رقابت نتفلیکس و یوتیوب در صنعت رسانه و سرگرمی وارد مرحله تازهای شده است. گزارش شاخص نیلسن در اوت ۲۰۲۶ نشان میدهد یوتیوب ۱۵.۸ درصد از کل زمان تماشای تلویزیون در ایالات متحده را به خود اختصاص داده، درحالیکه سهم نتفلیکس به ۷.۷ درصد کاهش یافته است.
این تغییر بیانگر تحول در الگوی مصرف محتوای دیجیتال، افزایش اهمیت اقتصاد توجه و گسترش نقش الگوریتمهای هوشمند در توزیع محتواست. یوتیوب با استفاده از هوش مصنوعی، تحلیل رفتار کاربران و پیشنهاد محتوای شخصیسازیشده، توانسته است حضور مخاطبان را در محیط خود تقویت کند.
نتفلیکس نیز با تکیه بر تولید محتوای اختصاصی، فیلمها و مجموعههای حرفهای، مدل متفاوتی از رقابت رسانهای را دنبال میکند. بنابراین، افزایش سهم یوتیوب را نباید بهتنهایی معادل شکست نتفلیکس دانست. این تحول نشان میدهد آینده صنعت رسانه به شناخت دقیق مخاطب، تحلیل دادهها، کیفیت محتوا، توزیع هوشمند و مدیریت ارتباطات دیجیتال وابسته است.
برای مدیران رسانه، متخصصان روابط عمومی و فعالان ارتباطات راهبردی، این رقابت نمونهای مهم از تغییر موازنه قدرت در اقتصاد دیجیتال و تأثیر هوش مصنوعی بر آینده ارتباطات و مصرف رسانهای محسوب میشود.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || افزایش سهم یوتیوب از تماشای تلویزیون و کاهش سهم نتفلیکس، نشاندهنده تحول در اقتصاد توجه و تغییر الگوی مصرف رسانهای است؛ تحولی که نقش الگوریتمهای هوشمند، هوش مصنوعی و شناخت رفتار مخاطبان را در آینده صنعت رسانه برجسته میکند.
جنگ سرد ساختگی میان نتفلیکس و یوتیوب
گزارش تازه مؤسسه نیلسن، روایتی را تقویت کرده است که موجب نگرانی بسیاری از فعالان صنعت سرگرمی شده است: سهم یوتیوب از زمان ماهانه تماشای تلویزیون در حال افزایش است، درحالیکه سهم نتفلیکس روندی کاهشی دارد. بااینحال، واقعیت بسیار پیچیدهتر از این تصویر آماری است و لزوماً به این معنا نیست که نتفلیکس باید همان راهبردی را در برابر یوتیوب در پیش بگیرد که زمانی در رقابت با شبکه اچبیاو دنبال میکرد.
در برخی جنبهها، نگرانیهای هالیوود درباره مرحله جدید جنگ پلتفرمهای پخش آنلاین را میتوان در یک نمودار دایرهای ماهانه خلاصه کرد؛ نموداری که در گزارش شاخص نیلسن با عنوان «میزان تماشای ماهانه تلویزیون بر اساس پلتفرم» منتشر میشود.
در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، گزارش شاخص نیلسن نشان داد که یوتیوب در ماه اوت، ۱۵.۸ درصد از کل زمان تماشای تلویزیون در ایالات متحده را به خود اختصاص داده است. این میزان، فاصله قابلتوجهی با سایر رقبای فعال در حوزه پخش آنلاین دارد.
در همین دوره، سهم نتفلیکس از میزان تماشای تلویزیون به ۷.۷ درصد کاهش یافته بود؛ درحالیکه این سهم در دسامبر سال گذشته به بالاترین میزان خود، یعنی ۹ درصد رسیده بود.
این وضعیت، یعنی رشد قدرت الگوریتمی یوتیوب تحت مدیریت نیل موهان، مدیرعامل این شرکت، همزمان با کاهش سهم پلتفرمی که زمانی قهرمان اصلی دوران پخش آنلاین به شمار میرفت، تصویری روشن از تغییر موازنه قدرت در صنعت سرگرمی ارائه میکند.
بااینحال، واقعیت بسیار پیچیدهتر از این برداشت اولیه است.
درست است که توجه مخاطبان منبعی محدود است و هر ساعتی که افراد صرف تماشای یوتیوب میکنند، چه از طریق تلفن همراه، چه رایانه لوحی و چه تلویزیون، به همان میزان از زمانی که میتوانستند به تماشای نتفلیکس یا اچبیاو مکس اختصاص دهند، کاسته میشود؛ اما نمیتوان صرفاً بر اساس این واقعیت نتیجه گرفت که رشد یوتیوب الزاماً به معنای تضعیف جایگاه رقابتی نتفلیکس است.
رقابت بر سر توجه مخاطب؛ فراتر از سهم بازار
آنچه در رقابت نتفلیکس و یوتیوب اهمیت دارد، صرفاً افزایش یا کاهش سهم هر پلتفرم از زمان تماشای تلویزیون نیست؛ مسئله اصلی، تغییر ماهیت مصرف محتوا و تحول در اقتصاد توجه است.
نتفلیکس بر تولید و عرضه محتوای حرفهای، فیلمها و مجموعههای اختصاصی و تجربه تماشای برنامهریزیشده استوار است. در مقابل، یوتیوب با اتکا به محتوای تولیدشده توسط کاربران، سازندگان مستقل، رسانهها و شرکتهای حرفهای، طیف گستردهتری از نیازهای مخاطبان را پوشش میدهد.
این تفاوت باعث میشود که مقایسه سهم این دو پلتفرم، بدون توجه به ماهیت محتوا و انگیزه مخاطبان، تصویر کاملی از رقابت ارائه نکند.
یوتیوب با استفاده از الگوریتمهای هوشمند، رفتار کاربران را تحلیل میکند و محتواهایی را پیشنهاد میدهد که احتمال تماشای آنها بیشتر است. این سازوکار به افزایش مدت حضور مخاطبان در پلتفرم کمک میکند و مزیت رقابتی مهمی برای آن به وجود میآورد.
از سوی دیگر، نتفلیکس همچنان بر محتوای اختصاصی، سرمایهگذاری در تولیدات حرفهای و جذب مخاطبان علاقهمند به تماشای فیلم و مجموعههای داستانی تمرکز دارد.
بنابراین، کاهش سهم نتفلیکس را نمیتوان بهتنهایی نشانه کاهش جذابیت محتوای آن دانست. ممکن است بخشی از تغییرات ناشی از گسترش استفاده از تلویزیون برای تماشای محتوای کوتاه، برنامههای اینترنتی، پخش زنده و ویدئوهای تولیدشده توسط کاربران باشد.
هوش مصنوعی و آینده رقابت رسانهای
نکته مهم در این تحول، نقش روزافزون هوش مصنوعی در مدیریت و توزیع محتواست. الگوریتمهای پیشنهاددهنده، تحلیل رفتار مخاطبان، شخصیسازی تجربه تماشا و پیشبینی علایق کاربران، به عوامل تعیینکننده در رقابت پلتفرمهای رسانهای تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، مزیت رقابتی صرفاً به کیفیت تولید محتوا محدود نمیشود؛ بلکه توانایی شناخت مخاطب، زمانبندی انتشار، توزیع هوشمند و حفظ تعامل مستمر با کاربران نیز اهمیت پیدا میکند.
از منظر روابطعمومی، این تحول یک پیام راهبردی دارد: در اقتصاد جدید رسانه، صرف تولید پیام و محتوا کافی نیست؛ سازمانها باید بدانند مخاطب چه چیزی را، در چه زمانی، از چه کانالی و با چه انگیزهای مصرف میکند.
به همین دلیل، تحلیل دادههای مخاطبان، شناخت رفتار رسانهای و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی باید در مرکز برنامهریزی ارتباطات سازمانی قرار گیرد.
نکات کلیدی
۱. یوتیوب در اوت ۲۰۲۶ با سهم ۱۵.۸ درصدی از زمان تماشای تلویزیون آمریکا، جایگاه برجستهای در بازار رسانه به دست آورده است.
۲. سهم نتفلیکس در همین دوره به ۷.۷ درصد کاهش یافته است؛ درحالیکه این رقم در دسامبر گذشته ۹ درصد بوده است.
۳. رشد یوتیوب با قدرت الگوریتمهای پیشنهاددهنده و تغییر رفتار مصرف رسانهای مخاطبان ارتباط دارد.
۴. رقابت نتفلیکس و یوتیوب را نمیتوان صرفاً رقابت دو سرویس پخش فیلم و مجموعه دانست؛ این دو پلتفرم از مدلهای متفاوت تولید، توزیع و مصرف محتوا استفاده میکنند.
۵. توجه مخاطبان محدود است و افزایش زمان مصرف یک پلتفرم میتواند بر زمان اختصاصیافته به سایر رسانهها تأثیر بگذارد.
۶. کاهش سهم نتفلیکس در آمار تماشای تلویزیون لزوماً به معنای شکست راهبردی این شرکت نیست.
۷. هوش مصنوعی، تحلیل دادهها و شخصیسازی محتوا به عوامل مهم رقابت در صنعت رسانه تبدیل شدهاند.
۸. آینده رسانه به توانایی پلتفرمها در شناخت مخاطب، تولید محتوای متناسب و حفظ تعامل وابسته است.
نویسنده: جولیا الکساندر
تاریخ انتشار: ۲ نوامبر ۲۰۲۶
منبع انگلیسی: https://puck.news
منبع فارسی: شارا – شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران

نظر بدهید