درمان رؤیا با بیهوشی؛ پژوهش‌های جدید درباره تأثیر رؤیا بر سلامت روان و تروما
پژوهشگران دانشگاه استنفورد در حال بررسی این فرضیه هستند که رؤیاهای بسیار زنده و ساختاریافته‌ای که در شرایط بیهوشی ایجاد می‌شوند، ممکن است در پردازش اضطراب و خاطرات آسیب‌زا نقش درمانی داشته باشند؛ با این حال، این رویکرد هنوز در مراحل ابتدایی پژوهش قرار دارد و اثربخشی بالینی آن باید در مطالعات کنترل‌شده مشخص شود.

🧠 درمان رؤیا با بیهوشی چیست و آیا رؤیاهای ناشی از بیهوشی می‌توانند به کاهش اضطراب و پردازش خاطرات آسیب‌زا کمک کنند؟ پژوهشگران دانشگاه استنفورد در حال بررسی نوعی «پزشکی مبتنی بر تجربه» هستند که در آن، حالت ذهنی ایجادشده در جریان بیهوشی و محتوای رؤیا مورد مطالعه قرار می‌گیرد. یافته‌های اولیه جالب‌اند، اما هنوز برای اثبات اثربخشی این روش به مطالعات بالینی بیشتری نیاز است.


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) – پژوهشگران در دانشگاه استنفورد در حال بررسی پدیده‌ای هستند که می‌تواند نگاه تازه‌ای به رابطه میان بیهوشی، رؤیا، تجربه ذهنی و سلامت روان ایجاد کند: رؤیاهای بسیار زنده و ساختاریافته‌ای که برخی بیماران در جریان بیهوشی تجربه می‌کنند.

این موضوع از سال‌ها پیش مورد توجه هریسون چو، متخصص بیهوشی آموزش‌دیده در استنفورد، قرار گرفته بود. او از حدود سال ۲۰۰۹ متوجه شد برخی بیماران پس از جراحی، رؤیاهایی با جزئیات غیرمعمول و ساختار داستانی مشخص را گزارش می‌کنند؛ رؤیاهایی که گاهی با کاهش اضطراب یا تغییر تجربه آنها از مسائل عاطفی و جسمی همراه بوده‌اند.

بوریس هایفتس، دانشمند علوم اعصاب و متخصص بیهوشی در استنفورد، پس از آشنایی با مشاهدات چو به این موضوع علاقه‌مند شد. پرسش اصلی برای او این بود که آیا اثر درمانی احتمالی برخی تجربه‌های روان‌گردان ممکن است بیشتر به «حالت ذهنی و تجربه فرد» مربوط باشد تا صرفاً به ماده‌ای که آن حالت را ایجاد می‌کند.

برخی از بیماران چو رؤیاهایی درباره حل مشکلات عاطفی خود داشته‌اند. برای مثال، بیماری که از تجربه‌ای آسیب‌زا رنج می‌برد، در رؤیای خود توانسته بود با آن تجربه مواجه شود و پس از بیدار شدن کاهش اضطراب را گزارش کرده بود.

در موارد دیگری نیز بیماران در رؤیا می‌دیدند که مشکلات جسمی آنها برطرف شده است؛ بیماری که جراحی مچ دست داشت، خود را با دست بهبودیافته در حال انجام فعالیت‌های روزمره می‌دید یا بیمار دیگری که به دلیل آسیب پا تحت جراحی قرار گرفته بود، در رؤیا دوباره قادر به راه رفتن بود.

پژوهشگران همچنین سه الگوی اصلی در برخی از این رؤیاها شناسایی کرده‌اند: رؤیاهای پیوسته، رؤیاهای حلقه‌ای و رؤیاهای قطع‌شده.

یکی از موارد مورد توجه پژوهشگران مربوط به بیماری بود که پس از یک حمله با چاقو دچار کابوس‌های مکرر شده بود. او در جریان بیهوشی، رؤیایی را تجربه کرد که در آن حمله، مراجعه به اورژانس، جراحی و سپس بهبود دستش را پشت سر گذاشت. پس از آن، کابوس‌های او متوقف شد و توانست درباره حادثه با آرامش بیشتری صحبت کند.

هایفتس شباهت این تجربه را با درمان مواجهه‌ای برای اختلال استرس پس از سانحه قابل توجه می‌داند. در درمان مواجهه‌ای، بیمار با کمک درمانگر و در محیطی کنترل‌شده، خاطره آسیب‌زا را به شکلی ایمن دوباره تجربه می‌کند تا واکنش عاطفی نسبت به آن کاهش یابد.

با این حال، پژوهشگران تأکید می‌کنند که شباهت میان این دو پدیده به معنای اثبات اثر درمانی رؤیاهای ناشی از بیهوشی نیست.

یکی از محورهای اصلی پژوهش، تمایز میان «دارو» و «حالت ذهنی» است. هایفتس معتقد است نمی‌توان اثر احتمالی این پدیده را صرفاً به پروپوفول نسبت داد؛ زیرا داروهای مختلف بیهوشی نیز در گزارش‌های بیماران با تجربه‌های مشابه همراه بوده‌اند.

از نگاه این پژوهشگران، موضوع اصلی ممکن است «حالت مغز» باشد؛ حالتی که در آن فرد ارتباط معمول خود با محیط بیرونی را از دست می‌دهد، اما نوعی تجربه ذهنی درونی و گاهی بسیار سازمان‌یافته را تجربه می‌کند.

پژوهشگران این وضعیت را نوعی «هوشیاری گسسته» توصیف می‌کنند؛ حالتی که میان بیهوشی عمومی و هوشیاری کامل قرار می‌گیرد.

با وجود استفاده از ثبت فعالیت الکتریکی مغز، هنوز سازوکار دقیق این حالت مشخص نیست. پژوهشگران تأکید دارند که این روش بیشتر فعالیت سطحی مغز را نشان می‌دهد و برای درک کامل آنچه در بخش‌های مختلف مغز رخ می‌دهد، به روش‌های پیشرفته‌تر نیاز است.

گروه پژوهشی همچنین تلاش می‌کند مشخص کند آیا این تجربه می‌تواند در قالب یک مداخله درمانی استاندارد مورد مطالعه قرار گیرد یا خیر.

نکته مهم این است که پژوهشگران هنوز اثربخشی این رویکرد را قطعی نمی‌دانند. آنها در حال تبدیل مشاهدات بالینی سال‌های گذشته به پژوهش‌های نظام‌مند و کارآزمایی‌های علمی هستند.

در نتیجه، «درمان رؤیا» در حال حاضر بیشتر یک حوزه پژوهشی نوظهور است تا یک درمان اثبات‌شده.

اهمیت این پژوهش در پرسشی گسترده‌تر نهفته است: آیا بخش مهمی از اثر درمانی برخی مداخلات روان‌پزشکی ممکن است نه فقط در ماده دارویی، بلکه در تجربه‌ای باشد که آن ماده یا وضعیت خاص در ذهن انسان ایجاد می‌کند؟

اگر مطالعات آینده بتوانند اثربخشی این روش را تأیید کنند، رؤیاهای ناشی از بیهوشی می‌توانند به حوزه‌ای تازه در پژوهش‌های مربوط به مغز، روان‌پزشکی و درمان مبتنی بر تجربه تبدیل شوند.

اما در شرایط فعلی، پاسخ علمی همچنان محتاطانه است: پدیده مشاهده شده، فرضیه جذابی ایجاد کرده است، اما ارزش درمانی آن هنوز نیازمند اثبات در پژوهش‌های بالینی است.

نویسنده: ساگا بریگز
منبع: بیگ تینک
تاریخ انتشار اولیه: ژانویه ۲۰۲۵
تاریخ به‌روزرسانی: سپتامبر ۲۰۲۶

منبع فارسی: شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی ایران (شارا)