🧠 خودشیفتگی چیست و چگونه میتوان از روابط آسیبزا بهبود یافت؟
در گفتوگویی با بیگ تینک، رامانی دورواسولا، روانشناس بالینی، درباره خودشیفتگی، شناسایی الگوهای رفتاری و دشواریهای روابط خودشیفتهوار صحبت میکند.
از دیدگاه او، یکی از خطاهای رایج در توصیههای عمومی این است که ترک رابطه بهعنوان تنها راه بهبود معرفی میشود. درحالیکه شرایط زندگی، مسئولیتهای خانوادگی، محدودیتهای فرهنگی و میزان خطر میتوانند بر تصمیم فرد تأثیر بگذارند.
مفهوم محوری این گفتوگو، اختیار و حق انتخاب فردی است. بهبود میتواند به معنای تصمیم آگاهانه برای ترک رابطه یا تغییر شیوه تعامل با آن باشد. البته در شرایطی که خشونت یا تهدید فوری وجود دارد، حفظ ایمنی باید در اولویت قرار گیرد.
این گفتوگو همچنین بر ضرورت شناخت الگوهای رفتاری، پرهیز از قضاوتهای کلی و توجه به پیچیدگی تجربههای انسانی تأکید میکند.
خودشیفتگی چیست و چگونه روابط خودشیفتهوار را تشخیص دهیم؟ رامانی دورواسولا درباره الگوهای رفتاری، حق انتخاب و مسیر بهبود پس از روابط آسیبزا توضیح میدهد.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – خودشیفتگی در سالهای اخیر به یکی از موضوعات پرتکرار در فضای مجازی و گفتوگوهای عمومی درباره روابط انسانی تبدیل شده است. بااینحال، فراوانی مطالب منتشرشده لزوماً به معنای درک دقیق این پدیده نیست.
رامانی دورواسولا، روانشناس بالینی و پژوهشگر روابط خودشیفتهوار، در گفتوگویی با بیگ تینک درباره ماهیت خودشیفتگی، تأثیر آن بر روابط نزدیک و مسیر بهبود پس از تجربه روابط آسیبزا توضیح میدهد.
از دیدگاه او، یکی از خطاهای رایج در توصیههای عمومی این است که ترک رابطه بهعنوان تنها راهحل معرفی میشود؛ درحالیکه شرایط زندگی افراد متفاوت است و بهبود میتواند مسیرهای گوناگونی داشته باشد.
خودشیفتگی؛ فراتر از یک رابطه دشوار
دورواسولا علاقه پژوهشی خود به خودشیفتگی را در اوایل دهه ۲۰۰۰ و در دوران فعالیت دانشگاهی آغاز کرد. تمرکز او بر چگونگی تصمیمگیری افراد خودشیفته و رفتار آنها در روابط بود.
فعالیت بالینی او در ادامه، تجربههای تازهای را در اختیارش قرار داد. مراجعان بسیاری از روابط عاطفی، خانوادگی و شغلی خود سخن میگفتند که در آنها الگوهای رفتاری تکرارشوندهای مشاهده میشد.
به گفته او، شناخت این الگوها میتواند به افراد کمک کند متوجه شوند که مسئله همیشه یک رابطه دشوار یا اختلافی مقطعی نیست؛ گاهی با مجموعهای از رفتارهای تکرارشونده روبهرو هستند که بر درک آنها از رابطه و تجربه روزمرهشان تأثیر میگذارد.
این تجربهها فقط به روابط عاطفی محدود نمیشوند و ممکن است در روابط خانوادگی، بهویژه رابطه والدین و فرزندان، یا در محیط کار نیز دیده شوند.
چرا ترک رابطه تنها راهحل نیست؟
دورواسولا یکی از خطاهای رایج در برخی منابع خودیاری را این میداند که به افراد گفته میشود پس از شناخت یک رابطه خودشیفتهوار، باید آن را ترک کنند.
در واقعیت، خروج از رابطه برای همه افراد به یک اندازه امکانپذیر نیست. وجود فرزندان، مسئولیتهای خانوادگی، شرایط اقتصادی، محدودیتهای فرهنگی و سایر عوامل میتوانند تصمیمگیری را پیچیده کنند.
از سوی دیگر، برخی روابط با خشونت یا تهدید فوری همراهاند. در چنین شرایطی، حفظ ایمنی و برنامهریزی برای محافظت از فرد باید در اولویت قرار گیرد. بااینحال، به گفته دورواسولا، در بسیاری از موقعیتها مسئله اصلی، تجربه سردرگمی و فشار روانی در رابطه است و نمیتوان برای همه افراد نسخهای یکسان تجویز کرد.
او تأکید میکند که ماندن یا رفتن، تصمیمی وابسته به شرایط فرد است و بهبود نباید صرفاً به خروج از رابطه محدود شود.
اختیار فردی؛ یکی از عناصر اصلی بهبود
یکی از مفاهیم محوری در دیدگاه دورواسولا، اختیار و عاملیت فردی است؛ یعنی توانایی انتخاب و تصمیمگیری درباره زندگی.
به گفته او، در روابطی که با آزار عاطفی و دستکاری روانی همراهاند، فرد ممکن است احساس کند کنترل و اختیار خود را از دست داده است. در چنین وضعیتی، تصمیمگیری مستقل دشوار میشود و فرد تصور میکند ناچار است شرایط موجود را تحمل کند.
بهبود میتواند از بازشناسی حق انتخاب آغاز شود. فرد ممکن است تصمیم بگیرد رابطه را ترک کند یا در آن بماند، اما در هر دو حالت میتواند برای تغییر شیوه مواجهه خود با شرایط تلاش کند.
برای مثال، ممکن است فرد به دلیل مسئولیت در قبال فرزندان یا شرایط خانوادگی تصمیم بگیرد رابطه را ادامه دهد. این تصمیم بهخودیخود به معنای آن نیست که باید تمام شرایط را بدون تغییر بپذیرد. شناخت وضعیت، ارزیابی گزینههای موجود و تصمیمگیری آگاهانه میتوانند بخشی از فرایند بازیابی اختیار باشند.
مسیر بهبود برای همه یکسان نیست
افرادی که رابطه را ترک میکنند، ممکن است در دوره پس از جدایی با خشم طرف مقابل، تنشهای خانوادگی یا ادامه آزار مواجه شوند. افرادی که در رابطه میمانند نیز ممکن است همچنان با عامل تنشزایی روبهرو باشند که بر زندگی روزمره آنها تأثیر میگذارد.
از این منظر، بهبود فرایندی یکسان برای همه نیست و باید با توجه به شرایط فرد، ماهیت رابطه و میزان ایمنی ارزیابی شود.
دورواسولا با تأکید بر این موضوع، رویکردی را مطرح میکند که در آن تصمیم نهایی درباره ماندن یا رفتن از پیش تعیین نشده است. اصل مهم، کمک به فرد برای شناخت شرایط و بازیابی امکان انتخاب است.
ضرورت نگاه دقیقتر به خودشیفتگی
گسترش مطالب مربوط به خودشیفتگی در فضای مجازی، ضرورت توجه به دقت و اعتبار این محتواها را افزایش داده است. استفاده از یک برچسب روانشناختی برای توضیح هر اختلاف یا رفتار ناخوشایند، ممکن است به سادهسازی بیش از حد روابط انسانی منجر شود.
شناخت الگوهای رفتاری میتواند مفید باشد، اما تشخیص بالینی اختلالات شخصیتی به ارزیابی تخصصی نیاز دارد. بنابراین، محتوای عمومی باید زمینهای برای آگاهی و طرح پرسشهای بهتر باشد، نه جایگزینی برای ارزیابی حرفهای.
جمعبندی
دیدگاه اصلی مطرحشده در گفتوگوی رامانی دورواسولا این است که بهبود پس از روابط خودشیفتهوار الزاماً با ترک رابطه یکسان نیست. بازپسگیری اختیار، شناخت الگوهای رفتاری و تصمیمگیری آگاهانه درباره شیوه مواجهه با رابطه، از موضوعات محوری این فرایند هستند.
در عین حال، هیچ توصیه عمومی نباید اهمیت ایمنی را نادیده بگیرد. در شرایط خشونت یا تهدید فوری، محافظت از فرد اولویت دارد.
درک پیچیدگی روابط انسانی مستلزم پرهیز از نسخههای یکسان و توجه به شرایط واقعی افراد است؛ رویکردی که میتواند به شناخت دقیقتر روابط آسیبزا و تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کند.
منبع: بیگ تینک، گفتوگو با دکتر رامانی دورواسولا، منتشرشده در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶.
پرسش و پاسخ
پرسش ۱: خودشیفتگی چیست؟
در این گفتوگو، خودشیفتگی در چارچوب الگوهای شخصیتی و رفتارهایی بررسی میشود که میتوانند بر روابط نزدیک، از جمله روابط عاطفی، خانوادگی و شغلی، تأثیر بگذارند. تشخیص بالینی یک اختلال شخصیتی به ارزیابی تخصصی نیاز دارد و نباید صرفاً بر اساس چند رفتار یا محتوای آنلاین انجام شود.
پرسش ۲: آیا هر رابطه دشواری، رابطهای خودشیفتهوار است؟
خیر. دورواسولا بر اهمیت شناسایی الگوهای تکرارشونده تأکید میکند. دشواریهای رابطه بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره خودشیفتگی یک فرد کافی نیستند.
پرسش ۳: آیا برای بهبود باید رابطه با فرد خودشیفته را ترک کرد؟
به گفته دورواسولا، ترک رابطه تنها مسیر ممکن برای بهبود نیست. برخی افراد رابطه را پایان میدهند و برخی به دلایل شخصی، خانوادگی یا فرهنگی در آن میمانند. با این حال، در شرایط خشونت یا خطر فوری، ایمنی باید در اولویت باشد.
پرسش ۴: اختیار فردی در بهبود چه معنایی دارد؟
اختیار فردی یعنی فرد بتواند دوباره درباره زندگی و شیوه مواجهه با رابطه تصمیم بگیرد؛ بهجای آنکه احساس کند در برابر رفتار طرف مقابل هیچ انتخابی ندارد.
پرسش ۵: آیا میتوان در رابطه ماند و در عین حال شیوه تعامل را تغییر داد؟
بر اساس دیدگاه مطرحشده در مصاحبه، بله. فرد ممکن است تصمیم بگیرد رابطه را ادامه دهد، اما نحوه تعامل خود با آن را تغییر دهد. امکان و چگونگی این کار به شرایط واقعی رابطه و میزان ایمنی بستگی دارد.
پرسش ۶: چرا توصیه همگانی به ترک رابطه میتواند مشکلساز باشد؟
چنین توصیهای ممکن است با شرایط زندگی همه افراد سازگار نباشد. برخی افراد به دلیل مسئولیتهای خانوادگی، فرزندان یا محدودیتهای فرهنگی امکان خروج آسان از رابطه را ندارند. توصیههای کلی ممکن است باعث شوند افراد درباره تجربه خود دچار تردید شوند یا آن را انکار کنند.
پرسش ۷: در روابط همراه با خشونت یا تهدید فوری چه باید کرد؟
در چنین شرایطی، حفظ ایمنی اهمیت اساسی دارد. برنامهریزی برای محافظت از فرد و استفاده از کمکهای تخصصی و خدمات حمایتی متناسب با شرایط، باید در اولویت قرار گیرد.
پرسش ۸: آیا میتوان از روی مطالب شبکههای اجتماعی تشخیص داد که فردی خودشیفته است؟
خیر. مطالب عمومی میتوانند برای آشنایی اولیه مفید باشند، اما برای تشخیص بالینی کافی نیستند. ارزیابی دقیق باید به شرایط، الگوهای رفتاری و بررسی تخصصی متکی باشد.

نظر بدهید