چرا مدلهای قدیمی رهبری دیگر جواب نمیدهند؟ سال ۲۰۲۶ متعلق به رهبرانی است که با تیم فکر میکنند، نه بهجای تیم تصمیم میگیرند.
سال ۲۰۲۶ رهبری را از نمایش قدرت به تمرین اعتماد میبرد. تشخیص عاقلانه فناوری، توجه واقعی به هیجان انسانها و چابکی در تصمیمگیری، سه ستون رهبری مؤثر آیندهاند.
رهبرانی که این تغییر را بپذیرند، آینده را میسازند.
نویسنده: آدریان گوستیک
تاریخ انتشار: ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ (بهروزرسانی: ۰۲ ژانویه ۲۰۲۶)
منبع: وبسایت فوربس
نشانی: https://www.forbes.com
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || هر ژانویه، چند نفر از مدیرانی که با آنها کار میکنم با امیدی مشترک سال جدید را آغاز میکنند: «امیدوارم امسال بالاخره اوضاع آرام شود.»
امید قشنگی است؛ اما مشکل اینجاست که معمولاً طبق یک الگوی قابل پیشبینی، در سهماهه نخست سال یا کمی بعد از آن، فناوری تازهای پدیدار میشود، انتظارات تغییر میکند یا موجی جدید از عدمقطعیت از راه میرسد؛ موجی که تصمیمگیریها را سریعتر و در عین حال مبهمتر میکند.
پس از سالها کار با مدیران در صنایع مختلف، یک الگوی روشن آشکار شده است: مؤثرترین رهبران منتظر بازگشت آرامش نمیمانند. آنها پذیرفتهاند که تغییر، دیگر یک وضعیت موقتی نیست؛ بلکه شرایط دائمی کار است.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۶، بهترین رهبران هوشمندانهتر از گذشته تشخیص میدهند چه چیزهایی مؤثر است و چه چیزهایی دیگر کارایی ندارد. آنها در حال بازنگری جدی در شیوه رهبری و نحوه حضور خود در کنار کارکنان هستند؛ آن هم در محیطی که هیچ نشانهای از کند شدن ندارد. در ادامه، سه روند رهبری که سال آینده را شکل میدهند آمده است.
۱) گذار از پذیرش هوش مصنوعی به تشخیص هوشمندانه آن
در سال ۲۰۲۵، بسیاری از رهبران با شتاب تلاش کردند تیمهای خود را با هوش مصنوعی آشنا کنند. اما در سال ۲۰۲۶، رهبران هوشمند تمرکز خود را بر این میگذارند که چه زمانی و چگونه از آن استفاده شود.
دوران تازگی گذشته است. اکنون مسئله این نیست که چه کسی به هوش مصنوعی دسترسی دارد، بلکه این است که چه کسی از آن عاقلانه استفاده میکند. تفاوت واقعی در این خواهد بود که بدانیم هوش مصنوعی چه زمانی کمککننده است، چه زمانی ریسک میآفریند و چه زمانی قضاوت انسانی همچنان مهمترین عامل است.
بهترین رهبران تلاش نمیکنند انسانها را با فناوری جایگزین کنند. آنها از هوش مصنوعی برای این اهداف بهره میگیرند:
- کاهش کارهای تکراری و بار شناختی
- استخراج سریعتر و دقیقتر بینشها
- آزاد کردن انسانها برای کارهای خلاقانهتر، ارتباطیتر و راهبردیتر
به بیان دیگر، هوش مصنوعی دیگر ستاره صحنه نیست؛ بلکه نقش عوامل پشت صحنه را دارد. این فناوری زمانی بهترین عملکرد را دارد که از مرکز توجه دور بماند و به انسانها اجازه دهد کاری را انجام دهند که فقط از عهده آنها برمیآید: فکر کردن، ارتباط برقرار کردن و قضاوت آگاهانه.
۲) ظهور واقعی رهبری مبتنی بر هوش هیجانی
سالهاست درباره هوش هیجانی صحبت میشود؛ اما در سال ۲۰۲۶ این مفهوم دیگر یک «امتیاز اضافی» نخواهد بود، بلکه به یک ضرورت رهبری تبدیل میشود.
چرا؟ چون کارکنان خستهاند؛ نه خستگی معمولی، بلکه فرسودگی ذهنی عمیق. از آنها خواسته شده بهطور مداوم با تغییرات سازگار شوند و با منابع کمتر، کار بیشتری انجام دهند. بسیاری در آستانه فرسودگی شغلی قرار دارند. این وضعیت گاه به بدبینی یا بیتفاوتی منجر میشود و برای شمار فزایندهای از کارکنان جوانتر، به کنارهگیری خاموش میانجامد. آنها تنبل نیستند؛ بلکه قانع نشدهاند که کار باید به بهای از دست رفتن رفاه روانی تمام شود و مطمئن نیستند که رهبران واقعاً فشارهای آنها را درک میکنند.
همین واقعیتها باعث شده هوش هیجانی به مهارتی حیاتی در رهبری تبدیل شود؛ مهارتی که زیربنای مشارکت، تعهد و عملکرد افراد است. رهبران برجسته امروز کسانی هستند که:
- پیش از مدیریت احساسات دیگران، توان تنظیم احساسات خود را دارند
- دمای احساسی یک تیم را بهدرستی میخوانند
- امنیت روانی ایجاد میکنند، بدون آنکه استانداردها را کاهش دهند
- گفتوگوهای واقعی و انسانی دارند، نه صرفاً گفتوگوهای سریع و کارآمد
این روند به معنای سهلگیری نیست، بلکه به معنای ثبات است. مؤثرترین رهبران میان شفافیت و همدلی تعادل برقرار میکنند و در عین درک محدودیتهای انسانی، همچنان بر دستیابی به نتایج تأکید دارند.
۳) رهبری چابک جای رهبری کاریزماتیک را میگیرد
فرهنگ رهبری هنوز هم مدیران کاریزماتیکی را میستاید که وانمود میکنند همه پاسخها را میدانند. اما در سال ۲۰۲۶، این رویکرد بهتدریج کنار میرود و رهبری چابک جای آن را میگیرد.
بهترین رهبران امروز طوری رفتار نمیکنند که گویی همه چیز را میدانند. آنها سؤالهای درست میپرسند و واقعاً گوش میدهند. آنها محیطهایی میسازند که افراد در آن احساس امنیت میکنند تا مسائل را پیش از تبدیل شدن به بحرانهای بزرگ مطرح کنند.
رهبران چابک:
- با دادههای ناقص تصمیم میگیرند
- مخالفت را بدون از دست دادن اقتدار میپذیرند
- بدون غرور مسیر خود را اصلاح میکنند
- ریسک میکنند و به دیگران نیز اجازه ریسکپذیری میدهند
- اشتباهات خود را میپذیرند
- تیمهایی میسازند که توان فکر کردن دارند، نه فقط اجرا
مهمتر از همه، آنها تفاوت میان اعتمادبهنفس و قطعیت کاذب را میشناسند. آنها با راحتی میگویند: «این را میدانیم، این را نمیدانیم و این مسیری است که باید با هم کشف کنیم.» این طرز فکر، اعتماد بلندمدت میسازد؛ و اعتماد، سرمایه واقعی رهبری در سال ۲۰۲۶ است.
جمعبندی
رهبری در سال آینده به معنای داشتن همه پاسخها نخواهد بود؛ بلکه به معنای یافتن راهحلها با هم و بهعنوان یک تیم است. به معنای حرکت رو به جلو با افرادی است که میخواهند با شما کار کنند، نه صرفاً برای شما. رهبرانی که این واقعیت را درک کنند، نهتنها از موج بعدی تغییر جان سالم به در خواهند برد، بلکه خود شکلدهنده آن خواهند بود.
با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرام ما بپیوندید:
برای اطلاعات بیشتر درباره روابط عمومی و اخبار سازمانهای مختلف، میتوانید به وبسایت شارا مراجعه کنید.
انتهای پیام/

نظر بدهید