🧠 چگونه خلاقیت خود را تقویت کنیم؟ شش عادت ساده برای شکوفایی ذهن
خلاقیت فقط یک استعداد ذاتی نیست؛ بلکه میتوان با پرورش عادتهای مناسب، زمینه بروز آن را فراهم کرد. اسکات بری کافمن، روانشناس شناختی، در مجموعه آموزشی بیگ تینک، نقش شبکههای مغزی، ارتباط هوش و تخیل، اعتماد به شهود، تجربههای تازه، بازی، خیالپردازی و خلوتگزینی را در شکلگیری تفکر خلاق توضیح میدهد.
این دیدگاه نشان میدهد که برای پرورش خلاقیت، باید به ذهن فرصت داد تا فراتر از الگوهای همیشگی فکر کند، تجربههای متفاوت را بپذیرد و میان تحلیل عقلانی و تخیل تعادل برقرار سازد. این عادتها میتوانند در زندگی شخصی و محیط کار به کشف ایدههای تازه و انجام کارهای معنادار کمک کنند.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – هیچ فرمول تضمینشدهای برای رسیدن به ایدههای بزرگ وجود ندارد و تفکر خلاق نیز همیشه بهآسانی شکل نمیگیرد. بااینحال، خلاقیت محدود به نیمکره راست مغز نیست.
اسکات بری کافمن، روانشناس شناختی، بنیانگذار مرکز توانمندیهای انسانی و نویسنده کتاب «آماده برای خلق»، معتقد است مغز انسان از شبکهای متشکل از شبکههای دیگر تشکیل شده است. سه شبکه مغزی با همکاری یکدیگر در فرایند خلاقیت نقش دارند.
کافمن در مجموعه آموزشی خود چند عادت ساده را معرفی میکند که میتوانند موانع خلاقیت را در خانه و محیط کار کاهش دهند؛ از اعتماد به شهود و پذیرفتن بازی گرفته تا خیالپردازی و خلوتگزینی.
۱. آشنایی با مغز خلاق
وقتی واژه شبکه را میشنوید، چه چیزی به ذهن شما میرسد؟ شاید رویدادهایی را تصور کنید که امکان برقراری ارتباط با دیگران را فراهم میکنند یا به رایانههایی فکر کنید که با وجود پیچیدگی، بهطور مؤثر با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. همه شبکهها یک ویژگی مشترک دارند: یکپارچگی.
کافمن میگوید همین اصل در مغز انسان نیز دیده میشود؛ مغزی که از شبکهای از شبکهها تشکیل شده است. او با معرفی سه مورد از شبکههای متعدد مغز، توضیح میدهد که این شبکهها چگونه با همکاری یکدیگر به شکلگیری خلاقیت کمک میکنند.
۲. ترکیب هوش و تخیل
دیجیتالیشدن، محیط کار را تغییر داده است؛ اما کارفرمایان فقط به دنبال مهارتهای فنی نیستند. پژوهشها نشان میدهند مهارتهای نرم، مانند گوشدادن و کار گروهی، در محیط کار اهمیت فزایندهای پیدا کردهاند. در این میان، خلاقیت یکی از ویژگیهای موردتوجه در محیط کار است.
تفکر خلاق فرایندی پیچیده است و تعریف دقیق آن همیشه آسان نیست. کافمن خلاقیت را حاصل تلاقی هوش و تخیل میداند و توضیح میدهد که چگونه میتوان از هر دو برای تقویت تفکر خلاق بهره گرفت.
۳. گوشدادن به شهود
در روایتی مشهور آمده است که ارشمیدس، ریاضیدان یونان باستان، هنگام تلاش برای تشخیص خلوص تاجی از طلا، برای فکرکردن به حمام عمومی رفت.
او متوجه شد هنگامی که بدنش را در آب فرو میبرد، مقداری آب از لبه ظرف بیرون میریزد. ارشمیدس دریافت که حجم آب جابهجاشده میتواند معیاری برای اندازهگیری حجم بدن او باشد. سپس با تقسیم این مقدار بر وزن بدنش، میتوانست چگالی را محاسبه کند؛ روشی که امکان استفاده از آن برای بررسی تاج نیز وجود داشت.
این لحظه که به فریاد مشهور «یافتم!» منتهی شد، نمونهای از استفاده از شهود برای حل مسئله است. کافمن توضیح میدهد که شهود میتواند در کنار تفکر منطقی، ابزاری ارزشمند برای حل مسائل باشد.
۴. گشودگی در برابر تجربههای تازه
برخی افراد پیوسته از یک ماجراجویی تازه به ماجراجویی دیگر میروند و مشتاق تجربه چیزهای جدید هستند. در مقابل، برخی دیگر ترجیح میدهند در محدوده امن و آشنای خود باقی بمانند.
از نظر کافمن، هیچیک از این دو حالت افراطی ایدئال نیست؛ اما استقبال از تجربههای تازه راهی برای برانگیختن خلاقیت است.
همانطور که وینی د پو میگوید: «من همیشه با دورشدن از جایی که بودهام، به جایی میرسم که قصد رفتن به آن را دارم.»
گشودگی در برابر تجربههای تازه میتواند به زندگی خلاقانهتر کمک کند و فرصتهای جدیدی برای کشف ایدهها فراهم آورد.
۵. بازی و کشف ایدههای تازه
در فیلم آمریکایی «بزرگ»، محصول سال ۱۹۸۸، تام هنکس نقش پسری را بازی میکند که یک روز از خواب بیدار میشود و خود را در بدن بزرگسال آیندهاش مییابد.
شخصیت او تنها فردی در جلسه هیئتمدیره است که میتواند تشخیص دهد یک نمونه اولیه اسباببازی سرگرمکننده است یا شکست خواهد خورد. در نهایت، او شغلی بهعنوان معاون توسعه محصول در یک شرکت بزرگ اسباببازی به دست میآورد.
اگرچه داستان فیلم دور از واقعیت به نظر میرسد، کافمن معتقد است بهرهگیری از روحیه کودکانه و بازیگوشی میتواند در دنیای کسبوکار نیز نتایج قابلتوجهی داشته باشد. بازی فرصتی برای آزمودن ایدهها، تجربه مسیرهای متفاوت و کشف امکانهای جدید فراهم میکند.
۶. خیالپردازی و نقش آن در خلاقیت
خیالپردازان اغلب از سوی معلمان و والدین خود با این توصیه روبهرو میشوند که از افکار خود بیرون بیایند و به واقعیت توجه کنند. اما از نظر کافمن، این نوع تأمل خیالپردازانه صرفاً اتلاف وقت نیست.
افرادی که خیالپردازی میکنند، جهان پیرامون خود را به چیزی تازه و هیجانانگیز تبدیل میکنند و درباره آنچه ممکن است در آینده رخ دهد، میاندیشند. تخیل آنها همواره تصویری از «آنچه میتواند باشد» ارائه میدهد؛ ظرفیتی که شایسته توجه و تشویق است.
کافمن بر کارکردهای سازنده خیالپردازی تأکید میکند و معتقد است این ظرفیت حتی در محیط کار نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
۷. پذیرفتن خلوت و تنهایی سازنده
امیلی دیکینسون، یایویی کوساما، مارسل پروست، جی. دی. سلینجر، ماریا کالاس و ادوارد مونک، علاوه بر برخورداری از آثار خلاقانه و شناختهشده، ویژگی دیگری نیز داشتند: مانند بسیاری از هنرمندان، خلوت را جستوجو میکردند و از تنهایی الهام میگرفتند.
آیا امیلی دیکینسون میتوانست شعر «امید چیزی است پردار» را در کتابخانهای شلوغ بنویسد؟ آیا ادوارد مونک میتوانست تابلوی «جیغ» را در یک فضای کاری مشترک نقاشی کند؟ کافمن معتقد است چنین چیزی بعید است.
اختصاص زمان به تنهایی میتواند فرصت تمرکز، تأمل و پرورش ایدهها را فراهم کند. از این منظر، خلوتگزینی میتواند به خلاقیتی ثمربخش و خلق آثار معنادار کمک کند.
جمعبندی
تقویت خلاقیت الزاماً به معنای یافتن یک فرمول مشخص یا انتظار برای یک جرقه ناگهانی نیست. بر اساس دیدگاه مطرحشده از سوی اسکات بری کافمن، خلاقیت از همکاری شبکههای مغزی و تعامل هوش و تخیل شکل میگیرد.
اعتماد به شهود، گشودگی در برابر تجربههای تازه، بازی، خیالپردازی و اختصاص زمان به خلوت، پنج زمینه مهم برای پرورش تفکر خلاق هستند. در کنار این موارد، شناخت نقش شبکههای مغزی و ایجاد تعادل میان شهود و عقلانیت نیز اهمیت دارد.
توجه به این عادتها میتواند به افراد کمک کند تا از الگوهای همیشگی فراتر بروند، فرصتهای تازهای برای اندیشیدن پیدا کنند و در زندگی شخصی و محیط کار به ایدهها و فعالیتهای معنادارتری دست یابند.
منبع اصلی: بیگ تینک
منبع فارسی: شارا ـ شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران

نظر بدهید