درک سلامت انسان تنها با بررسی ژنها، هورمونها یا ساختار سلولها کامل نمیشود. پژوهشهای جدید نشان میدهد عامل بنیادیتری در بدن وجود دارد: جریان انرژی زیستی. مارتین پیکارد، پژوهشگر دانشگاه کلمبیا، در مطالعات خود نشان داده است که میتوکندریها نه تنها تولیدکننده انرژی سلولی هستند بلکه به عنوان پردازشگر اطلاعات زیستی عمل میکنند و نحوه زندگی، استرس و تجربههای روانی را به تغییرات فیزیولوژیک تبدیل میکنند.
مطالعات آزمایشگاهی نشان میدهد زمانی که سلولها در معرض سیگنالهای استرس قرار میگیرند، مصرف انرژی آنها تا حدود ۶۰ درصد افزایش مییابد. این افزایش مصرف انرژی باعث میشود منابع انرژی از فرایندهای تعمیر و نگهداری سلولها به سمت واکنشهای بقا منتقل شود. به همین دلیل استرس مزمن میتواند روند پیری سلولی را تسریع کند و خطر بیماریهای مختلف را افزایش دهد.
از دیدگاه زیستشناسی انرژی، سلامت به تعادل در جریان انرژی وابسته است. اگر مقاومت در مسیر جریان انرژی بیش از حد افزایش یابد، استرس اکسیداتیو و التهاب در بدن افزایش پیدا میکند. در مقابل، اگر مقاومت بسیار کم باشد، انرژی به شکل مؤثر به فعالیتهای زیستی تبدیل نمیشود. بنابراین بدن برای حفظ سلامت به سطح متعادلی از مقاومت انرژی نیاز دارد.
این دیدگاه همچنین ارتباط میان ذهن و بدن را توضیح میدهد. مغز که حدود ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف میکند، به شدت به عملکرد میتوکندری وابسته است. تغییر در جریان انرژی میتواند بر حالتهای روانی مانند خستگی، افسردگی یا احساس سرزندگی تأثیر بگذارد.
در آینده ممکن است پزشکی بتواند شاخصهای انرژی بدن را اندازهگیری کند و از آن برای پیشبینی بیماریها و بهبود سلامت استفاده کند. در حال حاضر نیز اقداماتی مانند خواب کافی، تغذیه مناسب، ورزش و دورههای استراحت میتوانند به تنظیم جریان انرژی در بدن کمک کنند.
اگر انسان را به عنوان یک سیستم انرژی در نظر بگیریم، بسیاری از پدیدههای سلامت و بیماری معنا پیدا میکنند؛ از اثر استرس گرفته تا روند پیری و حتی تجربههای ذهنی.
نویسنده و منبع
نویسنده: یاسنا هودزیچ
تاریخ انتشار: ۸ مه ۲۰۲۶
منبع: bigthink
وقتی یک بدن مرده را با یک بدن زنده مقایسه میکنید، تقریباً همه چیز یکسان است؛ دستگاههای فیزیکی، دیانای، پروتئینها، پوست و اندامها همچنان وجود دارند. تنها تفاوت واقعی، جریان انرژی است.
مارتین پیکارد، پژوهشگر دانشگاه کلمبیا، بحث درباره انرژی را با همین تصویر آغاز میکند. به گفته او، آنچه ما را زنده نگه میدارد «پتانسیل تغییر» است؛ یعنی همان جریان انرژی در بدن. این جریان است که به ما سرزندگی میدهد و تجربه زیستن را شکل میدهد.
او میگوید: ما فقط ماشینهای مولکولی نیستیم، بلکه موجوداتی انرژیمحور هستیم و با یکدیگر نیز در سطحی از تبادل انرژی ارتباط برقرار میکنیم.
به باور پیکارد، این نگاه میتواند فهم ما از سلامت، بیماری و حتی تجربه انسانی را دگرگون کند و مسیر درمانهای جدیدی را باز کند.
او تأکید میکند:
هر فرایندی در بدن در نهایت به جریان انرژی وابسته است.
از فلسفه تا علم قابل اندازهگیری
جمله «ما انرژی هستیم» بیشتر شبیه یک ایده فلسفی یا آموزههای شرقی به نظر میرسد. اما پیکارد این موضوع را نه از منظر معنوی بلکه در قالب پژوهش علمی بررسی میکند.
او میگوید نمیداند مفاهیمی مانند «چی» یا «پرانا» دقیقاً چه هستند، اما این ایده که انسان به جریان انرژی وابسته است با بسیاری از سنتهای فلسفی همخوانی دارد.
برای تبدیل این مفهوم به چیزی قابل اندازهگیری، پیکارد روی ساختاری مشخص تمرکز کرده است: میتوکندری.
میتوکندری اندامکی درون سلول است که انرژی لازم برای فعالیت سلول را تولید و تنظیم میکند.
پیکارد در دانشگاه کلمبیا آزمایشگاهی را هدایت میکند که حوزهای به نام روانزیستشناسی میتوکندری را بررسی میکند؛ مفهومی که خودش معرفی کرده است. این حوزه مطالعه میکند که چگونه حالتهای روانی میتوانند بر عملکرد میتوکندری و در نتیجه بر بدن اثر بگذارند.
به کمک این چارچوب، پژوهشگران میتوانند بررسی کنند که تجربههای زندگی چگونه به تغییرات فیزیولوژیک تبدیل میشوند؛ از جمله در موضوعاتی مانند پیری، استرس و تأثیر افکار و احساسات بر سلامت بدن.
فراتر از «نیروگاه سلول»
در مدرسه معمولاً گفته میشود میتوکندری «نیروگاه سلول» است. اما پیکارد معتقد است این توصیف بسیار سادهسازی شده است.
میتوکندری فقط تولیدکننده انرژی نیست. این اندامک میتواند:
- با دیگر میتوکندریها ارتباط برقرار کند
- تعداد و ساختار خود را تغییر دهد
- نحوه تولید و توزیع انرژی را تنظیم کند
میتوکندریها همچنین تنها اندامکهایی هستند که ماده ژنتیکی مستقل دارند و این دیانای میتوکندریایی فقط از مادر به ارث میرسد.
به همین دلیل پیکارد ترجیح میدهد میتوکندری را «پردازشگر اطلاعات سلول» بنامد.
او میگوید:
میتوکندری فقط اجازه نمیدهد زندگی ادامه پیدا کند، بلکه اطلاعات مربوط به نحوه زندگی ما را به جریان انرژی بدن تبدیل میکند.
بازگشت به اصول بنیادی
در علم پزشکی توضیحهای مختلفی برای سلامت ارائه شده است؛ از ژنتیک گرفته تا رژیم غذایی، هورمونها یا میکروبهای روده.
اما پیکارد معتقد است همه این عوامل در نهایت به یک اصل بنیادی وابستهاند: انرژی.
برای اینکه هورمون کورتیزول ترشح شود، برای اینکه نورونها پیام ارسال کنند یا برای اینکه میکروبهای روده فعال باشند، انرژی باید در بدن جریان داشته باشد.
از این نگاه، خواب، تغذیه، ورزش و مدیتیشن همگی روشهایی برای افزایش یا توزیع بهتر انرژی در بدن هستند.
هزینه زنده بودن
پیکارد معتقد است برای فهم بهتر بدن باید یک پرسش ساده مطرح کنیم:
هر فرایند زیستی چه مقدار انرژی مصرف میکند؟
انرژی در بدن طبق همان قوانین فیزیکی عمل میکند که در طبیعت دیده میشود؛ انرژی نه ایجاد میشود و نه از بین میرود، بلکه فقط تغییر شکل میدهد.
بدن ما انرژی محدودی دارد و باید آن را بین فعالیتهای مختلف تقسیم کند.
برای مثال اگر صبح یک تمرین ورزشی سنگین انجام دهید، ممکن است بعداً تمرکز ذهنی کمتری داشته باشید؛ زیرا هر دو فعالیت به انرژی نیاز دارند.
استرس چگونه انرژی بدن را مصرف میکند
پیکارد و همکارانش برای بررسی اثر استرس، سلولهای انسانی را در آزمایشگاه در معرض سیگنالهایی مشابه کورتیزول قرار دادند.
نتیجه قابل توجه بود.
سلولها در حالت استرس مزمن، مصرف انرژی خود را حدود ۶۰ درصد بیشتر از حالت عادی افزایش دادند.
این افزایش مصرف انرژی پیامد مهمی دارد:
انرژی بیشتری صرف بقا میشود و انرژی کمتری برای تعمیر و نگهداری سلول باقی میماند.
به همین دلیل استرس مزمن میتواند باعث تسریع روند پیری شود.
به بیان ساده:
استرس انرژی بدن را از تعمیر به سمت بقا منتقل میکند.
چرا هنگام بیماری اشتها کم میشود
این دیدگاه میتواند برخی تجربههای روزمره را نیز توضیح دهد.
برای مثال بسیاری از افراد هنگام بیماری اشتهای خود را از دست میدهند.
در نگاه اول این عجیب است؛ چون بدن برای مبارزه با عفونت به انرژی نیاز دارد.
اما هضم غذا حدود ۱۰ درصد از انرژی روزانه بدن را مصرف میکند.
کاهش اشتها به بدن اجازه میدهد انرژی بیشتری را به سیستم ایمنی اختصاص دهد.
اصل «مقاومت انرژی»
پیکارد بدن را شبیه یک مدار الکتریکی توصیف میکند.
در این مدار، الکترونها از غذا به سمت اکسیژن حرکت میکنند و در مسیر خود انرژی آزاد میکنند.
میتوکندری این انرژی را به مولکولی به نام آدنوزین تریفسفات تبدیل میکند که سوخت اصلی سلولها است.
اما این جریان همیشه با نوعی مقاومت روبهرو است.
پیکارد معتقد است سلامت به وجود یک سطح متعادل از این مقاومت بستگی دارد؛ نه خیلی زیاد و نه خیلی کم.
اگر مقاومت خیلی کم باشد، انرژی به درستی استفاده نمیشود.
اگر مقاومت بیش از حد باشد، جریان انرژی مختل میشود و استرس اکسیداتیو و التهاب افزایش مییابد.
او این مفهوم را اصل مقاومت انرژی مینامد.
پیوند ذهن و بدن
مغز حدود ۲۰ درصد از کل انرژی بدن را مصرف میکند.
به همین دلیل عملکرد میتوکندری میتواند بر وضعیتهای روانی نیز تأثیر بگذارد.
پیکارد میگوید تجربههای ذهنی ما ممکن است بازتابی از نحوه جریان انرژی در بدن باشند.
در برخی مطالعات او مشخص شده است که میان عملکرد میتوکندری و حالتهای روانی یک چرخه بازخوردی وجود دارد.
یعنی ذهن میتواند بر میتوکندری اثر بگذارد و میتوکندری نیز بر تجربههای روانی تأثیر بگذارد.
آینده پزشکی مبتنی بر انرژی
پیکارد معتقد است در آینده پزشکان علاوه بر ژنتیک و سبک زندگی، جریان انرژی بدن را نیز اندازهگیری خواهند کرد.
یکی از شاخصهایی که او بررسی میکند مولکولی به نام جیدیاف ۱۵ است.
وقتی جریان انرژی در بدن تحت فشار قرار میگیرد، سطح این مولکول افزایش مییابد.
پیکارد حتی تصور میکند در آینده ابزارهای پوشیدنی بتوانند این شاخص را اندازهگیری کنند و نوعی «امتیاز انرژی» به افراد بدهند.
چگونه میتوان از این دیدگاه در زندگی استفاده کرد
پیکارد میگوید بسیاری از اقداماتی که برای سلامت توصیه میشوند در واقع به بهبود جریان انرژی کمک میکنند.
از جمله:
- خواب کافی
- تغذیه مناسب
- ورزش
- آرامسازی و استراحت
او توصیه میکند میان فعالیتهای پرفشار مانند ورزش یا کار ذهنی و دورههای استراحت تعادل برقرار شود.
به گفته او، سلامت زمانی به دست میآید که یاد بگیریم چگونه با جریان انرژی بدن خود هماهنگ شویم.
در نهایت، شاید تفاوت میان «زنده بودن» و «احساس زنده بودن» در همین کیفیت جریان انرژی در بدن نهفته باشد.

نظر بدهید