با دگرگونی فضای جستجو به سمت هوش مصنوعی مولد، اگرچه رابط کاربری و نحوه ارائه پاسخها به کلی تغییر کرده است، اما پرسشهای بنیادین روابطعمومی دیجیتال که ریشه در اصول چندصد ساله ارسطویی دارند، همچنان بدون تغییر باقی ماندهاند.
رهبران بازاریابی برای موفقیت در سال ۲۰۲۶ نباید در دام ترفندهای زودگذر هوش مصنوعی گرفتار شوند، بلکه باید بر هفت گام اساسی مدیریت کمپین متمرکز بمانند: شناخت دقیق مخاطب از طریق دادههای دستاول، درک عمیق نیت جستجو، رعایت الگوهای زمانی و مکانی توزیع محتوا، تولید محتوای اصیل با بهره اطلاعاتی بالا، و استفاده از استانداردهای کیفی برای تغییر ذهنیت مخاطب.
در این نظم نوین، موفقیت دیگر تنها با رتبهبندی ساده در گوگل سنجیده نمیشود، بلکه «سهم از صدای استناد» در پاسخهای هوش مصنوعی به شاخص اصلی تبدیل شده است. محتوای اصیل و مبتنی بر پژوهش که بتواند به عنوان منبع موثق توسط هوش مصنوعی نقلقول شود، تنها راه عبور از واسطههای الگوریتمی و برقراری ارتباط واقعی با مخاطبان است.
بنابراین، ترکیب سئوی سنتی با بهینهسازی برای مدلهای هوش مصنوعی، نیازمند بازگشت به اصول بنیادین روابطعمومی دیجیتال است تا سازمانها بتوانند در جهانی که هوش مصنوعی پاسخها را مدیریت میکند، همچنان به عنوان منبع قابلاعتماد و صاحباقتدار شناخته شوند.
نویسنده: گرگ جاربو، رئیس و همبنیانگذار «سئو-پیآر» (SEO-PR)
تاریخ انتشار: ۴ خرداد ۱۴۰۵ (۲۵ مه ۲۰۲۶)
منبع انگلیسی: Search Engine Journal
منبع فارسی: شارا – شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || هفته گذشته، مقالهای درباره بازاندیشی در هدفگیری مخاطب در عصر از دست رفتن سیگنالها خواندم. همچنین مقالهای درباره تولید محتوای غیرکالایی و گزارشی در مورد راهنمای جدید جستجوی هوش مصنوعی گوگل مطالعه کردم که «بهینهسازی برای هوش مصنوعی» (AEO) و «بهینهسازی تجربه تولیدی» (GEO) را همچنان بخشی از سئو میداند. در کنار هم قرار دادن این مطالب، یک پیام واحد را متبادر میکرد: اصول بنیادین همچنان حکمفرما هستند. این موضوع مرا به یاد مطلبی انداخت که در ۱۱ اوت ۲۰۲۲، یعنی ۲ ماه و نیم پیش از عرضه «چتجیپیتی» توسط «اوپنایآی» نوشتم: «۷ گام برای ساخت یک کمپین روابطعمومی دیجیتال تأثیرگذار».
من در آن مقاله فاش کردم که این چارچوب متعلق به من نیست؛ افتخار آن متعلق به ارسطو است که در قرن چهارم پیش از میلاد، «عناصر موقعیت» را در کتاب اخلاق نیکوماخوس مطرح کرد: «چه کسی، چه چیزی، چه زمانی، کجا، چرا، به چه طریقی و به چه وسیلهای». من تنها آنها را در قرن ۲۱ بر روابطعمومی مبتنی بر سئو تطبیق دادم. سوال مهم اکنون، پس از ۴۲ ماه و یک انقلاب هوش مصنوعی، این است که آیا آن ۷ گام هنوز معتبرند؟ پاسخ مثبت است، اما نیازمندیهای هر گام تغییر کرده است.
۱. مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند؟
در سال ۲۰۲۲، این گام عمدتاً بر ویژگیهای جمعیتشناختی و شخصیتهای کلمات کلیدی متمرکز بود. اما مشکل از دست رفتن سیگنالها (دادههای تحلیلی)، یک مسئله تکراری است. امروز، چالش لایهای دیگر دارد. حفرههای دادهای در «گوگل آنالیتیکس ۴» واقعی هستند. برای تعریف مخاطب، بهجای تکیه بر دادههای واسطه، باید به خودِ افراد نزدیکتر شد. از دست رفتن سیگنالها برای تعریف تنبلانه مخاطب یک دردسر است، اما برای متخصصانی که با مشاهده مستقیم، سیگنالهای دستاول را جمعآوری میکنند، یک فرصت است.
۲. نیت جستجوی خبری آنها چیست؟
راهنمای جدید جستجوی هوش مصنوعی گوگل، موضوعی را که سالها ضمنی بود، صریح بیان کرد: «بهینهسازی برای هوش مصنوعی» و «بهینهسازی تجربه تولیدی» رشتههای جداگانهای از سئو نیستند؛ آنها سئو هستند که بر قابلیتهای هوش مصنوعی مولد اعمال میشوند. پرسش بنیادین همان است: فرد هنگام جستجو واقعاً به دنبال درک یا انجام چه کاری است؟ چیزی که تغییر کرده، فرمت پاسخ مورد انتظار است. در «نمای کلی هوش مصنوعی»، پاسخ اول میآید و استناد در رتبه دوم قرار میگیرد. برای روابطعمومی دیجیتال، پرسش دیگر فقط این نیست که «آیا میتوانیم برای این کلمه رتبه بگیریم؟» بلکه این است که «آیا میتوانیم یک استناد در پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی کسب کنیم؟»
۳. آنها چه زمانی جستجوی خبری انجام میدهند؟
این گام نسبتاً پایدار است. الگوهای فصلی در نیت جستجوی خبری، بادوامتر از آن چیزی هستند که اکثر متخصصان تصور میکنند و هوش مصنوعی، ریتمهای زیربنایی را مختل نکرده است، بلکه تنها رابط کاربری دریافت پاسخ را تغییر داده است.
۴. آنها کجا جستجوی خبری انجام میدهند؟
این همان جایی است که در ۴۲ ماه گذشته بیشترین تغییر ملموس را داشته است. در سال ۲۰۲۲، «کجا» به معنای جستجوی گوگل، اخبار گوگل، یوتیوب و شبکههای اجتماعی بود. امروز، پاسخ شامل «چتجیپیتی»، «پرپلکسیتی»، «کلود»، «جمینای» و حالت هوش مصنوعی در خود گوگل است. دادههای ترافیکی آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد که مکانِ اطلاعاتیابی بهطرز معناداری تکهتکه شده است. یک خبر که فقط در جستجوی سنتی گوگل دیده میشود، اکنون به بخش کوچکتری از مخاطبان نسبت به سال ۲۰۲۲ دسترسی دارد.
۵. چرا اخبار شما برای مخاطبانتان اهمیت دارد؟
این پرسش که ۱۵ سال پیش در دستورالعملهای کیفی گوگل ظاهر شد، اکنون با مفهوم «بهره اطلاعاتی» (Information Gain) بهروز شده است. مشکل محتوای کالایی جدید نیست؛ بلکه عصر هوش مصنوعی، پیچیدهترین تکرار فنیِ مکانیزمهای مقابله با آن است. اخبار شما چرا اهمیت دارد؟ زیرا اصیل، خاص و غیرقابل تکرار توسط تشخیص الگوهای موجود است.
۶. به چه طریقی میتوانید قلبها، ذهنها و اقدامات را تغییر دهید؟
استاندارد کیفی که در عصر هوش مصنوعی برای استناد لازم است، نه تنها پایین نیامده، بلکه بالاتر رفته است. محتوایی که بیشترین احتمال را برای کسب استناد دارد، محتوایی است که دارای پژوهشهای اصیل، منابع دستاول و ادعاهای مشخص مبتنی بر دادههای قابلراستیآزمایی باشد. مخاطب اکنون ممکن است استدلال شما را از طریق یک واسطه هوش مصنوعی دریافت کند، نه مستقیماً.
۷. به چه وسیلهای میتوانید نتایج خود را اندازهگیری کنید؟
در سال ۲۰۲۲، اندازهگیری به معنای ترافیک ارگانیک، بازدید و بکلینک بود. امروز، نیازمند ردیابی فراوانی استناد در پاسخهای هوش مصنوعی و متمایز کردن ترافیک ارجاعی دستیار هوش مصنوعی از ترافیک ارگانیک سنتی است. شناسایی سیگنالی که پیشبینی میکند آیا افراد مناسب در حال یافتن محتوای شما هستند یا خیر، اصلِ ثابتِ این اندازهگیری است.
نکات کلیدی
• اصول بنیادین روابطعمومی در عصر هوش مصنوعی همچنان معتبر هستند و تنها الزامات اجرایی آنها بهروز شده است.
• هدفگیری مخاطب در عصر از دست رفتن سیگنالهای دیجیتال، نیازمند تمرکز بر دادههای دستاول بهجای دادههای جانبی (پروکسی) است.
• تغییر پارادایم از «رتبهبندی در نتایج جستجو» به «کسب استناد در پاسخهای هوش مصنوعی» ضرورت یافته است.
• محتوای اصیل، پژوهشمحور و دارای «بهره اطلاعاتی» بالا، تنها راه مقابله با محتوای کالایی و کسب اعتبار نزد هوش مصنوعی است.
• اندازهگیری موفقیت روابطعمومی دیجیتال باید فراتر از کلیکخور بودن رفته و «سهم از صدای استناد» در مدلهای هوش مصنوعی را در بر بگیرد.

نظر بدهید