وقتی شعر، بازویِ استراتژیکِ روابط عمومی می‌شود/ تأملی بر پیوندِ ادبیات، توسعه و ارتباطات
به قلم: حجت بقایی

شبکه روابط عمومی _ روابط عمومی نوین، تنها درگیرِ «خبرنامه» و «پوشش خبری» نیست؛ بلکه هنرِ «جایگاه‌سازی» در ذهن مخاطب است. اما چگونه می‌توان در فضایِ پرهیاهویِ امروز، پیامِ توسعه را به گوشِ مخاطب رساند بدون آنکه در دامِ تبلیغاتِ سرد و بی‌روح بیفتیم؟ پاسخ در یک واژه نهفته است: «شعر».

دلیل اول شعر به مثابه کاتالیزورِ اطلاع‌رسانی:

مثلاً وقتی از «آنالوجه» به عنوان یک منطقه مستعدِ توسعه سخن می‌گوییم، آمار و ارقامِ اقتصادی شاید تنها برای مدیران جذاب باشد؛ اما «شعرِ توسعه» است که به این ارقام، «روح» می‌بخشد. شعر، دیوارِ دفاعیِ ذهن مخاطب را در برابرِ پیامهای تبلیغاتی می‌شکند و پیامِ ما را با بسته‌بندیِ احساس، به قلبِ مخاطب می‌رساند. این همان نقطه‌ای است که «اطلاع‌رسانی» تبدیل به «اعتمادسازی» می‌شود.

دلیل دوم ادبیاتِ توسعه؛ فراتر از گزارشهای عملکرد

در روابط عمومیِ «توسعه‌گرا»: ما به دنبالِ تصویرسازی از آینده هستیم. وقتی شعرِ «آنالوجه» را می‌نویسم، در واقع دارم «نقشه راهِ هویتی» منطقه را ترسیم می‌کنم. این یک ابزار روابط عمومی برای «برندسازیِ منطقه‌ای» است. ما با شعر، ارزشهای یک جامعه (همت، صنعت، همبستگی) را برجسته می‌کنیم تا سرمایه‌گذار، گردشگر و بومیان، همگی زیر یک چترِ معنایی قرار بگیرند.

دلیل سوم، شعر؛ زبانِ مشترکِ مدیر و جامعه:

شعر، زبانِ جهانی است. مدیران روابط عمومی که می‌توانند با زبانِ استعاره و خیال، اهدافِ سختِ توسعه‌ای را بیان کنند، در حقیقت دارند از «دیپلماسی فرهنگی» استفاده می‌کنند.

✓ شعر و تبلیغات: تبدیلِ «ویژگی» به «فایده» از طریق آرایه‌های ادبی.

✓ شعر و اطلاع‌رسانی: تبدیلِ «گزارش» به «روایت».

دلیل چهارم، الگویِ عملی: از متن به رسانه: برای همکاران عزیزم در شبکۀ روابط عمومی پیشنهاد می‌کنم:

به جای انتشارِ بی‌روحِ آمار و ارقامِ کارخانه‌ها یا پروژه‌های عمرانی، از «هنرمندانِ صنعتی» بخواهید برای پروژه‌های شما «روایت» بنویسند.

وقتی می‌گوییم «طنینِ چرخهای صنعتش»، مخاطب نه تنها یک کارخانه، بلکه «تپشِ قلبِ یک منطقه» را می‌شنود. این یعنی روابط عمومیِ هوشمند.

و اما سخن پایانی:

ادبیاتِ توسعه، ترجمۀ آرزوهای یک ملت به زبانِ عمل است. ما در این مسیر، نیازمندِ آنیم که قلمِ مدیران روابط عمومی، با «احساسِ شاعرانه» و «نگاهِ توسعه‌گر» آمیخته شود. بیایید «آنالوجه»‌هایِ ایران را نه فقط با بیلانهای کاری، بلکه با ادبیاتی که غرور و همتِ مردممان را فریاد می‌زند، به دنیا معرفی کنیم.

 

///