گذار از بازار توجه به اقتصاد اعتماد؛ بازتعریف نقش روابط‌عمومی در عصر هوش مصنوعی
ناتاشا پاولوویچ بویاس رئیس پیشین انجمن بین‌المللی روابط عمومی

دهه آینده می‌تواند شکل‌گیری اقتصادی را رقم بزند که در آن اعتماد، مهم‌تر از همیشه خواهد بود. موفق‌ترین سازمان‌ها الزاماً سازمان‌هایی نیستند که بیشترین توجه را جلب می‌کنند؛ بلکه سازمان‌هایی هستند که بیشترین اعتماد را به دست می‌آورند.

در جهانی که هوش مصنوعی می‌تواند حجم عظیمی از محتوا تولید کند، توجه کمیاب‌تر و گران‌تر می‌شود و در مقابل، حقیقت، اعتبار و اعتماد به ارزشمندترین سرمایه‌های ارتباطی تبدیل خواهند شد.


نویسنده: ناتاشا پاولوویچ بویاس (Nataša Pavlović Bujas)، بنیان‌گذار و مدیرعامل گروه بلومن و رئیس پیشین انجمن بین‌المللی روابط عمومی
تاریخ انتشار: ۱۸ اوت ۲۰۲۶
منبع: انجمن بین‌المللی روابط عمومی


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) در گذشته می‌گفتند «اطلاعات قدرت است». اما امروز، توجه به یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های جهان تبدیل شده است. اطلاعات زمانی ارزشمند است که بتواند توجه مخاطب را جلب کند، آن را برای مدتی حفظ کند و بر تصمیم او اثر بگذارد. در اقتصاد امروز، رقابت فقط میان محصولات، خدمات و ایده‌ها نیست؛ بلکه برای هر ثانیه از توجه انسان نیز رقابت وجود دارد.

بازار توجه دیگر در اختیار رسانه‌ها و تبلیغ‌کنندگان نیست. پلتفرم‌های فناوری، شرکت‌ها، جنبش‌های سیاسی، اینفلوئنسرها، الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی نیز برای جلب و هدایت توجه ما رقابت می‌کنند. در مقابل، ما نیز با هر کلیک، جست‌وجو، پسندیدن، نظر دادن و زمانی که مقابل صفحه نمایش می‌گذرانیم، داده‌های ارزشمندی تولید می‌کنیم.

در اقتصاد دیجیتال، ما دیگر فقط کاربر پلتفرم‌ها نیستیم؛ داده‌ها و رفتار ما نیز بخشی از ارزش اقتصادی این پلتفرم‌ها را تشکیل می‌دهد. علایق، عادات، احساسات و الگوهای رفتاری ما به داده‌هایی تبدیل می‌شوند که می‌توان از آنها برای پیش‌بینی رفتار آینده استفاده کرد.

از بازار توجه به بازار نیت

هوش مصنوعی این روند را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. الگوریتم‌ها دیگر فقط بررسی نمی‌کنند که امروز چه چیزی می‌خواهیم؛ آنها تلاش می‌کنند پیش‌بینی کنند فردا چه خواهیم خواست و چه تصمیمی خواهیم گرفت.

به این ترتیب، بازار توجه به‌تدریج به بازار نیت و قصد تبدیل می‌شود. شرکت‌ها دیگر فقط فضای تبلیغاتی نمی‌خرند؛ آنها می‌خواهند در همان لحظه‌ای حضور داشته باشند که الگوریتم تشخیص می‌دهد یک فرد احتمالاً آماده تصمیم‌گیری یا خرید است.

این تحول البته پرسش‌های مهم اخلاقی ایجاد می‌کند: مرز میان شخصی‌سازی و دستکاری کجاست؟ اگر الگوریتم‌ها تعیین کنند چه اطلاعاتی ببینیم، تا چه اندازه تصمیم‌های ما واقعاً مستقل هستند؟ آیا همچنان شهروندانی با قدرت انتخاب هستیم یا به مصرف‌کنندگانی تبدیل می‌شویم که رفتارشان با دقت زیادی قابل پیش‌بینی است؟

هوش مصنوعی و تغییر قواعد ارتباطات

تا همین اواخر، بسیاری از شرکت‌ها تلاش می‌کردند در نتایج جست‌وجوی گوگل رتبه نخست را به دست آورند. اما اکنون هدف جدیدی در حال شکل‌گیری است: تبدیل شدن به نخستین پاسخی که ChatGPT یا سایر دستیارهای هوش مصنوعی به مخاطب ارائه می‌کنند.

این تغییر نشان می‌دهد ارتباطات از دنیای جست‌وجو به سمت دنیای گفت‌وگو با ماشین‌ها حرکت می‌کند.

در چنین شرایطی، اعتبار یک سازمان دیگر فقط از طریق رسانه‌ها، وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی شکل نمی‌گیرد؛ بلکه پاسخ‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی نیز در ساختن یا تضعیف این اعتبار نقش دارند.

اعتماد؛ سرمایه‌ای که نمی‌توان خرید

در این جهان، اعتماد به یکی از ارزشمندترین دارایی‌ها تبدیل می‌شود.

توجه را می‌توان خرید، اما اعتماد را نمی‌توان خرید.

اعتماد در طول زمان و از طریق ثبات، شفافیت و مسئولیت‌پذیری شکل می‌گیرد. به همین دلیل، نقش روابط‌عمومی در اقتصاد آینده گسترده‌تر خواهد شد. روابط‌عمومی فقط وظیفه جلب توجه مخاطب را نخواهد داشت؛ بلکه باید از اعتبار و اعتماد سازمان‌ها، نهادها و حتی جامعه محافظت کند.

در اقتصادی که محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی تقریباً نامحدود خواهد بود، حجم محتوا دیگر مزیت اصلی نخواهد بود. سازمان‌هایی موفق‌تر خواهند بود که بتوانند در میان انبوه اطلاعات، اعتماد مخاطب را به دست آورند و حفظ کنند.

اقتصاد آینده، اقتصاد اعتماد است

دهه آینده می‌تواند شکل‌گیری اقتصادی را رقم بزند که در آن اعتماد، مهم‌تر از همیشه خواهد بود.

موفق‌ترین سازمان‌ها الزاماً سازمان‌هایی نیستند که بیشترین توجه را جلب می‌کنند؛ بلکه سازمان‌هایی هستند که بیشترین اعتماد را به دست می‌آورند.

در جهانی که هوش مصنوعی می‌تواند حجم عظیمی از محتوا تولید کند، توجه کمیاب‌تر و گران‌تر می‌شود و در مقابل، حقیقت، اعتبار و اعتماد به ارزشمندترین سرمایه‌های ارتباطی تبدیل خواهند شد.