، نیازی به وسواس، محروم کردن خود از لذتهای زندگی یا دنبال کردن مدهای زودگذر نیست.
سلامت باید لذتبخش باشد، نه اضطرابآور.
چرا روابط انسانی مهمترین عامل سلامت هستند؟
یکی از مهمترین بخشهای گفتوگو به موضوع روابط اجتماعی اختصاص دارد.
ازکیل امانوئل معتقد است اگر قرار باشد تنها یک عامل را بهعنوان مهمترین پیشبینیکننده سلامت انسان معرفی کنیم، آن عامل کیفیت روابط انسانی است.
او توضیح میدهد که انسانها نه قویترین موجودات روی زمین هستند و نه سریعترین؛ آنچه باعث موفقیت گونه انسانی شده، توانایی همکاری، ارتباط و زندگی جمعی است.
مغز انسان برای تعامل اجتماعی تکامل یافته است. ارتباط با دیگران موجب ترشح هورمونها و پیامرسانهای عصبی میشود که نقش مهمی در سلامت مغز، کاهش استرس، افزایش امید به زندگی و ارتقای کیفیت سلامت روان دارند.
برای تأیید این دیدگاه، امانوئل به یکی از مشهورترین پژوهشهای تاریخ علوم رفتاری اشاره میکند؛ مطالعهای که بیش از ۸۵ سال افراد مختلف را دنبال کرده است.
نتیجه این پژوهش روشن بود:
مهمترین عامل پیشبینیکننده عمر طولانی همراه با سلامت، کیفیت روابط اجتماعی انسانهاست، نه ثروت، نه شهرت و نه حتی بسیاری از شاخصهای پزشکی.
چرا شبکههای اجتماعی برخلاف تصور، سلامت را تضعیف میکنند؟
با وجود اینکه ازکیل امانوئل ارتباطات اجتماعی را مهمترین ستون سلامت میداند، او میان «روابط انسانی واقعی» و «حضور در شبکههای اجتماعی» تفاوتی اساسی قائل است.
به اعتقاد او، بسیاری از شبکههای اجتماعی امروز نهتنها جایگزین مناسبی برای ارتباطات انسانی نیستند، بلکه در بسیاری از موارد به افزایش اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی و کاهش تمرکز منجر میشوند.
او تجربه شخصی خود را نیز بیان میکند. امانوئل میگوید دو ترم متوالی استفاده از تلفن همراه و رایانه را در کلاسهای دانشگاهی خود ممنوع کرده است.
نتیجه این تصمیم، به گفته او، فراتر از انتظار بوده است. دانشجویان تمرکز بیشتری پیدا کردهاند، مشارکت آنان در کلاس افزایش یافته و بسیاری از آنان این درس را بهترین تجربه آموزشی خود توصیف کردهاند.
امانوئل تأکید میکند که روش تدریس او طی ۱۵ سال گذشته تغییر نکرده است؛ آنچه تغییر کرده، حذف عوامل مزاحم دیجیتال بوده است.
به باور او، وقتی افراد بهجای حضور ذهن، مدام میان پیامها، خرید اینترنتی، اخبار و شبکههای اجتماعی جابهجا میشوند، کیفیت یادگیری، تعامل و سلامت روان بهطور محسوسی کاهش مییابد.
او همچنین به پژوهشهایی اشاره میکند که نشان میدهند فاصله گرفتن موقت نوجوانان از ابزارهای دیجیتال، اضطراب آنان را کاهش داده و احساس آرامش بیشتری ایجاد میکند.
۸ رفتار پرخطری که باید از آنها دوری کرد
یکی از بخشهای جذاب کتاب، معرفی رفتارهایی است که امانوئل آنها را «اشتباههای بزرگ» در سبک زندگی مینامد؛ رفتارهایی که میتوانند سلامت و طول عمر انسان را بهشدت کاهش دهند.
۱. استعمال دخانیات و سیگارهای الکترونیکی
او نخستین و مهمترین رفتار پرخطر را مصرف دخانیات میداند.
به گفته وی، ارتباط مستقیم سیگار با بیماریهای قلبی، بیماریهای ریوی و انواع سرطانها سالهاست به اثبات رسیده است.
درباره سیگارهای الکترونیکی نیز هرچند شواهد نشان میدهد آسیب آنها ممکن است کمتر از سیگار معمولی باشد، اما هنوز اطلاعات کافی درباره پیامدهای بلندمدت آنها وجود ندارد.
۲. مصرف الکل
امانوئل مصرف الکل را نیز از مهمترین عوامل تهدیدکننده سلامت معرفی میکند.
او یادآور میشود که مصرف الکل با بیماریهای کبدی، کاهش توان شناختی، اختلال در هماهنگی حرکتی و دستکم ۷ نوع سرطان ارتباط دارد.
به گفته او، بهترین میزان مصرف، صفر یا در نهایت مقدار بسیار اندک و فقط در مناسبتهای خاص است.
البته او واقعبینانه میپذیرد که حذف کامل مصرف الکل برای بسیاری از افراد امکانپذیر نیست و به همین دلیل بر کاهش مصرف تأکید میکند.
۳. بیتوجهی به محافظت از پوست در برابر نور خورشید
قرار گرفتن طولانیمدت در معرض نور شدید خورشید، علاوه بر پیری زودرس پوست، احتمال ابتلا به سرطان پوست بهویژه ملانوما را افزایش میدهد.
به همین دلیل استفاده از روشهای محافظتی مناسب، بخشی از مراقبتهای ضروری سلامت محسوب میشود.
۴. استفاده از دستگاههای برنزهکننده
امانوئل نسبت به استفاده از دستگاههای برنزهکننده نیز هشدار میدهد.
او یادآوری میکند که هنگام مشارکت در تدوین قانون اصلاح نظام سلامت آمریکا، از وضع مالیات بر این تجهیزات حمایت کرده است؛ زیرا به باور او هیچ منفعت واقعی برای سلامت ندارند و تنها خطر ابتلا به سرطان پوست و پیری زودرس را افزایش میدهند.
۵. نادیده گرفتن واکسیناسیون
از دیدگاه این پزشک، موفقیت واکسنها باعث شده بسیاری از مردم خطر بیماریهایی مانند سرخک، اوریون یا آبلهمرغان را فراموش کنند.
در حالی که پیش از گسترش واکسیناسیون، این بیماریها هر سال جان هزاران نفر را میگرفتند و شمار زیادی را راهی بیمارستان میکردند.
او تأکید میکند که شواهد علمی موجود همچنان نشان میدهد واکسنها بسیار ایمنتر از ابتلا به بیماریهای مربوطه هستند و نقش مهمی در افزایش امید به زندگی دارند.
۶. نادیده گرفتن غربالگری سرطان
امانوئل هشدار میدهد که بسیاری از افراد، آزمایشهای دورهای تشخیص زودهنگام سرطان را جدی نمیگیرند.
به اعتقاد او، غربالگری منظم سرطانهای دهانه رحم، پستان، روده بزرگ و ریه میتواند جان میلیونها نفر را نجات دهد، زیرا تشخیص زودهنگام احتمال درمان موفق را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد.
۷. نگهداری سلاح گرم در خانه
یکی از بحثبرانگیزترین دیدگاههای امانوئل، مخالفت او با نگهداری سلاح گرم برای حفاظت شخصی است.
او استدلال میکند که وجود سلاح در خانه، بهویژه اگر بهصورت مسلح و بدون قفل نگهداری شود، احتمال مرگ ناشی از شلیک را برای اعضای خانواده افزایش میدهد.
به گفته او، در بسیاری از موارد، خود سلاح به عاملی برای افزایش خطر تبدیل میشود، نه کاهش آن.
۸. صعود به قله اورست
آخرین نمونهای که او از رفتارهای پرخطر نام میبرد، صعود به مرتفعترین قله جهان است.
امانوئل با اشاره به نرخ نسبتاً بالای مرگومیر در میان کوهنوردان اورست میگوید پذیرش چنین خطری برای اثبات توانایی فردی منطقی نیست.
او معتقد است اگر کسی بهدنبال هیجان است، میتواند فعالیتهای بسیار ایمنتر و کمخطرتر را انتخاب کند.
وسواس سلامت؛ واکنشی به جهانی آشفته
در ادامه گفتوگو، خبرنگار این پرسش را مطرح میکند که آیا افزایش علاقه مردم به موضوع سلامت، بیش از آنکه ناشی از نگرانی درباره بدن باشد، پاسخی روانشناختی به شرایط ناپایدار جهان امروز است؟
امانوئل پاسخ میدهد که این برداشت تا حد زیادی درست است.
او توضیح میدهد در دورههایی از تاریخ که انسانها احساس میکنند کنترل کمتری بر محیط پیرامون خود دارند، گرایش به کنترل سبک زندگی شخصی افزایش پیدا میکند.
به گفته او، حدود ۱۵۰ سال پیش و همزمان با انقلاب صنعتی دوم نیز موج مشابهی از توجه به سلامت شکل گرفت؛ دورهای که با مهاجرت گسترده، شهرنشینی، نابرابری اقتصادی و تحولات اجتماعی همراه بود.
امروز نیز جهان با تحولاتی مانند گسترش هوش مصنوعی، تغییرات سریع فناوری، افزایش نابرابری اقتصادی، مهاجرتهای گسترده و نگرانیهای اجتماعی روبهرو است.
در چنین شرایطی، بسیاری از مردم برای بازپسگیری احساس کنترل، بر جنبههایی از زندگی تمرکز میکنند که مستقیماً در اختیار خودشان است؛ از جمله تغذیه، ورزش، خواب و سایر رفتارهای مرتبط با سلامت.
چرا بنجامین فرانکلین الگوی یک زندگی سالم بود؟
یکی از شخصیتهایی که بارها در کتاب ازکیل امانوئل از او یاد میشود، بنجامین فرانکلین است؛ سیاستمدار، دانشمند، نویسنده و از بنیانگذاران ایالات متحده آمریکا.
امانوئل توضیح میدهد که حدود ۱۵ سال پیش، هنگام آغاز فعالیت خود در دانشگاه پنسیلوانیا، متوجه شد تقریباً همه مدیران دانشگاه در سخنرانیهای خود از جملات فرانکلین نقلقول میکنند. همین موضوع او را ترغیب کرد زندگی و اندیشههای این شخصیت تاریخی را عمیقتر مطالعه کند.
پس از بررسی زندگی فرانکلین، امانوئل به این نتیجه رسید که او تنها یک سیاستمدار یا دانشمند نبود، بلکه فردی بود که آگاهانه درباره مفهوم «زندگی خوب» اندیشیده و آن را در عمل نیز اجرا کرده بود.
او یادآوری میکند که فرانکلین پس از موفقیت در حرفه چاپ، در حدود ۴۲ سالگی از فعالیت اقتصادی روزمره کنار کشید؛ اما بازنشستگی برای او به معنای کنار گذاشتن فعالیت نبود.
برعکس، او پس از این دوره مهمترین خدمات علمی و اجتماعی خود را انجام داد؛ از جمله:
- مشارکت در تأسیس دانشگاه پنسیلوانیا؛
- مشارکت در ایجاد بیمارستان پنسیلوانیا؛
- راهاندازی یکی از نخستین شرکتهای بیمه؛
- انجام بسیاری از اختراعات و نوآوریهای علمی.
امانوئل معتقد است فرانکلین بهخوبی دریافته بود که زندگی بدون احساس مفید بودن، رضایت عمیقی ایجاد نمیکند.
به باور او، انسان زمانی احساس سلامت واقعی میکند که بتواند نقشی مثبت در بهبود جامعه ایفا کند.
او همچنین یادآور میشود که فرانکلین در دورانی که متوسط امید به زندگی بسیار پایین بود، تا ۸۴ سالگی زندگی کرد و تا پایان عمر نیز از توان ذهنی مطلوبی برخوردار بود.
چرا بازنشستگی میتواند برای سلامت زیانآور باشد؟
یکی از دیدگاههای نسبتاً متفاوت امانوئل، نگاه او به مفهوم بازنشستگی است.
او معتقد است بسیاری از مطالعات علمی نشان دادهاند که بازنشستگی، اگر بدون برنامهریزی انجام شود، میتواند عملکرد شناختی انسان را تضعیف کند.
به گفته او، چند عامل در این موضوع نقش دارند:
نخست آنکه بسیاری از افراد پس از بازنشستگی، نظم روزانه خود را از دست میدهند.
دوم آنکه بخش مهمی از روابط اجتماعی انسان در محیط کار شکل میگیرد و با کنار گذاشتن فعالیت حرفهای، این شبکه ارتباطی نیز محدود میشود.
امانوئل به پژوهشی از مؤسسه «رند» اشاره میکند که وضعیت شناختی افراد بازنشسته را در کشورهای مختلف بررسی کرده است.
نتایج این مطالعه نشان میدهد افرادی که در دهه ۵۰ زندگی بازنشسته میشوند، معمولاً افت شناختی بیشتری را تجربه میکنند.
در مقابل، کشورهایی که افراد در آنها دیرتر بازنشسته میشوند، بهطور متوسط وضعیت شناختی بهتری در سالمندی دارند.
او تأکید میکند مشکل اصلی خود بازنشستگی نیست؛ بلکه نوع زندگی پس از آن است.
اگر فرد بازنشسته بیشتر وقت خود را صرف فعالیتهای منفعلانه مانند تماشای طولانیمدت تلویزیون کند، احتمال افت ذهنی افزایش مییابد.
در مقابل، فعالیتهایی مانند:
- داوطلب شدن در نهادهای اجتماعی؛
- همکاری با مدارس و کتابخانهها؛
- مشارکت در امور خیریه؛
- آموزش و انتقال تجربه؛
- یادگیری مهارتهای جدید؛
میتوانند ذهن را فعال نگه دارند و کیفیت زندگی را افزایش دهند.
به اعتقاد امانوئل، بازنشستگی باید از مدتها قبل برنامهریزی شود؛ زیرا هدف آن نباید صرفاً استراحت، بلکه ادامه مشارکت مؤثر در جامعه باشد.
سه تغییر ساده غذایی که بیشترین اثر را دارند
ازکیل امانوئل در بخش دیگری از گفتوگو، از میان صدها توصیه تغذیهای، تنها سه اقدام را دارای بیشترین بازده برای سلامت عمومی میداند.
۱. حذف نوشیدنیهای شیرین
او میگوید نوشابهها و سایر نوشیدنیهای شیرین، مقدار زیادی کالری و قند وارد بدن میکنند، بدون آنکه ارزش تغذیهای قابل توجهی داشته باشند.
به گفته او، کاهش مصرف این نوشیدنیها یکی از مؤثرترین تغییرات برای پیشگیری از چاقی، دیابت و بیماریهای متابولیک است.
البته وی اشاره میکند که در سالهای اخیر میزان مصرف نوشابه در آمریکا روندی کاهشی داشته که نشانهای امیدوارکننده است.
۲. کاهش مصرف تنقلات بستهبندیشده
دومین توصیه او، کاهش مصرف خوراکیهای فرآوریشده، شور و شیرین است.
امانوئل توضیح میدهد که طی چند دهه گذشته، سهم میانوعدهها از کالری دریافتی روزانه بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
به اعتقاد او، بخش بزرگی از افزایش وزن و مشکلات متابولیک، ناشی از همین خوراکیهایی است که اغلب بدون احساس گرسنگی واقعی مصرف میشوند.
۳. افزایش مصرف غذاهای تخمیری
سومین پیشنهاد او، افزودن غذاهای تخمیری به رژیم غذایی روزانه است.
او نمونههایی مانند:
- ماست،
- کفیر،
- کیمچی،
- میسو،
- و برخی انواع پنیر
را از جمله مواد غذایی مفید برای سلامت روده معرفی میکند.
به گفته وی، این مواد غذایی علاوه بر داشتن باکتریهای مفید، در برخی موارد سرشار از فیبر نیز هستند و میتوانند به بهبود عملکرد دستگاه گوارش کمک کنند.
در همین بخش، امانوئل بار دیگر بر یکی از پیامهای اصلی کتاب خود تأکید میکند:
سلامت، نتیجه انجام صدها کار پیچیده نیست؛ بلکه حاصل تداوم چند رفتار ساده، علمی و قابل اجرا در زندگی روزمره است.
آیا لبنیات واقعاً برای سلامتی مضر هستند؟
در سالهای اخیر، بسیاری از فعالان حوزه سلامت در شبکههای اجتماعی و حتی برخی متخصصان تغذیه، مصرف لبنیات را زیر سؤال بردهاند. با این حال، ازکیل امانوئل دیدگاهی متفاوت دارد.
او میگوید مهمترین انتقاد مطرحشده درباره لبنیات، وجود چربیهای اشباع در آنهاست؛ اما شواهد علمی نشان میدهد چربی موجود در لبنیات با چربیهای اشباع موجود در گوشت قرمز و گوشتهای فرآوریشده یکسان نیست و آثار متفاوتی بر سلامت دارد.
به گفته او، مطالعات متعدد نشان دادهاند که مصرف متعادل لبنیات با کاهش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ ارتباط دارد. علاوه بر این، لبنیات منبع مناسبی از پروتئین، کلسیم و باکتریهای مفید هستند که به سلامت دستگاه گوارش کمک میکنند.
امانوئل همچنین به نتایج پژوهشهایی اشاره میکند که ماست را یکی از مواد غذایی مؤثر در کنترل وزن معرفی کردهاند. از دیدگاه او، مصرف ماست، کفیر و برخی انواع پنیر میتواند بخشی از یک رژیم غذایی سالم باشد.
او البته یادآور میشود که مانند بسیاری از مواد غذایی، درباره لبنیات نیز باید نگاه متعادل داشت. برخی مطالعات از نقش محافظتی لبنیات در برابر سرطان روده بزرگ سخن گفتهاند و برخی دیگر ارتباط آن را با افزایش احتمال برخی سرطانهای نادر بررسی کردهاند. اما در مجموع، ارزیابی علمی او این است که مزایای مصرف متعادل لبنیات بر معایب احتمالی آن برتری دارد.
چرا باید بستنی بخوریم؟
عنوان کتاب امانوئل، «بستنیات را بخور»، در نگاه نخست شاید عجیب به نظر برسد؛ زیرا معمولاً بستنی در فهرست غذاهای سالم قرار نمیگیرد.
خبرنگار نیز همین پرسش را مطرح میکند و از او میخواهد توضیح دهد چرا چنین نامی را برای کتاب خود انتخاب کرده است.
پاسخ امانوئل، فلسفه اصلی کتاب را آشکار میکند.
او میگوید شواهد علمی موجود نشان نمیدهد که مصرف متعادل بستنی لزوماً برای سلامت زیانآور باشد. بنابراین اگر فردی یک یا دو بار در هفته، در چارچوب یک رژیم غذایی متعادل، بستنی مصرف کند، جای نگرانی وجود ندارد.
از نگاه او، مشکل زمانی آغاز میشود که انسان بخواهد زندگی را به مسابقهای برای رسیدن به کمال تبدیل کند.
سلامت، مسابقات قهرمانی نیست.
هیچ انسانی قرار نیست در تمام روزهای زندگی خود کاملاً بینقص غذا بخورد یا همیشه بهترین انتخاب ممکن را انجام دهد.
به گفته او، اگر سبک زندگی یک فرد در مجموع سالم باشد و حدود ۹۰ درصد رفتارهای او با اصول علمی سلامت همخوانی داشته باشد، همان ۱۰ درصد انعطافپذیری نهتنها آسیبی ایجاد نمیکند، بلکه به پایداری سبک زندگی سالم نیز کمک میکند.
او پیشنهاد میکند افراد از خوراکیهایی مانند بستنی بهعنوان بخشی از جشنها، مناسبتها یا پاداشهای کوچک زندگی استفاده کنند؛ زیرا لذت بردن از زندگی نیز بخشی از سلامت روان است.
جمعبندی
پیام اصلی ازکیل امانوئل، فاصله گرفتن از صنعت پرهیاهوی «سلامتگرایی افراطی» و بازگشت به اصول ساده، اثباتشده و پایدار است.
به باور او، بسیاری از توصیههایی که هر روز در فضای مجازی منتشر میشوند، بیش از آنکه بر پایه شواهد علمی باشند، محصول بازار رقابت برای جلب توجه مخاطبان هستند.
در مقابل، پژوهشهای معتبر طی دهههای گذشته بارها نشان دادهاند که ستونهای اصلی یک زندگی سالم تغییر چندانی نکردهاند:
- روابط اجتماعی عمیق و معنادار؛
- فعالیت بدنی منظم؛
- تغذیه متعادل؛
- خواب کافی؛
- حفظ فعالیت ذهنی؛
- مشارکت اجتماعی؛
- پرهیز از رفتارهای پرخطر.
او همچنین تأکید میکند سلامت نباید به منبع اضطراب تبدیل شود. زمانی که مراقبت از بدن به وسواس، احساس گناه یا محرومیت دائمی از لذتهای زندگی بینجامد، خود میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد.
در نهایت، پیام کتاب این است که انسان برای داشتن عمر طولانی و زندگی سالم، بیش از هر چیز به تعادل، استمرار و نگاه واقعبینانه نیاز دارد؛ نه به رژیمهای افراطی، مکملهای گرانقیمت یا توصیههای زودگذر فضای مجازی.

نکات کلیدی
- سلامت پایدار بر پایه چند عادت ساده و مستمر شکل میگیرد، نه رژیمهای پیچیده.
- روابط اجتماعی باکیفیت مهمترین عامل پیشبینیکننده سلامت و طول عمر هستند.
- فعالیت ذهنی و مشارکت اجتماعی در سالمندی اهمیت فراوانی دارند.
- بازنشستگی بدون برنامه میتواند موجب افت توان شناختی شود.
- حذف نوشیدنیهای شیرین و کاهش تنقلات فرآوریشده بیشترین تأثیر تغذیهای را دارند.
- مصرف متعادل غذاهای تخمیری و لبنیات میتواند به سلامت روده و متابولیسم کمک کند.
- پرهیز از دخانیات، مصرف زیاد الکل و سایر رفتارهای پرخطر نقش مهمی در افزایش امید به زندگی دارد.
- سلامت نباید به وسواس تبدیل شود؛ تعادل و استمرار از کمالگرایی مؤثرتر است.
- لذت بردن از زندگی، در کنار رعایت اصول علمی، بخشی از سلامت روان و جسم محسوب میشود.
نقش روابطعمومی؛ سلامت از مسیر ارتباطات انسانی میگذرد
در این مقاله، نقش روابطعمومی بهصورت مستقیم مطرح نشده است، اما از منظر ارتباطات راهبردی و روابطعمومی میتوان یک تحلیل تخصصی به آن افزود که برای انتشار در شارا بسیار ارزشمند خواهد بود.
پیام اصلی ازکیل امانوئل، برای متخصصان روابطعمومی نیز حامل یک درس مهم است. او «روابط اجتماعی» را مهمترین عامل سلامت، طول عمر و رضایت از زندگی معرفی میکند. این نتیجه، با فلسفه روابطعمومی نوین همسو است؛ زیرا روابطعمومی اساساً علم و هنر ایجاد، حفظ و تقویت روابط انسانی مبتنی بر اعتماد است.
از این منظر، روابطعمومی دیگر صرفاً ابزار اطلاعرسانی یا تبلیغات سازمانی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یکی از مؤلفههای مؤثر بر سلامت فردی، سلامت سازمانی و حتی سلامت اجتماعی شناخته شود. سازمانهایی که فرهنگ گفتوگو، مشارکت، همدلی و ارتباطات انسانی را تقویت میکنند، نهتنها اعتماد ذینفعان را افزایش میدهند، بلکه به بهبود رفاه روانی کارکنان، کاهش احساس انزوا و افزایش سرمایه اجتماعی نیز کمک میکنند.
یافتههای این مقاله همچنین نشان میدهد که در عصر هوش مصنوعی، وظیفه روابطعمومی تنها تولید محتوا نیست، بلکه طراحی و مدیریت ارتباطات معنادار میان انسانهاست. اگر کیفیت روابط اجتماعی مهمترین عامل سلامت باشد، روابط عمومی حرفهای نیز باید بهجای تمرکز صرف بر انتشار پیام، بر ایجاد گفتوگو، تقویت شبکههای انسانی، افزایش اعتماد عمومی و توسعه حس تعلق در میان کارکنان، مشتریان و جامعه تمرکز کند.
از سوی دیگر، هشدار نویسنده درباره آثار منفی استفاده افراطی از شبکههای اجتماعی، اهمیت مسئولیت روابطعمومی در مدیریت ارتباطات دیجیتال را نیز برجسته میکند. روابطعمومی باید میان بهرهگیری از فناوری و حفظ کیفیت تعاملات انسانی تعادل ایجاد کند؛ زیرا ارتباطات دیجیتال زمانی ارزشمند هستند که به تقویت روابط واقعی منجر شوند، نه جایگزینی آنها.
در نهایت، این مقاله پیامی روشن برای مدیران روابطعمومی دارد: سلامت اجتماعی، اعتماد عمومی و کیفیت روابط انسانی به یکدیگر وابستهاند. روابطعمومی با طراحی ارتباطات مبتنی بر اعتماد، همدلی، مشارکت و سرمایه اجتماعی، میتواند نقشی فراتر از مدیریت شهرت ایفا کند و به یکی از ارکان ارتقای سلامت سازمانی و سلامت جامعه تبدیل شود. این نگاه، جایگاه روابطعمومی را از یک واحد اطلاعرسانی به یک نهاد راهبردی برای توسعه سرمایه اجتماعی، تابآوری سازمانی و بهبود کیفیت زندگی ارتقا میدهد.

نظر بدهید