اقتصاد رسانه یا اقتصاد خبرنگار؟ چرا نیروگاه خورشیدی جایگزین سیاست‌گذاری رسانه‌ای نیست
سعیده آقاخانی _پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات

اقتصاد رسانه با اقتصاد خبرنگار یکی نیست.

سرمایه‌گذاری در نیروگاه خورشیدی می‌تواند برای خبرنگاران یک فرصت اقتصادی و راهی برای کاهش فشار معیشتی باشد؛ اما اگر هدف، حل بحران اقتصاد رسانه است، نقطه آغاز باید «رسانه» باشد، نه فعالیت اقتصادی خارج از آن.

رسانه‌های محلی به مدل‌های درآمدی پایدار، تنوع منابع درآمد، محصولات دیجیتال، اشتراک و عضویت، حمایت از نوآوری و زیرساخت‌های مشترک تولید محتوا نیاز دارند.

مسئله اصلی این است: چگونه می‌توان خود رسانه را اقتصادی‌تر و پایدارتر کرد، بدون آنکه استقلال حرفه‌ای آن از بین برود؟


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) پیشنهاد تشکیل «کارگروه اقتصاد رسانه» در همدان و ورود مدیریت استان به مسئله معیشت و پایداری رسانه‌ها، در اصل اقدامی قابل توجه و ضروری است. رسانه‌های محلی در ایران، مانند بسیاری از نقاط جهان، با کاهش درآمد، افزایش هزینه تولید، ناامنی شغلی و دشواری در یافتن مدل‌های اقتصادی پایدار روبه‌رو هستند.

اما نخستین طرحی که برای این کارگروه مطرح شده، پرسشی مهم را پیش روی جامعه رسانه‌ای استان قرار می‌دهد: سرمایه‌گذاری در نیروگاه خورشیدی، راه‌حلی برای اقتصاد رسانه است یا راهی برای ایجاد درآمدی خارج از رسانه برای خبرنگاران؟
این دو، اگرچه ممکن است در عمل به هم نزدیک شوند، از منظر سیاست‌گذاری یکسان نیستند و شاید دقیقاً همین‌جا نقطه‌ای باشد که باید میان «اقتصاد رسانه» و «اقتصاد خبرنگار» تمایز گذاشت.

اگر خبرنگاران یا تشکل‌های صنفی آنان در یک طرح اقتصادی سودآور خارج از حوزه رسانه سرمایه‌گذاری کنند، ممکن است بخشی از فشار معیشتی آنان کاهش یابد. این اتفاق، در صورت برخورداری از مطالعات اقتصادی دقیق، شفافیت، مدیریت حرفه‌ای و مشارکت داوطلبانه، لزوماً اقدام نامطلوبی نیست. سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند یک فرصت اقتصادی باشد.

اما چنین طرحی به خودی خود، اقتصاد رسانه را اصلاح نمی‌کند.

اقتصاد رسانه با پرسش‌های دیگری سروکار دارد: رسانه چگونه درآمد پایدار تولید می‌کند؟ خبرنگار چگونه از محل کار حرفه‌ای خود دستمزد مناسب و امنیت شغلی به دست می‌آورد؟ رسانه‌های محلی چگونه می‌توانند هزینه‌های تولید محتوای حرفه‌ای را تأمین کنند؟ سهم مخاطب، تبلیغات، اشتراک، عضویت، حمایت عمومی و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در این میان چیست؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان از رسانه حمایت کرد، بدون آنکه استقلال حرفه‌ای و تحریریه آن تضعیف شود؟

تجربه جهانی نشان می‌دهد بحران امروز روزنامه‌نگاری صرفاً یک بحران فناورانه نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، با مسئله‌ای عمیق‌تر یعنی ناکارآمدی بازار در تأمین هزینه تولید «روزنامه‌نگاری در خدمت منافع عمومی» پیوند خورده است. در چنین شرایطی، راه‌حل‌ها نیز معمولاً به تقویت خودِ اکوسیستم رسانه بازمی‌گردند: تنوع‌بخشی به درآمد، توسعه محصولات دیجیتال، درآمد مستقیم از مخاطب، تقویت رسانه‌های محلی، حمایت از نوآوری، کاهش هزینه‌های تولید و طراحی سازوکارهای عمومی که استقلال رسانه را حفظ کنند.

در گزارش‌های اخیر بین‌المللی نیز فشار اقتصادی بر روزنامه‌نگاران و اتاق‌های خبر به‌عنوان بخشی از یک بحران گسترده‌تر دیده می‌شود. کاهش درآمد، ناامنی شغلی، کوچک شدن تحریریه‌ها و تغییر مسیر توزیع خبر در نتیجه رشد پلتفرم‌ها و هوش مصنوعی، حرفه روزنامه‌نگاری را در بسیاری از کشورها تحت فشار قرار داده است. در چنین وضعیتی، پاسخ پایدار تنها افزایش درآمد فردی خبرنگار نیست؛ بلکه باید ظرفیت اقتصادی و حرفه‌ای خودِ رسانه نیز تقویت شود.

از این منظر، شاید مسئله اصلی کارگروه تازه‌تأسیس همدان، پیش از انتخاب نخستین پروژه اقتصادی، تعریف دقیق مسئله باشد.

اگر مأموریت کارگروه، «بهبود رفاه و دارایی خبرنگاران» است، سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی مانند انرژی خورشیدی می‌تواند یکی از گزینه‌ها باشد. اما اگر مأموریت آن، واقعاً «اقتصاد رسانه» است، نقطه آغاز باید جایی دیگر باشد: درآمد رسانه، نه درآمد خارج از رسانه.

همدان می‌تواند به جای آنکه نخستین پاسخ خود به بحران اقتصاد رسانه را در خارج از صنعت رسانه جست‌وجو کند، یک نقشه اقتصادی برای اکوسیستم رسانه‌ای استان طراحی کند. نقشه‌ای که مشخص کند چند رسانه فعال در استان وجود دارد، مدل درآمدی هر یک چیست، چه میزان از درآمد آنها از تبلیغات، آگهی، حمایت سازمانی یا مخاطب تأمین می‌شود، مهم‌ترین هزینه‌های آنها چیست و کدام بخش از زنجیره تولید و توزیع محتوا ظرفیت ایجاد ارزش افزوده دارد.

بر اساس چنین تصویری، کارگروه می‌تواند به سراغ گزینه‌هایی برود که مستقیماً به تقویت حرفه منجر می‌شوند: ایجاد صندوق نوآوری رسانه، حمایت از رسانه‌های محلی و تخصصی، توسعه مدل‌های عضویت و اشتراک، ایجاد زیرساخت‌های مشترک تولید محتوا، آموزش مدل‌های کسب‌وکار و فناوری، حمایت از تحول دیجیتال و طراحی سازوکاری شفاف برای توزیع فرصت‌های تبلیغاتی و اقتصادی.

این مسیر، البته دشوارتر از خرید سهم در یک پروژه اقتصادی است. اما به مسئله اصلی نزدیک‌تر است.

در این میان، مسئله استقلال رسانه نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. حمایت اقتصادی از رسانه‌ها زمانی پایدار و مؤثر است که هم‌زمان سازوکارهای شفافیت، عدالت در دسترسی و حفظ استقلال حرفه‌ای را تقویت کند.

در غیر این صورت، حمایت مالی ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از مشکلات اقتصادی را کاهش دهد، اما در بلندمدت پرسش‌هایی درباره استقلال رسانه و رابطه آن با منابع تأمین مالی ایجاد کند.

تجربه و ادبیات بین‌المللی بر این نکته تأکید دارد که پایداری اقتصادی رسانه و استقلال حرفه‌ای آن باید هم‌زمان دیده شوند؛ زیرا رسانه‌ای که از نظر مالی وابسته است، برای ایفای نقش نظارتی و عمومی خود نیز با محدودیت روبه‌رو می‌شود.

به همین دلیل، ترکیب و سازوکار تصمیم‌گیری کارگروه اقتصاد رسانه نیز به اندازه پروژه‌های آن اهمیت دارد. حضور نمایندگان واقعی رسانه‌ها، متخصصان اقتصاد رسانه، دانشگاهیان، فعالان فناوری و بخش خصوصی می‌تواند تصمیم‌گیری را از نگاه صرفاً اداری و کوتاه‌مدت دور کند.

شاید سرمایه‌گذاری در نیروگاه خورشیدی در نهایت پروژه‌ای سودآور از آب درآید. ممکن است حتی برای بخشی از خبرنگاران و رسانه‌ها درآمد ایجاد کند. اما سودآور بودن یک پروژه، به تنهایی آن را به سیاستی برای اصلاح اقتصاد رسانه تبدیل نمی‌کند.
تمایز میان این دو مفهوم باید روشن بماند.

خبرنگاری که از سرمایه‌گذاری در یک صنعت دیگر سود می‌برد، لزوماً از نظر اقتصادی «توانمندتر» شده است؛ اما رسانه‌ای که همچنان نمی‌تواند هزینه خبرنگار حرفه‌ای خود را تأمین کند، «اقتصاد رسانه»اش اصلاح نشده است.

کارگروه اقتصاد رسانه همدان، اگر بخواهد به یک تجربه ماندگار تبدیل شود، بهتر است سرمایه‌گذاری‌های خارج از رسانه را به‌عنوان ابزارهای مکمل رفاهی ببیند، نه جایگزین سیاست‌گذاری برای خود صنعت رسانه.

مسئله اصلی این نیست که خبرنگاران در چه صنعتی می‌توانند سرمایه‌گذاری کنند.

مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان شرایطی ساخت که یک خبرنگار بتواند از روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، مستقل و باکیفیت، زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشد.

شاید نقطه آغاز یک اقتصاد رسانه واقعی، همین تغییر سؤال باشد.