دست ایران زیر گلوی صنعت هوش مصنوعی آمریکا
مقاله منتخب «نشنال اینترست» -- ✍ مورگان بازیلیان، جاهارا ماتیسک

با ادامه جنگ علیه ایران، مخاطرات پنهان این جنگ و اهمیت تنگه هرمز در حال آشکار شدن است. در حالی که همه نگاه‌ها برای تأمین نفت، گاز طبیعی مایع (LNG) و کودهای شیمیایی به تنگه هرمز دوخته شده است، اما این آبراه حیاتی نقطه گلوگاهی سیستم‌های تصویربرداری مغناطیسی (MRI)، تولید نیمه‌هادی‌ها و صنایع هوافضا نیز هست.

هلیوم همان چیزی است که باعث عملکرد اقتصادها و ارتش‌های مدرن جهان می‌شود.

هلیوم آهنرباهای ابررسانا را در سیستم‌های MRI خنک می‌کند، در تولید نیمه‌هادی‌ها به کار می‌رود، امکان تشخیص نشتی و تنظیم فشار را در صنایع هوافضا فراهم می‌سازد و در طیف وسیعی از فرآیندهای صنعتی با دقت بالا که به خلوص بالایی نیاز دارند، به کار می‌رود. *هلیوم در حال تبدیل شدن به گلوگاه صنعتی بعدی در سراسر جهان است.

از ۱۲ ماه مارس، اختلالات مرتبط با توقف فرآوری گاز در قطر باعث خروج ماهانه ۵.۲ میلیون متر مکعب هلیوم از بازار شده، که سبب افزایش دو برابری قیمت‌ها شده است. قطر یکی از تامین‌کنندگان اصلی هلیوم در جهان به شمار می‌رود.

مجتمع گاز مایع «رأس لفان» متعلق به قطر انرژی، یک قطب بزرگ تولید جهانی و میزبان بزرگترین کارخانه هلیوم جهان است. علاوه بر این، داده‌های سال ۲۰۲۵ سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده نشان می‌دهد که تولید جهانی هلیوم حدود ۱۹۰ میلیون متر مکعب است که سهم ایالات متحده ۸۱ میلیون و قطر ۶۳ میلیون متر مکعب است.

اگرچه هلیوم گازی عجیبی با فیزیک بی‌رحمانه است، با این حال بیشتر آمریکایی‌ها تنها زمانی با آن سروکار دارند که برای خرید بادکنک‌ به فروشگاه‌های زنجیره‌ای می‌روند.

گاز هلیوم به محض مایع شدن، به مرور زمان تبخیر می‌شود. پنجره زمانی تحویل عملی آن حدود 45 روز است و پس از آن تلفات گاز تشدید می‌شود. این بدان معناست که بازار هلیوم بیشتر بر اساس توان عملیاتی، زمان‌بندی و نظم لجستیکی اداره می‌شود تا منطق ذخیره‌سازی که برای نفت خام یا غلات کاربرد دارد. در یک اختلال طولانی‌مدت، که به نظر می‌رسد جنگ با ایران به آن سمت می‌رود، ذخایر هلیوم کاهش نمی‌یابند، بلکه تبخیر شده و از بین می‌روند.

این حقیقت، پیامدهای اقتصادی منفی برای مراکز هوش مصنوعی در آمریکا دارد و به شکلی عمیق‌تر از آنچه سیاست‌گذاران تصور می‌کنند، به پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده و متحدانش ضربه می‌زند.

💢 هلیوم گاز صنعتی پنهان برای تولیدات پیشرفته

هوش مصنوعی غالبا به عنوان یک موضوع نرم افزاری در نظر گرفته می‌شود تا یک مسئله سخت افزاری. تاکنون، پیشرفت‌های هوش مصنوعی بر مدل‌ها، دیتاسنترها و قدرت محاسباتی متکی بوده است. اما داستان صنعتی این فناوری از مراحل بسیار ابتدایی‌تر زنجیره تامین آغاز می‌شود.

سخت‌افزار سیستم‌های هوش مصنوعی به یک اکوسیستم تولیدی وابسته است که بر پایه گازها، مواد شیمیایی، ابزارآلات دقیق، محیط‌های کنترل‌شده و لجستیک تخصصی بنا شده است. هلیوم عنصری است که امکان عملکرد این اکوسیستم صنعتی را فراهم می‌کند.

انجمن صنعت نیمه‌هادی هشدار داده که هلیوم برای تولید نیمه‌هادی‌ها حیاتی است. به علاوه در فوتولیتوگرافی، محیط‌های خلأ، تشخیص نشتی و عملکردهای مرتبط با خنک‌سازی استفاده می‌شود. در حال حاضر بسیاری از این موارد جایگزین آماده یا ارزانی ندارند.

این موضوع بسیار مهم‌تر از چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. کارخانه‌های تولید تراشه به چهره آشکار سیاست صنعتی تبدیل شده اند. اما لایه پنهان این ماجرا در ورودی‌های اولیه قرار دارد.

اگرچه یک کارخانه عظیم ممکن است یک دستاورد بزرگ به نظر برسد، اما کارخانه‌ای که دسترسی امن به گازهای صنعتی نداشته باشد، در عمل فقط یک پوسته گران‌قیمت است. هلیوم از نظر فنی خاص، از نظر فیزیکی محدود و از نظر تجاری در مقایسه با اهمیت استراتژیک صنایعی که از آن‌ها پشتیبانی می‌کند کوچک است.

توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی مخاطرات را بیشتر می‌کند. به عنوان مثال، «انویدیا» بیش از ۱ تریلیون دلار فرصت درآمدی تا سال ۲۰۲۷ برای تراشه‌های هوش مصنوعی بلک‌ول و روبین خود پیش‌بینی می‌کند.

این رقم در نهایت هر چه که باشد، مسیر کاملاً مشخص است. زیرساخت‌های هوش مصنوعی به تراشه‌های پیشرفته‌تری نیاز دارد. تراشه‌های پیشرفته‌تر به معنای فشار بیشتر بر سیستم تولید بالادستی است. هلیوم باید در کنار جریان برق، بسته‌بندی قطعات، ظرفیت تولید ویفر سیلیکون و دسترسی قطعات مورد توجه قرار گیرد، زیرا بخش مهمی از ساختاری است که اقتصاد هوش مصنوعی را می‌سازد و یا ویران می‌کند.

⁉️ واشنگتن چه باید بکند

اولویت اول باید این باشد که هلیوم به عنوان یک گاز صنعتی استراتژیک در سیاست‌گذاری‌های مربوط به نیمه‌هادی‌ها و برنامه‌ریزی‌های صنعتی-دفاعی لحاظ شود.

اولویت دوم باید بهبود سیستم‌های پشتیبان و جایگزین در سراسر آمریکای شمالی و زنجیره‌های تامین متحدان باشد.

اولویت سوم بازیافت و بازیابی است. استفاده‌های با حجم بالای هلیوم در ایالات متحده به ندرت بازیافت می‌شوند، حتی با وجود اینکه سیستم‌های حلقه بسته رایج‌تر شده‌اند. مشوق‌های هدفمند برای سیستم‌های بازیابی در کارخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها، تأسیسات پزشکی و تولیدات پیشرفته، می‌تواند ظرفیت بافر (ذخیره احتیاطی) موثر را دقیقاً در بخش‌هایی که بیشترین اهمیت را دارند، گسترش دهد. دولت باید از تحقیقات و پیشرفت‌های مرتبط با جذب و بازیابی هلیوم حمایت کند.

اولویت چهارم نیازمند هماهنگی با متحدان است. ایالات متحده و شرکایش باید با اختلالات هلیوم همان‌طور برخورد کنند که با سایر شوک‌های زنجیره تامین برخورد می‌کنند. یعنی به عنوان یک چالش تاب‌آوری مشترک که می‌تواند به اقتصاد و ارتش آن‌ها آسیب برساند. قراردادهای بلندمدت، برنامه‌ریزی‌های اقتضایی و دید بهتر نسبت به وضعیت گازهای صنعتی در سراسر شبکه‌های تولیدی متحدان، تاب آوری صنعتی را در بحران بعدی بهبود می‌بخشد.

در نهایت، «فضای ابری» دارای یک زنجیره تامین است که بسیار پیچیده تر از چیزی است که مردم تصور می‌کنند. هوش مصنوعی وابسته به مواد اولیه است. بدیهی است که پایگاه صنعتی دفاعی به فولاد، تیتانیوم و مواد پیشرانه نیاز دارد. اما همچنین به شدت به ورودی‌های صنعتی خاموشی نیاز دارد که تا زمان وقوع بحران نادیده گرفته می‌شوند؛ درست مانند تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ که تولید نئون را مختل کرد و منجر به افزایش ۵۰۰۰ درصدی قیمت‌ها شد. جنگ ایران نیز اهمیت هلیوم را آشکار کرده که کمبود آن عملکرد فناوری، اقتصادهای پیشرفته و ارتش‌های عصر دیجیتال را شدیداً محدود می‌کند.

➕ بنیاد توسعه فردا

https://nationalinterest.org/blog/techland/the-iran-war-just-exposed-americas-hidden-ai-chokepoint-helium

@arbaeeniiha