خودکارسازی وظایف ابتدایی روابطعمومی میتواند بهرهوری را افزایش دهد، اما اگر این وظایف بهطور کامل از تجربه متخصصان جوان حذف شوند، فرصت یادگیری مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، توجه به جزئیات، تابآوری، قضاوت حرفهای و مسئولیتپذیری نیز کاهش مییابد.
بنابراین رهبران روابطعمومی باید از هوش مصنوعی برای پشتیبانی از یادگیری استفاده کنند، نه جایگزینی تجربه عملی.
عنوان اصلی: اگر هوش مصنوعی کارهای سطح پایین را انجام دهد، روابطعمومی چگونه نسل بعدی مشاوران ارشد مورد اعتماد خود را پرورش خواهد داد؟
نویسنده: کیت بوریج
سمت: مدیر عملیات در شرکت ارتباطات ۸۰۲۰
تاریخ انتشار: ۶ اوت ۲۰۲۶
رسانه منتشرکننده: پیآر مومنت
دستهبندی: دیدگاه / روابطعمومی / هوش مصنوعی / توسعه نیروی انسانی
منبع اصلی: پیآر مومنت
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – هوش مصنوعی در حال ورود به تقریباً همه سطوح فعالیتهای حرفهای است؛ اما پرسش مهم این است که اگر این فناوری وظایف ابتدایی را بهطور کامل انجام دهد، متخصصان جوان روابطعمومی چگونه تجربه و قضاوت لازم برای تبدیل شدن به مشاوران ارشد مورد اعتماد را به دست خواهند آورد؟
اخیراً، از طرف دانشگاه قبلیام یک نظرسنجی درباره چگونگی آمادهسازی جوانان برای شغل آیندهشان برایم ارسال شد. در این نظرسنجی پرسیده شده بود که وقتی بسیاری از اخبار بر فرسایش مشاغل سطح پایین متمرکز هستند، چگونه باید هوش مصنوعی را پذیرفت. توصیه من این بود: «به یاد داشته باشید که شما در درجه اول یک انسان هستید و خودتان را کاملاً در برابر هوش مصنوعی گم نکنید.»
فشار زیادی روی جوانان برای پذیرش فناوری هوش مصنوعی وجود دارد. یک نظرسنجی از دانشجویان در سال ۲۰۲۵ توسط پراسپکتس و مؤسسه کارفرمایان دانشجویی نشان داد که ۱۳ درصد از پاسخدهندگان به دلیل هوش مصنوعی، تغییر برنامههای شغلی خود را در نظر گرفتهاند و دانشجویان خواستار آموزش عملی برای آمادهسازی خود برای ورود به بازار کار هستند.
با توجه به تعداد کم نقشهای سطح مبتدی، ممکن است جوانان وسوسه شوند که تمام مهارتهای خود را بر هوش مصنوعی متمرکز کنند تا بتوانند در مسیر شغلی خود پیشرفت کنند. اگرچه این نوع توسعه مهم است، حفظ مهارتهای انسانی ما حتی مهمتر است.
در حال حاضر، بزرگترین نگرانی من فرسایش تفکر انتقادی است؛ اگر برای انجام همه کارها به هوش مصنوعی تکیه کنیم.
در جلسه پایانی با موضوع «آینده روابطعمومی» در کلاس هوش مصنوعی مؤسسه آموزشی پیآر مومنت، از ارائهدهنده پرسیدم که آیا او هم نگرانی من درباره ضرورت حفظ مهارتهایی مانند تفکر انتقادی را قبول دارد یا خیر. او پاسخ داد که من باید یک فرد ارشد باشم که چنین سؤالی میپرسد و نباید نگران آن باشم؛ پاسخی که واقعاً باعث شد فکر کنم.
من به اندازه کافی میدانم که سؤال بپرسم، اما درباره افرادی که تازه شروع به کار کردهاند چه؟
حفظ اصول اولیه
ما باید اطمینان حاصل کنیم که کسانی که در اوایل دوران حرفهای روابطعمومی خود هستند، همچنان همان عناصر مدیریتی و آموزشهای پایهای را که ما در سالهای پیش از هوش مصنوعی تجربه کردیم، پشت سر میگذارند.
البته، میتوانیم افرادی را تربیت کنیم که وظایف ساده را برای ما انجام دهند، اما این خطر وجود دارد که یادگیری حاصل از انجام دادن این وظایف توسط خودمان را از دست بدهیم.
مشاوران ارشد قدرتمند میتوانند انتقادات را جذب کنند، تحت فشار تصمیم بگیرند و حتی زمانی که پاسخ مشخص نیست، به حرکت خود ادامه دهند. اینها مهارتهایی نیستند که بهطور اتفاقی آموخته شوند؛ آنها از طریق کارهای تکراری در سطح پایینتر در وجود ما شکل میگیرند.
در اوایل دوران حرفهای خود، بازخوردها و انتقادات زیادی دریافت میکنیم. نحوه واکنش ما به آنها، یادگیری از آنها و ادامه دادن مسیر، به ایجاد انعطافپذیری و درک در ما کمک میکند.
قابل اعتماد بودن، توانایی انجام دادن کارهای کوچک بهخوبی و درک درست اینکه چرا توجه به جزئیات ضروری است، همگی زمینههایی هستند که قضاوتی را شکل میدهند که دیگران بعدها به آن تکیه خواهند کرد.
ما میتوانیم وظایف اساسی روابطعمومی مانند ایجاد فهرست رسانهها، نظارت بر پوشش خبری، تهیه نسخههای اولیه، تحقیق درباره روزنامهنگاران، یادداشتبرداری، مدیریت ضربالاجلها و بررسی حقایق را خودکار کنیم.
اما ارزش واقعی انجام دادن این کارها توسط خودمان، یادگیری این است که «خوب بودن» چگونه است.
این کار همچنین به ما کمک میکند الگوها را تشخیص دهیم، زمینه را درک کنیم و اطمینان حاصل کنیم که وقتی چیزی اشتباه است، بتوانیم آن را اصلاح کنیم.
مسئولیت رهبران ارشد امروزی
اجماع حاصل از کلاسهای پیشرفته هوش مصنوعی و روابطعمومی مؤسسه پیآر مومنت این بود که اگرچه برخی شرکتها در حال پیشرفتهای بزرگی هستند، روابطعمومی و ارتباطات هنوز در مراحل اولیه پذیرش هوش مصنوعی قرار دارند.
وظیفه ما بهعنوان رهبران ارشد این است که بهروشنی درباره چگونگی و مکانهایی فکر کنیم که هوش مصنوعی میتواند برای کارکنان ما ارزش افزوده ایجاد کند و همچنین مکانهایی که ممکن است یک فرصت یادگیری را از بین ببرد.
اکنون زمان تمرکز بر چگونگی توسعه کارکنان جوان است.
آنها هنوز باید یاد بگیرند که چگونه بیانیههای مطبوعاتی، مقالهها و سایر متون را از ابتدا تهیه کنند.
آنها باید بتوانند هنگام انجام یک کار، بهویژه در طول گفتوگوهای مربوط به بازخورد، تفکر خود را توضیح دهند.
آنها باید بدانند چه اشتباهی مرتکب شدهاند، چرا آن اشتباه مهم است و چگونه میتوانند دفعه بعد عملکرد خود را بهبود دهند.
ما میتوانیم افرادی را ایجاد کنیم که از این فرایند پشتیبانی کنند، اما نباید آن را جایگزین تجربه کاری واقعی کنیم.
متخصصان جوانتری که اکنون وارد این صنعت میشوند، ۱۵ سال دیگر تصمیمات مهمی خواهند گرفت. کسانی که پس از آنها وارد حرفه میشوند، ممکن است در طول تحصیل و زندگی کاری خود از هوش مصنوعی استفاده کرده باشند.
بنابراین، باید در نظر بگیریم که وقتی فناوری در هر قضاوت اولیه، پیشنویس اولیه و مشکل دشواری که افراد با آن مواجه میشوند دخالت دارد، چه نوع رهبرانی را پرورش میدهیم.
اگر هر کاری را که زمانی به متخصصان جوان کمک میکرد تا یاد بگیرند، خودکار کنیم، ممکن است اکنون در زمان صرفهجویی کنیم، اما خطر تضعیف خط لوله رهبری را که روابطعمومی در سالهای آینده به آن وابسته خواهد بود، به جان میخریم.

نظر بدهید