نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
ابراهیم جعفری
ایران سرزمینی است که هر بار در تندباد حوادث، به ریشه های خود بازگشته و دوباره قد برافراشته است. همانگونه که قیصر امینپور با زبانی روشن و امیدوار میگوید: «ریشههای ما به آب و شاخههای مان به آفتاب میرسد و دوباره سبز میشویم».
این امید، جوهره نگاه به آینده ایران است؛ آیندهای که این سرزمین با تکیه بر میراث فرهنگی و انسانی خود، بار دیگر اقتدار و جایگاه برجسته اش را در جهان به دست میآورد.
در شرایطی که مردم ایران در مصاف با آمریکا و رژیم صهیونیستی با یک آزمون بزرگ تاریخی مواجه شده اند، نوروز مانند نَفَسی عمیق در میانه توفان از راه می رسد؛ بنابراین نوروز فقط آغاز یک سال تازه نیست، بلکه آیینی برای تداوم زندگی است.
از یاد نبریم که آنچه یک جامعه را در روزهای دشوار کنار هم نگه می دارد، آیین های ساده ای است که یادآوری می کنند هنوز می توان کنار هم ایستاد.
در روزهایی که بیم و امید بر جامعه سایه افکنده است، مردم بیش از هر زمان دیگری به نشانه هایی نیاز دارند که بتوانند از دل آن ها آرامش و تعادل خود را بازیابند. از این رو برخی آیین ها تنها رسم تقویمی نیستند، بلکه ذخیره ای فرهنگی برای تاب آوری اند. نوروز برای ایرانیان از همین جنس است.
در طول قرن ها، نوروز به جامعه ایرانی یاد داده که حتی در دشوارترین دوره ها نیز، می توان زندگی را از نو سامان داد. به عبارتی ملت ها گاه نه با نبود بحران، بلکه با توان تداوم زندگی در دل بحران ها تعریف می شوند.
با این وصف نوروز یادآور نظمی است که می توان آن را از دل ناپایداری خلق کرد.
در فرهنگ ایرانی، نوروز لحظه ای برای تجدید روابط انسانی است. سفره هفت سین، دیدارهای خانوادگی، خانه تکانی و … فقط نمادهای فرهنگی نیستند، بلکه موقعیت هایی هستند که ارتباطات انسانی را تازه می کنند و حس تعلق را باز می سازند. هر بار که خانواده ای گِرد سفره هفت سین می نشیند، جامعه یک بار دیگر خود را ترمیم می کند.
فراموش نکنیم که بخشی از قدرت ملی در توان حفظ زندگی مدنی، استمرار ارتباطات انسانی و زنده نگه داشتن امید جمعی نهفته است. ملت ها فقط با قدرت نظامی پابرجا نمی مانند، بلکه با آیین هایی دوام می آورند که امکان ادامه زندگی را فراهم می سازند. تاریخ ایران بارها نشان داده است که سنت های فرهنگی مشترک یکی از مهم ترین منابع پایداری اجتماعی بوده اند.
جامعه ای که حافظه فرهنگی خود را زنده نگه می دارد، حتی در تندترین تکانه ها نیز انسجام اش را از دست نمی دهد.
در چنین نگاهی نوروز نه تنها یک جشن ملی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان است که نسل ها را به یکدیگر پیوند می دهد و ظرفیت جامعه را برای همدلی یادآور می شود.
شاید راز ماندگاری بسیاری از ملت ها در همین لحظه های ساده نهفته باشد.
نوروز از همین جنسِ لحظه هاست؛ آیینی که در حافظه جمعی ایرانیان نشانه همبستگی و امید به آینده است.
نوروز هر سال به جامعه یادآوری می کند: «حتی در روزگار دشوار نیز می توان امید را زنده نگه داشت، پیوندها را حفظ کرد و آینده را دوباره ساخت». (سعید خادمی، روزنامه اطلاعات، ۲۶ اسفند ۱۴۰۴)
از سوی دیگر اگر بخواهیم برای ایران امروز یک نماد انتخاب کنیم، بی شک می توانیم به سرو اشاره کنیم؛ سروی که در کویر یا در دل کوه ها ایستاده است. این درخت کهن که هزاران سال از عمرش می گذرد، ریشه در عمق خاک ایران دارد. این درخت که در قلمرو کشور ما قد برافراشته، گویی روایت گر سرگذشت مردمانی است که در سخت ترین شرایط، زیستن و مقاومت را یاد گرفته اند.
انسان ایرانی نیز همچون این سرو کهن آموخته که در برابر طوفان های شن، بادهای مخرب، سرما و گرمای سخت روزگار نه تنها نشکند، که سبز و سربلند بماند. او در طول تاریخ ثابت کرده که می تواند خود را از دل بحران ها بیرون بکشد و ایستادگی کند.
ایران امروز، با همه چالش ها و مشکلات، همچنان ایستاده است؛ چون ایرانیان یاد گرفته اند که چگونه مانند سرو، در دل کویر هم سبز بمانند و سایه امنیت و افتخار را بر سر فرهنگ و تاریخ خود بگسترانند. این روحیه مقاومت و پایداری، میراث گرانبهایی است که از نیاکان ما به جا مانده و نسل به نسل منتقل شده است. از این رو باید گفت که آینده از آن ملت هایی است که ریشه در خاک خود دارند و از گذشته خود درس مقاومت آموخته اند. ایران و ایرانی، با تکیه بر این پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی، از هر طوفانی سالم عبور خواهد کرد و همچنان سربلند خواهد ماند. (جواد حق شناس، روزنامه ایران، ۲۵ اسفند ۱۴۰۴)
دهکده جهانی
@dehkade_jahan

نظر بدهید