به قلم مارتین پیِرز – ۵ مه ۲۰۲۶
منبع: خبرنامه Applied AI
در خبرنامه Applied AI، به پروندهای اشاره شده که در آن گرگ بروکمن، رئیس شرکت اوپناِیآی، درباره دیدگاه خود نسبت به توانایی ایلان ماسک در درک هوش مصنوعی صحبت کرده است. بروکمن در شهادت خود در دادگاه گفته است:
«ایلان ماسک در زمینه موشک و خودروهای برقی تخصص دارد، اما در حوزه هوش مصنوعی چنین تخصصی ندارد و من معتقدم هنوز هم درک عمیقی از هوش مصنوعی ندارد.»
این اظهارنظر در رسانهها بازتاب یافت، زیرا ایلان ماسک یکی از چهرههای شاخص در عرصه فناوری و یکی از نخستین حامیان اوپناِیآی بوده است. همچنین او اکنون از طریق شرکت اسپیسایکس، مالکیت شرکت xAI را در اختیار دارد.
این نکته برای سرمایهگذاران احتمالی عرضه اولیه سهام اسپیسایکس جالب است، چرا که اسپیسایکس اخیراً شرکت xAI را با ارزشی حدود ۲۵۰ میلیارد دلار در قالب سهام خود خریداری کرده است. ماسک همزمان گفته است که xAI را «از پایه و اساس» بازسازی میکند و همه همبنیانگذاران دیگر این استارتاپ آن را ترک کردهاند. این وضعیت نشان میدهد که پروژه هوش مصنوعی ماسک هنوز در مرحله گذار و بازطراحی قرار دارد و فاصله میان ادعا و نتیجه نهایی ممکن است زیاد باشد.
افزایش کنترل رأی ایلان ماسک در اسپیسایکس و همکاری دولت آمریکا با شرکتهای هوش مصنوعی
در ادامه خبرها، به این موضوع اشاره شده که کنترل رأی ایلان ماسک در شرکت اسپیسایکس از حدود ۸۰٪ به ۸۳٫۸٪ افزایش یافته است. همچنین سهم مالکیتی او از حدود ۴۱٫۵٪ به ۴۲٫۵٪ رسیده است. این ارقام نشان میدهد که ماسک تأثیر و نفوذ بیشتری بر تصمیمهای استراتژیک اسپیسایکس پیدا کرده است، خصوصاً پس از ادغام xAI با این شرکت.
از سوی دیگر، یک نهاد زیرمجموعه وزارت بازرگانی آمریکا اعلام کرده که توافقنامههایی با شرکتهای گوگل، مایکروسافت و xAI امضا کرده است. این توافقها به دولت فدرال اجازه میدهد که مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی را پیش از آن که برای عموم منتشر شوند، از منظر امنیت ملی و پیامدهای احتمالی مورد آزمایش و ارزیابی قرار دهد. این روند نشان میدهد که دولتهای ملی به سمت چارچوبهای نظارتی جدید برای کنترل و آزمون مدلهای بزرگ هوش مصنوعی حرکت میکنند.
داستان کویینبیس، ترکیبی از رشد سریع، استخدامهای شتابزده، تعدیلهای پیاپی و استفاده از ادبیات هوش مصنوعی برای توضیح تصمیمهای مدیریتی است. این شرکت در فاصله چند سال، چند بار اعلام کرده که بیش از حد استخدام کرده است، اما باز هم در دورهای کوتاه نیرو جذب و سپس تعدیل کرده است.
در ظاهر، پیامهای رسمی بر این نکته تکیه میکنند که هوش مصنوعی شیوه کار را تغییر داده و شرکت باید بومیِ هوش مصنوعی شود. اما در عمل، بخش مهمی از تصمیمها بیشتر به چرخههای بازار رمزارز و فشار سرمایهگذاران برای کاهش هزینهها مربوط است. ترکیب این عوامل، پرسش جدیای درباره «یادگیری سازمانی» و توانایی مدیریت در درس گرفتن از اشتباهات پیشین ایجاد میکند.
در کنار آن، واکنشهای شدید بازار سهام به خبرهایی درباره اینتل، شاپیفای و پیپل نشان میدهد که والاستریت همچنان مستعد اغراق در ارزیابی اثر خبرهای تکنولوژی است. همزمان، بحثها درباره نقش ایلان ماسک در هوش مصنوعی، رشد سریع استارتاپهایی مانند الونلبز، و ورود دولتها به حوزه تنظیمگری مدلهای هوش مصنوعی، نشان میدهد که ترکیب فناوری، سرمایه و سیاست در این حوزه پیچیدهتر از گذشته شده است.

نظر بدهید