هوش انسانی تنها در محاسبه خلاصه نمیشود. ده گونه هوش در وجود انسان نهفته است که نادیدهگرفتن آنها، کار و زندگی را تهی میکند.
سازمانهای آینده با تکیه بر هوش حسی، مربیگری و خلاقیت انسانی، مسیر تازهای برای معنا و بهرهوری میسازند.
نویسنده: تحریریه
تاریخ انتشار: ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵
منبع وبسایت لزکو – نشانی: www.lesechos.fr
هوش حسی؛ عصر تازهای برای جهان کار
هوش انسانی تنها یک شکل ندارد، بلکه در قالبهای گوناگون و اغلب نادیدهگرفتهشده بروز مییابد. آنچه امروز از آن با عنوان «مهارتهای نامتعارف» یاد میشود، بهتدریج به یکی از جذابترین داراییهای انسانی برای سازمانها تبدیل شده است. این روند فرصتی جدی برای بازاندیشی در رویکردهای حرفهای و حتی شخصی ما فراهم میکند؛ رویکردهایی که خلاقیت، شهود و احساس را دوباره به مرکز توجه بازمیگردانند.
هوش، یگانه نیست؛ چندگانه است
در جامعهای که منطق «همهچیز قابل اندازهگیری است» بر آن حاکم شده و ارزش افراد با شاخصهایی مانند میزان دیدهشدن در فضاهای اجتماعی سنجیده میشود، معمولاً فقط یک نوع هوش به رسمیت شناخته میشود: هوش عددی و محاسباتی.
در حالی که انسان دستکم دارای ده گونه هوش متفاوت است؛ توانمندیهایی که در کنار هم، تفاوت واقعی میان افراد را رقم میزنند.
ذهن جداافتاده و بازگشت به امر زنده
در سالهای اخیر، ذهن انسان از تجربه زیسته جدا شده و در قالب سامانهها، دادهها و الگوهای ازپیشتعریفشده محصور شده است. برای بازگشت به زندگی واقعی، کافی است دوباره ارتباط برقرار کنیم؛ با بدن خود، با احساسات و با توانایی حسکردن.
مواجهه واقعی با جهان بیرون، دروازهای بهسوی قابلیتهای ناخودآگاهی میگشاید که در درون ما نهفتهاند. این توانمندیها از مسیر تجربه، نه صرفاً تحلیل، فعال میشوند.
مغزی با هوشهای متنوع
هوش انسان یکنواخت نیست. هر فرد، در هر سنی، میتواند همه گونههای هوش را در خود پرورش دهد. این گونهها شامل موارد زیر هستند:
- هوش منطقی و عددی
- هوش خودشناسی و هویت
- هوش ارتباطی
- هوش دیداری و فضایی
- هوش جسمانی
- هوش زبانی و بیانی
- هوش ریتم و موسیقایی
- هوش طبیعتگرا
- هوش وجودی و معنوی
- هوش زمان
همه ما در این توانمندیها سهم یکسانی نداریم، اما میتوانیم یک یا چند مورد از آنها را تقویت کنیم و افقهای تازهای برای زندگی و کار خود بگشاییم. در واقع، قدرت انسان نامحدود نیست، اما انعطافپذیر است.
دامهایی که باید از آنها پرهیز کرد
سلطه اعداد و عطش عملکرد، به یکی از آسیبزنندهترین جلوههای ذهن تبدیل شده است. شکست، بهجای آنکه تجربهای آموزنده تلقی شود، به برچسبی منفی و شرمآور بدل شده است.
ذهن افراد موفق، مدیران بزرگ و کارآفرینان، صرفاً در مغز آنها شکل نمیگیرد. این ذهن از احساسات، هیجانات، تجربهها و راهحلهای درونی تغذیه میشود.
نباید سهم پیشبینیناپذیری و خلاقیت انسان را فراموش کرد. محاسبه نمیتواند خنده، شادی، ماجراجویی و آفرینش را اندازهگیری کند.
بله، سازمان میتواند هوشمند کند
در بسیاری از سازمانها، انرژی روانی افراد صرفاً صرف دستیابی به اهداف میشود و ذهن از ریشههای انسانی خود جدا میماند. با این حال، یک تغییر آرام اما عمیق در حال شکلگیری است.
سازمانها بهدنبال مهارتهای نامتعارف افراد هستند؛ توانمندیهایی که فراتر از تحلیل صرف عمل میکنند. هدف، عبور از هوش مفهومی و تحلیلی بهسوی هوش حسی و انسانی است.
مربیگری؛ راهنمای بیدار کردن پاسخهای درونی
مربیگری بهمعنای همراهی برای آشکار شدن پاسخهایی است که در درون فرد نهفتهاند. رویکرد کلنگر در این مسیر بیشترین اثربخشی را دارد، زیرا دانشی که فرد خود به آن میرسد، ماندگارتر از توصیهای تحمیلی است.
مربی همچون آینه عمل میکند. انسان با زخمهای خود زندگی میکند و مربیگری به ما میآموزد چگونه آنها را بپذیریم و با آنها زندگی کنیم، نه اینکه انکارشان کنیم.
جمعبندی
جهان کار در آستانه دگرگونی عمیقی قرار دارد. هوش دیگر فقط به محاسبه و تحلیل محدود نیست، بلکه در احساس، بدن، رابطه، معنا و زمان نیز تجلی مییابد. سازمانهایی که این واقعیت را بپذیرند، نهتنها انسانیتر خواهند بود، بلکه پایدارتر و خلاقتر نیز عمل خواهند کرد.
با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرام ما بپیوندید:
برای اطلاعات بیشتر درباره روابط عمومی و اخبار سازمانهای مختلف، میتوانید به وبسایت شارا مراجعه کنید.
انتهای پیام/

نظر بدهید