پارادوکس ابزار و بستر در ارتباطات دولتی؛ تحلیلی بر شکاف انتظارات و واقعیت میدانی

 

در نشست شورای اطلاع‌رسانی دولت (چهارشنبه، ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵)، الیاس حضرتی، رئیس این شورا، با اشاره به الزامات اطلاع‌رسانی اظهار داشت: «آیا قابل باور است کسی عضو روابط‌عمومی باشد اما از ظرفیت‌هایی مانند پلتفرم ایکس و… استفاده نکند؟»

از منظر دانش ارتباطات، تأکید بر حضور فعال کارگزاران روابط عمومی در شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب، یک اصل بدیهی و کاملاً حرفه‌ای است؛ چراکه روابط عمومی مدرن باید دقیقاً در همان فضایی تنفس کند که افکار عمومی در آن حضور دارد. با این وجود، طرح چنین انتظاری در شرایطی که بیش از ۶۱ روز (بالغ بر ۱۴۴۰ ساعت) از قطعی گسترده اینترنت و انزوای دیجیتال می‌گذرد و حتی دسترسی به اینترانت داخلی نیز با اختلالات و دشواری‌های جدی روبه‌روست، یک «پارادوکس ارتباطی» بزرگ را خلق می‌کند.

در علم ارتباطات، موفقیت هر استراتژی رسانه‌ای پیش از هر چیز نیازمند پایداری «بستر» و در دسترس بودن «ابزار» اجرایی است. هنگامی که سیاست‌گذار خواستار استفاده حداکثری از پلتفرم‌های بین‌المللی می‌شود، اما متخصصان روابط عمومی در عمل برای دسترسی به ابتدایی‌ترین شبکه‌های داخلی و خارجی با سد قطعی و محدودیت‌های شدید پهنای باند مواجه‌اند، شکافی عمیق میان «سیاست‌گذاری» و «واقعیت میدانی» نمایان می‌گردد. این تناقض، نه‌تنها کارآمدی تیم‌های ارتباطی سازمان‌ها را به‌شدت کاهش می‌دهد، بلکه در نگاه مخاطب بیرونی نیز می‌تواند به عنوان عدم اشراف سیاست‌گذاران بر وضعیت واقعی زیرساخت‌های جامعه تفسیر شود.

رسالت بنیادین یک روابط عمومی کارآمد، پل زدن میان سازمان و مردم است؛ اما تا زمانی که پایه‌های این پل یعنی دسترسی پایدار به شبکه اینترنت استوار نباشد، مطالبه حضور مؤثر در پلتفرم‌های مسدودشده، انتظاری غیرواقع‌بینانه است. این رویکرد، در نهایت بار ناکارآمدی‌های ساختاری و زیرساختی را به اشتباه بر دوش کارگزاران روابط عمومی می‌اندازد و آن‌ها را در خط مقدم پاسخگویی خلع سلاح می‌کند.

با کلیک روی لینک‌های زیر به کانال ما بپیوندید:
تلگرام: https://telegram.me/sharaPR
ایتا: eitaa.com/sharapriran
بله: https://ble.ir/shara

🖌️