حکمرانی هوش مصنوعی؛ مدیریت گذار از عصر تکنولوژی به عصر هوشمندی (فرصت‌ها، تهدیدها و ضرورت‌های استراتژیک در عصر عدم قطعیت)
دکتر سعید معادی عضو هیات مدیره انجمن متخصصان روابط‌عمومی

شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) ما در عصر «تغییرات نمایی» و پاردایم شتاب و سرعت سرسام آور تغییرات، زندگی می‌کنیم؛ جایی که فناوری هوش مصنوعی (AI) دیگر نه یک ابزار جانبی، بلکه زیرساختی همه‌منظوره و با کارکرد چند وجهی است که تمامی ارکان زیست اجتماعی و اقتصادی ، را بازتعریف می‌کند. اما این پرشتاب بودن و سرعت سرسام آور تغیبرات ، لزوماً به معنای تکامل و یا تعبیر کمال گرایی نیست. پرسش کلیدی امروز نه «چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنیم؟»، بلکه «چگونه هوش مصنوعی را حکمرانی کنیم تا به جای تسخیر انسان، در خدمت او باشد؟» است. این مقاله به دنبال پاسخ به این چالش در دو سطح فرصت‌محور و تهدید‌محور کاربرد و کارکرد هوش مصنوعی در عرصه زیست اقتصادی و اجتماعی تهیه و تظیم گردیده است .

۱. فرصت‌ها: بهره گیری از هوش مصنوعی از مدیریت بهینه منابع محدود تا خلق ارزش پایدار
هوش مصنوعی، اگر به درستی حکمرانی شود، به مثابه اهرمی قدرتمند برای غلبه بر ناکارآمدی‌های ساختاری و فرایندی عمل می‌کند به نحوی که در این استراتژی ، شاهد بهینه‌سازی منابع کمیاب می باشیم . در دنیای واقعی، منابع (سرمایه، انرژی، زمان ، سخت افزار ، نرم افزارر، زیر ساخت نیروی انسانی) محدود هستند. هوش مصنوعی با استفاده از انبار داده ها به ویژه بیگ داده ها توام با تحلیل الگوهای پیچیده ، می‌تواند هدررفت منابع محدود را شناسایی و علاوه بر امکان پیش بینی ، پیشگیری با اعمال مدیریت منطقی ، جریان‌های اقتصادی را به سمت بهره‌وری حداکثری هدایت کند.

همچنین هوش مصنوعی در قالب یک استفاده بهینه و اثر بخش می تواند فرصت خروج از بند «عملیاتِ روزمره» ، تکراری و فرسایشی را فراهم سازد .

بزرگترین فرصت هوش مصنوعی برای انسان، آزادسازی ظرفیت‌های شناختی است. با سپرده‌شدن امور تکراری و محاسباتی به ماشین، انسان می‌تواند بر حوزه‌هایی تمرکز کند که در آن بی‌رقیب است و آن پرداختن به یک مزیت انکار ناپذیر و بی بدیل «خلاقیت و نوآوری استراتژیک»، «مدیریتِ شرایطِ ابهام» ، ” مدیریت اقتضایی” و «همدلی سازمانی» است

۲. تهدیدها:
اما مخاطراتِ استفاده و بهره گیری افراطی از هوش مصنوعی در همه موقعیت ها ، «حذفِ انسان» و «تصمیم‌گیری‌های کور» است

بزرگترین تهدید هوش مصنوعی نه در خودِ فناوری، بلکه در «نحوه حکمرانیِ منفعلانه» ما نهفته است ، در واقع خطر خروج انسان از چرخه اجتماعی و اقتصادی در قالب تعریف یک انسان منفعل ، خنثی ، مطیع و فرمانبر است . در این شرایط و وضعیت ما شاهد سپردن تصمیم‌گیری‌های حساس (در اقتصاد، امنیت، یا حتی سیاست‌گذاری و خط مشی گذاری عمومی) به الگوریتم‌ها هستیم که این اتفاق و اقدام بدون نظارت انسانی ، ریسک «خطای سیستمی» را به شدت بالا می‌برد. چرا که ماشین‌ها «داده‌محور» هستند، نه «حکمت‌محور». فقدان درک رفتارهای اخلاقی و اجتماعی در الگوریتم‌ها، می‌تواند منجر به تصمیماتی شود که از نظر فنی «بهینه» اما از نظر انسانی «فاجعه‌بار» باشند.

توهمِ آینده‌نگاری هم یکی از چالش های دیگری است که می توان به عنوان تهدید به آن اشاره کنیم . نکته قابل اینکه هوش مصنوعی بر اساس داده‌های تاریخی پیش‌بینی می‌کند. اگر حکمرانی و راهبری سازمان‌ها به طور مطلق به هوش مصنوعی سپرده شود، ما در یک «حلقه بازخوردِ گذشته‌نگر» گرفتار می‌شویم که توانایی خلق آینده‌های بدیع و تغییرات ساختاری را از ما سلب می‌کند ، بطور مشخص، گذشته و تجربه و دستاورد گذشته و داده های مرتبط با گذشته در عین فرصت برای تصویر و تصمیم در محیط آینده ، می تواند یک تهدید و یک مانع برای تغییر و تحول و تصویر سازی خلاقانه و نوآورانه در آینده باشد.

۳. الگوی حکمرانی هوشمند: چارچوب پیشنهادی
برای بهره‌برداری از فرصت‌ها و دفع تهدیدها، مدل پیشنهادی یک مدل «حکمرانیِ ترکیبی» است:

1. اصل «انسان در محوریت ” :
هوش مصنوعی باید در نقش «مشاور و تحلیل‌گر» باشد، نه «تصمیم‌گیر نهایی». تمام تصمیمات حیاتی باید دارای امضای تأیید یک انسان مسئول باشد تا پاسخگویی اخلاقی و حقوقی حفظ شود. واقعیت امر این است مقوله های نظیر اخلاق مداری ، تعهد ، مسئولیت پذیری ، وفاداری و صفاتی از این دست از زمره ویژگی و وجه تمایز و تفاوت انسان با سایر اقسام و موجودات و مخلوقات می باشد و هیچ موجود دیگری نمی تواند صاحب این وجه تمایز باشد . ماشین هوشمند می تواند از حیث سرعت ، دقت ، ظرفیت و تحلیل از انسان پیشی بگیرد ولیکن نمی تواند عهده دار جایگاه انسان از حیث ویژگی و صفات مختص وی شود

2. حکمرانی شفاف و اخلاقی:
الگوریتم‌ها نباید حکم «جعبه سیاه» و نقش جعبه سیاه را عهدار شوند . سازمان‌ها باید پروتکل‌هایی برای «توضیح‌پذیری» تصمیمات هوش مصنوعی را داشته باشند.
ذینفعان ، کارکنان ، مشتریان ، مردم ،

افکار عمومی ، رسانه هریک برابر منافع و نقش پرسشگری و مطالبه گری را بر عهده دارند و نسبت به تصمیمات ، اقدامات و عملکرد بی تفاوت نیستند . اگر سازمان نمی‌تواند دلیل یک تصمیمِ هوشمند را بفهمد ، نباید آن را اجرا کند چرا که متحمل هزینه های می شود که نمی تواند از پس مدیریت آن برآید ضمن آنکه علاوه بر هدر رفت منافع باعث سلب اعتماد ذینفعان و ریسک شهرت برای سازمان شود

3. مدیریتِ گذارِ نیروی کار یکی دیگر از چالش جدی به حساب می آید ، هوش مصنوعی نباید بهانه‌ای برای حذف بی‌محابای نیروی انسانی باشد. استراتژی حکمرانی موفق، بازآموزی کارکنان برای ایفای نقش‌های نظارتی و تحلیلی در کنار هوش مصنوعی است ، چرا که حذف نیروی کار از زمره مواردی است که پیامد و مخاطرات اجتماعی و زیست محیطی و امنیت اقتصادی و روانی دارد

نتیجه‌گیری
مسئولیتِ تصمیم‌سازان
حکمرانی هوش مصنوعی، نبرد میان «سرعت» و «حکمت» است. هوش مصنوعی به ما «سرعت» می‌دهد، اما «حکمت» همچنان خصیصه انحصاری بشر است. سازمان‌های پیشرو کسانی هستند که بتوانند تعادلی دقیق میان قدرت محاسباتی ماشین و عمق بصیرت انسانی برقرار کنند.

ما نباید اجازه دهیم تکنولوژی، «مسئولیت» را از دوش انسان بردارد. هوش مصنوعی می‌تواند بازی را برای ما برنده شود، اما این «انسان» است که باید تعیین کند کدام بازی ارزشِ بردن دارد. ضمن آنکه باید به خوبی بدانیم که هوش مصنوعی یک کپی تمام و کمال از مغر انسان و ویژگی و ظرفیت و توانمندی منحصر به فرد این هدیه الهی است که انسان با اتکاء به این قابلیت می تواند جهان درون و بیرون و عالم کوچک و بزرگ را راهبری می کند .

اساسا تکنولوژی و فناوری با همه قابلیت و توانمندی و ظرفیت برای تسهیل و سرعت بخشی و تسریع در خدمت بشر قرار می گیرد و ظهور و بروز همه این اتفاقات و فعل و انفعالات تنها می تواند ابزار و ساز و کار و وسیله کمک در مسیر کمال و استکمال باشند نه اینکه بهره برداری و بهره گیری از آن را به غلط به عنوان تکامل استنباط شود