پل‌سازانی که از هم دور افتاده‌اند
حضور در جامعه حرفه‌ای و مشارکت در رویدادهای تخصصی، شرط ضروری رشد فردی، تقویت شبکه‌های ارتباطی و آینده پایدار حرفه روابط‌عمومی است.

یکی از تلخ‌ترین طنزهای روزگار ما این است که ما متخصصان روابط‌عمومی ـ همان‌هایی که رسالت‌مان ساختن پل‌های ارتباطی و پیوند دادن آدم‌ها و سازمان‌هاست ـ گاهی در ارتباط با همکاران خود به جزیره‌هایی دورافتاده تبدیل می‌شویم. کافی است به صندلی‌های خالی همایش‌ها، جشنواره‌ها و آیین‌های گرامیداشت این حوزه نگاه کنیم تا عمق این انزوا را ببینیم.

بی‌تردید بسیاری از این رویدادها بی‌نقص نیستند و برگزارکنندگان نیز کاستی‌های خود را دارند؛ اما منصفانه نیست همه تقصیرها را بر گردن آن‌ها بیندازیم. بخشی از این انفعال، ریشه در ضعف‌های نهادینه‌شده برخی واحدهای روابط‌عمومی و افت انگیزه در میان خود ما دارد.

شکل‌گیری یک فضای حرفه‌ای و اخلاقی، نیازمند تعاملی دوطرفه است. وقتی هر یک از اضلاع این رابطه از مسئولیت خود شانه خالی کند، اکوسیستم ارتباطی ما آسیب می‌بیند و به‌تدریج مسموم می‌شود.

زنگ خطر زمانی جدی‌تر به صدا درمی‌آید که می‌بینیم همکاران‌مان حتی در رویدادهایی که رایگان و از نظر محتوایی غنی هستند نیز مشارکت نمی‌کنند.

آمار، آینه واقعیت است؛ هرچند در صنف ما همین آمار هم در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. در حالی که در بسیاری از کشورها گزارش‌های سالانه و دقیقی از وضعیت شاغلان روابط‌عمومی منتشر می‌شود، ما هنوز تصویر روشنی از تعداد فعالان این حوزه در اختیار نداریم. با این حال، اگر بر اساس برآوردهای پیشین ـ از جمله اطلاعات گردآوری‌شده در کتاب «دایرکتوری کارگزار روابط‌عمومی» (۱۳۹۴) ـ فقط حدود ۵ تا ۶ هزار فعال روابط‌عمومی در بخش دولت را مبنا قرار دهیم، پرسش اینجاست: چرا در کلان‌شهری مانند تهران، گرد هم آوردن ۳۰۰ نفر برای یک رویداد تخصصی تا این اندازه دشوار است؟

آن دسته از همکارانی که از پشت میز فاصله می‌گیرند و در این محافل حضور می‌یابند، خیلی زود به ارزش «معجزه حضور» پی می‌برند. ارزش یک رویداد صرفاً به سخنرانی‌های رسمی آن محدود نمی‌شود؛ بلکه بخش اصلی دستاوردها در گفت‌وگوهای غیررسمی، شبکه‌های شکل‌گرفته در زمان استراحت و تبادل تجربه‌های زیسته نهفته است.

شبکه‌سازی در دنیای امروز یک ابزار تزئینی نیست؛ شریان حیاتی تداوم حرفه‌ای ماست. همین ارتباطات است که در بزنگاه بحران‌های سازمانی به کمک‌مان می‌آید و راهکارهایی پیش رو می‌گذارد که در هیچ کتاب درسی یافت نمی‌شود.

با این حال، رایج‌ترین بهانه برای غیبت مدیران و کارشناسان روابط‌عمومی، جمله‌ای آشناست: «سرم شلوغ است» یا «وقت ندارم». بی‌پرده بگوییم؛ پنهان شدن پشت مشغله‌های کاری، بیش از آنکه واقعیت باشد، نشانه نبود برنامه‌ای جدی برای توسعه فردی و حرفه‌ای است.

علاوه بر این، تصور اینکه «همه چیز را می‌دانم» نقطه آغاز افول یک مدیر یا کارشناس روابط‌عمومی است. ما در عصر هوش مصنوعی، کلان‌داده‌ها و جریان بی‌وقفه اطلاعات زندگی می‌کنیم؛ و هر ۶۰ دقیقه، ۱۶ اگزابایت داده تولید و منتشر می‌شود؛ عصری که قواعد ارتباطات در آن هر روز دگرگون می‌شود. در چنین شرایطی، هیچ‌کس در هیچ جایگاهی از یادگیری بی‌نیاز نیست. توقف در یادگیری، درجا زدن نیست؛ عقب‌رفتن است.

همایش‌ها و گردهمایی‌های حرفه‌ای می‌توانند افق‌های تازه‌ای پیش روی ما بگشایند. اکنون زمان آن رسیده است که به حرفه، سازمان و مهم‌تر از همه، به خودمان احترام بگذاریم.

متمایز شدن، کارآمدی و تبدیل شدن به یک برند شخصی معتبر، با ماندن در اتاق‌های دربسته و غرق شدن در روزمرگی حاصل نمی‌شود.

مسیر بلوغ حرفه‌ای از حضور فعال در جامعه صنفی، یادگیری مستمر و ساختن شبکه‌ای قدرتمند از همکاران هم‌زبان و هم‌دغدغه می‌گذرد.

بیایید برای توسعه فردی و حرفه‌ای خود سرمایه‌گذاری کنیم؛ آینده روابط‌عمومی از آنِ کسانی است که امروز برای یادگیری وقت می‌گذارند.