بحران برند بریتانیا؛ چرا این کشور به یک روایت ملی تازه برای آینده نیاز دارد؟
مسئله اصلی بریتانیا کمبود دارایی، ظرفیت یا مزیت رقابتی نیست، بلکه ناتوانی در روایت‌سازی منسجم از آینده خود است. این کشور همچنان در آموزش، صنایع خلاق، خدمات مالی، فناوری و هوش مصنوعی جایگاهی قدرتمند دارد، اما برای بازیابی اعتبار برند ملی خود باید از اتکا به گذشته فاصله بگیرد و با روایتی تازه، هماهنگ و آینده‌نگر، به جهان نشان دهد که در حال تبدیل شدن به چه کشوری است.

بریتانیا با وجود برخورداری از دانشگاه‌های ممتاز، صنایع خلاق قدرتمند، خدمات مالی و حقوقی بین‌المللی و ظرفیت قابل‌توجه در فناوری و هوش مصنوعی، با ضعف در روایت‌سازی ملی روبه‌رو است. مسئله اصلی این کشور کمبود ظرفیت نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل مجموعه‌ای از مزیت‌های واقعی به روایتی روشن، منسجم و آینده‌محور برای مخاطبان جهانی است.

بریتانیا در گذشته نیز برند ملی خود را بازآفرینی کرده است؛ ابتدا با هویت صنعتی و سپس با تبدیل لندن به یکی از مراکز مهم خدمات مالی جهان. با گذشت زمان، این روایت‌ها فرسوده شده‌اند و نوسان‌های سیاستی و پیام‌های متناقض نیز به ابهام در تصویر جهانی کشور افزوده‌اند.

با این حال، بریتانیا همچنان دارایی‌های مهمی در اختیار دارد: دانشگاه‌های معتبر، صادرات آموزشی، صنایع خلاق، خدمات مالی، تخصص حقوقی و فناوری و هوش مصنوعی. چالش اصلی، پیوند دادن این ظرفیت‌ها در قالب یک داستان ملی واحد است.

ایده «بریتانیا می‌سازد» می‌تواند چارچوبی برای این بازتعریف باشد؛ روایتی که «ساختن» را فقط به تولید صنعتی محدود نمی‌کند و دانش، ایده، استعداد، نوآوری، فرهنگ، راه‌حل و زیرساخت فکری را نیز دربرمی‌گیرد.

موفقیت چنین روایتی تنها با انتخاب یک شعار جدید حاصل نمی‌شود. دولت، صنعت، دانشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی باید در یک مسیر مشترک حرکت کنند و روایت جدید را به‌صورت مستمر، حرفه‌ای و با اعتمادبه‌نفس به مخاطبان جهانی منتقل کنند.


نویسنده: ریچارد مورگان اوانز، مدیرعامل ساپینس کامیونیکیشنز
تاریخ انتشار: دو هفته و یک روز پیش
منبع انگلیسی: آی‌پی‌آر‌ای
منبع فارسی: شارا ـ شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی ایران


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) مسئله اصلی بریتانیا کمبود دارایی، ظرفیت یا مزیت رقابتی نیست، بلکه ناتوانی در روایت‌سازی منسجم از آینده خود است. این کشور همچنان در آموزش، صنایع خلاق، خدمات مالی، فناوری و هوش مصنوعی جایگاهی قدرتمند دارد، اما برای بازیابی اعتبار برند ملی خود باید از اتکا به گذشته فاصله بگیرد و با روایتی تازه، هماهنگ و آینده‌نگر، به جهان نشان دهد که در حال تبدیل شدن به چه کشوری است.

کشورها، مانند شرکت‌ها، با برند خود زندگی می‌کنند و با همان نیز افول می‌کنند. کشورهایی که در صحنه جهانی موفق می‌شوند، آن‌هایی هستند که داستانی روشن و قانع‌کننده درباره این‌که چه هستند و به کجا می‌روند، ارائه می‌کنند.

برای نمونه، سنگاپور یا دبی را می‌توان در نظر گرفت. کره جنوبی نیز توانست تنها در یک نسل، تصویری که زمانی با «لوازم الکترونیکی ارزان» شناخته می‌شد را به «پیشگام نوآوری جهانی» تبدیل کند. در مقابل، بریتانیا اجازه داده است برندش دچار سرگردانی شود.

با این حال، بریتانیا همچنان از ظرفیت‌های مهم اقتصادی، علمی، فرهنگی و فناورانه برخوردار است. بنابراین، مسئله اصلی این کشور کمبود ظرفیت نیست، بلکه فقدان یک روایت نیرومند برای پیوند دادن این ظرفیت‌هاست.

بازسازی برند برای بریتانیا موضوع تازه‌ای نیست

بریتانیا پیش از این نیز خود را بازآفرینی کرده است. در دهه‌های پس از جنگ، عبارت «ساخته‌شده در بریتانیا» معنای خاصی داشت و تولیدات صنعتی این کشور، از خودرو و منسوجات تا ماشین‌آلات، در جهان وزن قابل‌توجهی داشت.

در دهه ۱۹۸۰، با مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی و ارتقای جایگاه لندن در خدمات مالی، برند تازه‌ای شکل گرفت که بر کارآفرینی، جاه‌طلبی و خدمات در سطح جهانی استوار بود.

این برند برای حدود ۳۰ سال کارآمد بود و لندن به یکی از پیچیده‌ترین زیست‌بوم‌های مالی جهان تبدیل شد. اما برندها نیز فرسوده می‌شوند و پیام‌های متناقض سیاستی و تغییرات راهبردی، به تدریج تصویر روشنی را که بریتانیا از خود ارائه می‌کرد، تضعیف کردند.

دارایی‌های لازم برای ساختن روایتی تازه

بریتانیا برای بازسازی برند خود نیازی به ساختن توانمندی‌های خیالی ندارد؛ بلکه باید مزیت‌های واقعی خود را بهتر روایت کند.

آموزش یکی از مهم‌ترین این دارایی‌هاست. آکسفورد حدود یک دهه است که رتبه نخست دانشگاهی جهان را در اختیار دارد و چهار دانشگاه بریتانیایی در میان ده دانشگاه برتر جهان قرار دارند.

صنایع خلاق نیز از دیگر ظرفیت‌های مهم بریتانیا هستند. موسیقی، فیلم، تلویزیون، مد و طراحی بریتانیایی در شکل‌دهی به سلیقه، زبان و هویت جهانی نقش دارند.

در کنار این موارد، خدمات مالی و حقوقی لندن و ظرفیت فناوری و هوش مصنوعی، مجموعه‌ای قدرتمند از دارایی‌های ملی را شکل می‌دهند.

چالش اصلی این است که این موفقیت‌ها همچنان بیشتر به‌صورت مجموعه‌ای از دستاوردهای پراکنده دیده می‌شوند تا اجزای یک داستان ملی واحد.

«بریتانیا می‌سازد»؛ روایتی برای آینده

برند تازه باید به جهان بگوید بریتانیا در حال تبدیل شدن به چه چیزی است، نه فقط آن‌که زمانی چه بوده است.

ایده «بریتانیا می‌سازد» می‌تواند چارچوب چنین روایتی باشد؛ مفهومی که ساختن را فراتر از تولید صنعتی تعریف می‌کند و ساخت دانش، ایده، استعداد، نوآوری، فرهنگ، راه‌حل و زیرساخت فکری را نیز دربرمی‌گیرد.

در این روایت، بریتانیا نه صرفاً کشوری با گذشته‌ای پرافتخار، بلکه کشوری است که همچنان می‌آفریند، می‌سازد و به جهان صادر می‌کند.

بازسازی برند، یک فرایند مستمر است

با این حال، یک روایت جدید بدون پذیرش و اجرای گسترده، نتیجه‌ای نخواهد داشت. دولت، صنعت، دانشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی باید پیرامون یک روایت مشترک همسو شوند و آن را به‌صورت مستمر، حرفه‌ای و با اعتمادبه‌نفس به جهان منتقل کنند.

برند ملی نیز مانند برندهای تجاری، یک پروژه مقطعی نیست. روایت ملی باید دائماً تقویت، اصلاح و به‌روزرسانی شود.

در نهایت، بریتانیا برای بازسازی جایگاه جهانی خود بیش از آن‌که به گذشته تکیه کند، به داستانی روشن درباره آینده نیاز دارد؛ داستانی که ظرفیت‌های واقعی کشور را به یک هویت منسجم، متمایز و قابل‌باور تبدیل کند.