تأثیر عوامل درون‌زا و برون‌زا بر تبدیل رابطه روابط‌عمومی و رسانه از همکاری به رقابت هوشمند
دکتر سعید معادی عضو هیات مدیره انجمن متخصصان روابط‌عمومی

رابطه روابط‌عمومی و رسانه دیگر مانند گذشته صرفاً رابطه‌ای مبتنی بر همکاری و وابستگی متقابل نیست.

ظهور شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های دیجیتال و هوش مصنوعی باعث شده روابط‌عمومی‌ها مستقیماً به مخاطب دسترسی داشته باشند و رسانه‌ها نیز برای بقا بیش از گذشته به محتوای اختصاصی، اعتبار و درآمد پایدار نیازمند باشند.

نتیجه چیست؟

همکاری سنتی جای خود را به ترکیبی از رقابت و همکاری داده است.

رقابت بر سر خبر، توجه مخاطب، اعتبار و منابع مالی می‌تواند مخرب باشد؛ اما اگر با تخصص‌گرایی، شفافیت و راستی‌آزمایی همراه شود، به همکاری رقابتی و خلق ارزش مشترک منجر خواهد شد.


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) رابطه سنتی میان روابط‌عمومی و رسانه، رابطه‌ای خطی، یک‌طرفه و مبتنی بر وابستگی بود؛ روابط‌عمومی تولیدکننده خبر و رسانه دروازه‌بان و پخش‌کننده آن. اما تغییرات پرشتاب، توأم با ظهور فناوری‌های جدید و تحولات فناورانه و همچنین مسائل اقتصادی و اجتماعی، این رابطه را به فضایی چندوجهی و اقتصادمحور تبدیل کرده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی، عوامل درون‌زا و برون‌زای مؤثر بر این تغییر را بررسی کرده و با ارائه ماتریس چهار‌وضعیتی (قوت، ضعف، فرصت، تهدید)، تصویری از وضع موجود ترسیم و راهکارهایی برای گذار از رقابت مخرب به همکاری رقابتی ارائه می‌دهد.

مقدمه

روابط‌عمومی و رسانه، دو نهاد مکمل در چرخه اطلاع‌یابی و اطلاع‌رسانی بوده‌اند. در مدل سنتی، روابط عمومی به‌عنوان منبع خبر، محتوا را تولید و در اختیار رسانه قرار می‌داد و رسانه با پخش آن، نقش واسطه میان سازمان و مخاطب را ایفا می‌کرد. این رابطه، سلسله‌مراتبی و یک‌طرفه بود و هر دو طرف برای بقا به یکدیگر وابسته بودند و به واسطه همین روابط تنگاتنگ و معنادار و نیاز دوطرفه، زیست مسالمت‌آمیز را به‌عنوان راهکار بقا انتخاب کرده‌اند و قهر و آشتی و ارتباط و انفکاک‌شان غالباً موقتی و کوتاه‌مدت، با تبادل گله‌های متعارف یا تعارف‌های فیمابینی، صورت می‌گرفته و سرانجام به تداوم همکاری می‌انجامیده است.

اما ظهور فناوری‌های نوین ارتباطی، شبکه‌های اجتماعی، سوشال‌مدیا و هوش مصنوعی، ساختار این رابطه را دگرگون کرده است. روابط‌عمومی‌ها در این وضعیت، به‌مثابه گذشته، دیگر به رسانه به‌عنوان تنها درگاه انتشار نیاز ندارند و رسانه‌ها نیز برای بقا در بازار رقابتی، به منابع خبری اختصاصی و درآمد پایدار نیازمندند. این تحول، پارادایم ارتباطی این دو نهاد اجتماعی را از «همکاری خطی» به «رقابت اقتصادی» تغییر داده است.

۱. مبانی نظری

۱.۱. پارادایم سنتی: همکاری خطی و یک‌طرفه

در این پارادایم، جریان اطلاعات به صورت زیر بود:

روابط‌عمومی (تولیدکننده خبر) ← رسانه (پخش‌کننده خبر) ← مخاطب (مصرف‌کننده)

منبع، کانال، مخاطب

ویژگی‌های این مدل:

  • رابطه یک‌طرفه و سلسله‌مراتبی
  • وابستگی روابط‌عمومی به رسانه برای دیده‌شدن
  • رسانه به‌عنوان دروازه‌بان انحصاری اطلاعات
  • تعریف روشن و ثابت نقش‌ها

۱.۲. پارادایم جدید: اقتصاد رسانه‌ای و رقابت هوشمند

در این پارادایم، جریان اطلاعات چندوجهی و تعاملی است:

روابط‌عمومی (رسانه مستقل) ←→ رسانه (رقیب/شریک) ←→ مخاطب (مشترک)

ویژگی‌های این مدل:

  • رابطه چندوجهی و اقتصادمحور
  • رقابت بر سر سهم از توجه، درآمد و اعتبار
  • کمرنگ‌شدن مرز میان تولیدکننده و پخش‌کننده خبر
  • روابط‌عمومی به رسانه‌ای کوچک اما چابک تبدیل شده است.
  • تبدیل نقش مخاطب از منفعلِ مصرف‌کننده به فعالِ مؤثر و نقش‌آفرین

۲. عوامل مؤثر بر تغییر پارادایم

۲.۱. عوامل درون‌زا (داخلی)

عوامل درون‌زا برای تغییر پارادایم را می‌توان، در وهله اول، در تقویت جایگاه روابط‌عمومی‌ها و پررنگ‌شدن نقش روابط‌عمومی، توأم با احساس ضرورت این نهاد در سازمان‌ها، دانست. ضمن آنکه حرفه‌ای‌شدن، ورود نیروهای متخصص و حرکت به سمت نقش‌های استراتژیک، روابط‌عمومی را از «پل ارتباطی» به «تولیدکننده محتوا» تبدیل کرده است. همچنین موضوع تعارض منافع موجب شد تا انتشار انحصاری خبر توسط روابط‌عمومی، نقش سنتی رسانه به‌عنوان درگاه انتشار را دور بزند و احساس رقابت بین این دو نهاد ایجاد کند. از سوی دیگر، از حیث هزینه و درآمد، رسانه‌ها برای بقا به محتوای انحصاری و تبلیغات نیاز دارند. روابط‌عمومی‌ها نیز بودجه و امکان هدف‌گیری مستقیم مخاطب را دارند. این امر رقابت بر سر منابع مالی و توجه مخاطب را تشدید می‌کند.

۲.۲. عوامل برون‌زا (محیطی)

موضوع تکثر و تنوع رسانه‌ها در قالب ظهور شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و پلتفرم‌های هوش مصنوعی، موانع ورود به بازار عرضه و تقاضای خبر را کاهش داده‌اند؛ به‌نحوی که در موقعیت جدید، هر روابط‌عمومی می‌تواند خود رسانه شود.

مسئله دیده‌شدن بیشتر و ارائه تصاویر مثبت، شهرت و مدیریت برند در قالب تولید محتوای تصویری، ویدئو، پادکست و خبرنامه، نیاز به واسطه رسانه را حذف کرده و رقابت مستقیم برای جلب توجه مخاطب را ایجاد کرده است.

چالشی به نام قدرت‌های سیاسی، اعمال نفوذ برای برجسته‌سازی، کمرنگ‌سازی یا تخریب اخبار، میدان رقابت را نابرابر و پیچیده کرده است.

مسئله رقابت رسانه‌ها برای بقا، نیاز به سرعت، دقت و انحصار برای ماندگاری در چرخه اطلاع‌رسانی، رسانه‌ها را به رقیبی فعال برای روابط‌عمومی تبدیل کرده است.

۳. ماتریس چهار‌وضعیتی (SWOT)

موضوع ضرورت تغییر پارادایم در ارتباط بین روابط‌عمومی و رسانه، از همکاری صرف به رقابت، به‌مثابه همه تغییرات، قابلیت تحلیل و بررسی در یک ماتریس چهار‌وضعیتی نقاط قوت و ضعف، فرصت و تهدید را دارد.

نقاط قوت و نقاط ضعف

درون‌زا:

نقاط قوت شامل: دسترسی مستقیم روابط‌عمومی به مخاطب؛ سرعت بالای رسانه در انتشار؛ کاهش هزینه‌های واسطه‌گری.

نقاط ضعف شامل: کمبود تخصص رسانه‌ای در روابط‌عمومی؛ وابستگی رسانه به منابع خبری ناپایدار؛ تضاد منافع ساختاری.

اما از حیث برون‌زا، نقاط فرصت و نقاط تهدید شامل:

ظهور پلتفرم‌های جدید (هوش مصنوعی، سوشال‌مدیا)؛ بازار رقابتی تبلیغات؛ تقاضای مخاطب برای محتوای اختصاصی.

بحران اعتماد مخاطب؛ اشباع اطلاعات و جعلی‌سازی؛ قوانین محدودکننده؛ رقابت شدید بر سر منابع.

۴. تحلیل چهار وضعیت برای اتخاذ استراتژی درست

۴.۱. وضعیت همکاری استراتژیک (قوت + فرصت)

شرط: روابط‌عمومی حرفه‌ای + رسانه منعطف

مثال: روابط‌عمومی یک شرکت دانش‌بنیان، محتوای تخصصی تولید می‌کند و با یک رسانه معتبر برای انتشار انحصاری قرارداد می‌بندد.

نتیجه: اعتبار دوطرفه افزایش می‌یابد و مخاطب خاص جذب می‌شود.

راهکار: ایجاد پلتفرم‌های اشتراک محتوا با مدل برد-برد.

۴.۲. وضعیت رقابت مخرب (ضعف + تهدید)

شرط: ضعف تخصصی + تهدیدهای بیرونی

مثال: روابط‌عمومی بدون تیم رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی خبر منتشر می‌کند، اما دقت کافی ندارد و متهم به شایعه‌پراکنی می‌شود؛ رسانه نیز برای بقا به اخبار زرد روی می‌آورد.

نتیجه: بی‌اعتمادی مخاطب به هر دو طرف.

راهکار: آموزش مشترک و تدوین منشور اخلاقی برای رقابت سالم.

۴.۳. وضعیت انفعال و فرصت‌سوزی (ضعف + فرصت)

شرط: پتانسیل بالا، اما عدم بهره‌برداری

مثال: بودجه و ابزار وجود دارد، اما نیروی متخصص برای تولید محتوای حرفه‌ای در دسترس نیست.

نتیجه: فرصت‌های بازار از دست می‌رود.

راهکار: برون‌سپاری هوشمند یا آموزش نیروی انسانی.

۴.۴. وضعیت چالش و تطبیق (قوت + تهدید)

شرط: قوت درونی در برابر تهدیدهای بیرونی

مثال: روابط‌عمومی سرعت بالایی در انتشار دارد، اما در معرض اتهام جعلی‌سازی یا جانب‌داری قرار دارد.

نتیجه: نیاز به شفافیت و اعتمادسازی.

راهکار: استفاده از ابزارهای راستی‌آزمایی برای تأیید اصالت اخبار.

۵. نقشه راه پیشنهادی

۵.۱. راهبردهای روابط‌عمومی‌ها

۱. توسعه تخصص رسانه‌ای: استخدام یا آموزش نیروهای متخصص در تولید محتوا، سئو و تحلیل داده.

۲. شفافیت و راستی‌آزمایی: استفاده از ابزارهای تأیید اصالت برای حفظ اعتبار.

۳. همکاری گزینشی: مشارکت استراتژیک با رسانه‌هایی که اعتبار و مخاطب مکمل دارند.

۴. برندسازی خبری: تبدیل‌شدن به یک برند خبری معتبر، نه صرفاً یک منبع ناشناس.

۵.۲. راهبردهای رسانه‌ها

۱. تخصص‌گرایی: سرمایه‌گذاری بر عمق و تحلیل، به جای رقابت صرفاً در سرعت.

۲. مدل‌های درآمدی جدید: اشتراک محتوای انحصاری، رویدادهای زنده، پادکست و…

۳. اعتمادسازی: تبدیل شفاف‌سازی منابع خبر و راستی‌آزمایی به مزیت رقابتی.

۴. همکاری با روابط‌عمومی‌های حرفه‌ای: مشارکت با نهادهایی که استانداردهای اخلاقی دارند.

نتیجه‌گیری

تغییر پارادایم از ارتباط خطی و سنتی به اقتصاد رسانه‌ای، رابطه روابط‌عمومی و رسانه را از همکاری وابسته به رقابت هوشمندانه تبدیل کرده است. در این فضای جدید، بقا و موفقیت در گرو تخصص‌گرایی، شفافیت و انتخاب استراتژیک شرکاست. نه روابط‌عمومی می‌تواند رسانه را نادیده بگیرد و نه رسانه می‌تواند روابط‌عمومی را به منبعی منفعل تقلیل دهد. آینده از آنِ همکاری رقابتی است؛ مدلی که در آن هر دو طرف، ضمن حفظ استقلال، از ظرفیت‌های یکدیگر برای خلق ارزش مشترک بهره‌گیری نمایند.