شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – دو رویداد ورزشی در عرصه جهانی در حال برگزاری است. از یک سو، تیم فوتبال کشور در مسابقات قهرمانی جهان که هر چهار سال یکبار برگزار میشود، و از سوی دیگر، تیم والیبال کشور در مسابقات والیبال قهرمانی جهان که هر ساله با حضور قدرتهای برتر دنیا برگزار میگردد، حضور داشتهاند.
علیرغم همه هزینههای انجامشده، تبلیغات تلویزیونی و میدانی، و تولید و اجرای برنامههای مختلف در شبکههای تلویزیونی، رادیویی و پلتفرمهای شبکههای اجتماعی، انتظار کاذبی در میان مردم و نسلهای مختلف ایجاد شد. تجارب حاصل از این انتظار و تماشای مسابقات فوتبال و والیبال، تأثیر منفی و یأس و ناامیدی بیشتری را متوجه مخاطبان پر و پا قرص رویدادهای ورزشی و، در گام بعدی، متوجه سایر افرادی کرد که در میان دغدغههای ناشی از اخبار منفی، تورم، گرانی، مشکلات اقتصادی و جنگ تحمیلی، برای رهایی موقت از این شرایط، با روی آوردن به رویدادهای ورزشی، ساعتی را به دور از هیاهوی پیرامونی و در فضای هیجانی مسابقات سپری میکردند.
متأسفانه، نتایج حاصل از مسابقه نخست تیم ملی برابر نیوزیلند، تقریباً فوتبالدوستان را ناامید و جامعه را تا حد زیادی مأیوس کرد؛ بهنحوی که انتظار پیروزی در دو دیدار برابر مصر و بلژیک، عبور از مرحله مقدماتی و حضور در مرحله بعد، تا حدود زیادی کمرنگ شد. عاقبت نیز حاصل همه این هیجان و هیاهوی کاذب و هزینههای سرسامآور، حذف تیم ملی، اختلاف سرمربی و کادر فنی با بازیکنان بر سر تقسیم پاداش ۴۵۰ میلیارد تومانی، نزاع سلبریتیهای ورزشی در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای ورزشی، توهین، تحقیر، بیحرمتی و افشاگری چهرههای سیاسی و ورزشی تاریخمصرفگذشته برای سرگرم کردن افکار عمومی در این روزهای سخت بود.
در نهایت نیز، مطابق با مدل و سبک رایج مدیریتی، دلیل همه این نتایج و اتفاقات به شرایط جنگی خارج از کنترل نسبت داده شد و بیتدبیری و ضعف مدیریت کمرنگ یا بیرنگ جلوه داده شد. متأسفانه، فراموش میکنیم که در یک موقعیت منطقی و با استفاده از دادهها و اطلاعات موجود، علاوه بر نقد و بررسی منصفانه، به یک مقایسه هدفمند نیز بپردازیم؛ اینکه چگونه کشوری ۹۰ میلیونی با نیروی انسانی جوان و مستعد، در رویدادهای مهم ورزشی جهان ــ که ویترینی برای نمایش توان مدیریتی، ساختار، راهبرد، زیرساخت، سختافزار و نرمافزار کشورهاست ــ در مقایسه با کشورهای کوچک چند میلیونی، از توفیق چندانی برخوردار نیست.
اما این، تمام ماجرای ورزش کشور نیست. در سوی دیگر میدان، تیم والیبال ایران نیز با انتخاب یک سرمربی خارجی، پس از گذشت دو سال و کسب تنها سه پیروزی در مجموعه مسابقات، با بازیهایی پرنوسان و پرتلاطم که از فراز و فرود و عدم تعادلی خستهکننده و مأیوسکننده حکایت داشت، تنها دستاوردش جلوگیری از حذف شدن از مسابقات قهرمانی جهان در سال آینده بوده است.
سؤال این است که اگر ورزش کشور، بهعنوان یک صنعت و یک پدیده اجتماعی، در سطح تیمهای ملی و رویدادهای جهانی نتواند در بزنگاهها و شرایط خاص، حال جامعه را بهتر کند و در ایجاد شور، نشاط و امید در میان مردم اثرگذار باشد، واقعاً چه کارکردی خواهد داشت؟
اگر قرار است در شرایط جنگ، مشکلات و تبعات ناشی از آن، بهویژه آثار این وضعیت بر مردم دلیر، فهیم و بزرگوار خوزستان، ورزش کشور و فدراسیونهای ورزشی که میلیاردها ریال از بیتالمال را صرف تیمهای ورزشی میکنند، چگونه میتوانند به اندازه سهم خود، کارکردهای اصلیشان را در ایجاد پویایی، انبساط خاطر و التیام بخشی از زخمهای ناشی از مشکلات ایفا کنند؟
در حالی که برنامههای ورزشی رادیو و تلویزیون، با حضور کارشناسان، تمام توجه و تمرکز خود را بر دفاع تمامقد از اقدامات و عملکرد این دو فدراسیون گذاشتهاند و بیش از آنکه به تحلیل واقعبینانه بپردازند، در پی توجیه نتایج، فرافکنی و نسبت دادن همه این مسائل به عوامل خارج از کنترل مدیریتی هستند، باید صادقانه گفت که سالیان درازی است فرهنگ پرسشگری درست، دقیق و بهموقع، در کنار پاسخگویی کارشناسانه، عالمانه، شفاف و بهموقع، از فضای مدیریتی کشور رخت بربسته است و روابطعمومیها نیز، بهواسطه ضعف و ناکارآمدی، در کمرنگ شدن و بیاثر شدن این اصل مهم، سهمی قابل توجه داشتهاند.
لینک کوتاه: https://www.shara.ir/?p=54027

نظر بدهید