در عصر همافزایی هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی، اطلاعات نادرست با سرعتی بیسابقه منتشر میشود و میمها و گرافیکهای روایی، جایگزین اسناد معتبر میشوند. بحرانهای اعتباری دیگر استثنا نیستند، بلکه بخشی از زیستبوم دیجیتالاند. سازمانها باید راهبرد ارتباطی پیشدستانه، سرمایه اعتماد ذینفعان، سامانه رصد لحظهای، مرجع پاسخ واحد و شبکه اعتبارسنجهای ثالث را پیشاپیش فعال کنند.
«پیشواکسیناسیون روایتی»، شفافیت مستمر و بازبینی پس از اقدام، ارکان دفاع در برابر اسناد جعلی و شواهد تولیدشده با هوش مصنوعی است. در این میدان، سرعت پاسخ، انسجام پیام و افشای بیاعتباری منبع، تعیینکننده بقای شهرت سازمانی است.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || اعتبار در محاصره است. همزمانی شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی، بازیگران مخرب و فریبکار را به ابزارهایی مجهز کرده که پیشتر در دسترس نبود. آنان بهخوبی میدانند که دروغ سریعتر از حقیقت حرکت میکند، بهویژه زمانی که با پیشفرضهای ذهنی مخاطب همسو باشد. امروز تولید پروپاگاندا آسان، کمهزینه و بسیار ویرانگر است.
حتی وقتی یک پست یا میم از ابتداییترین آزمونهای اعتبارسنجی عبور نمیکند، باز هم وایرال میشود. دلیل آن ساده است: بسیاری از کاربران حتی ۳۰ ثانیه برای جستوجو و بررسی منبع وقت نمیگذارند. یک جستوجوی ساده میتواند جعلی بودن یک ادعا را آشکار کند، اما فرهنگ سرعت و هیجان، جایگزین دقت و مسئولیت شده است.
پس از بازداشت نیکولاس مادورو، سندی ادعایی در فضای آنلاین منتشر شد که مدعی بود یکی از مقامهای سابق ونزوئلا ـ که اکنون در زندان فدرال آمریکا به اتهام نارکوتروریسم محکوم است ـ فهرستی از سناتورهای آمریکایی دریافتکننده پول از رژیمهای چاوز و مادورو را افشا کرده است. این ادعاها گسترده، افتراآمیز و فاقد هرگونه مدرک معتبر بود. با این حال، گرافیک مربوطه در برخی محافل همچون حقیقت مسلم بازنشر شد؛ با وجود خلأهای آشکار منطقی و حقوقی.
برای افراد، سازمانها و کسبوکارهایی که هدف چنین ادعاهایی قرار میگیرند، شهرتی که طی دههها ساخته شده، ممکن است در چند ساعت تخریب شود. حتی زمانی که اتهام کاملاً نادرست است، هدف ناچار به پاسخگویی میشود. مشکل آنجاست که انکار، در فضای ملتهب افکار عمومی، گاه بهاشتباه نشانهای از گناه تلقی میشود. این پارادوکس ارتباطی، بحران را تشدید میکند.
رهبران و سازمانها باید بپذیرند که این وضعیت موقتی نیست. راهبردهای ارتباطی دیگر نمیتوانند فقط بر مبنای گفتوگوی مبتنی بر حسننیت طراحی شوند. اکنون باید برای جهانی آماده بود که در آن اطلاعات نادرست، اسناد جعلی و «شواهد» تولیدشده با هوش مصنوعی با سرعتی بیسابقه تکثیر میشوند. این واقعیت، نیازمند زمان پاسخ کوتاهتر، سامانههای رصد فعالتر و سرمایه اعتماد از پیش ساختهشده است.
با این حال، ارتباطات حرفهای بهتنهایی کافی نیست. کاربران شبکههای اجتماعی نیز باید مسئولیت شخصی بپذیرند و عادت فراموششده راستیآزمایی را احیا کنند. پیش از بازنشر، باید پرسید: منبع کیست؟ آیا قابل تأیید است؟ آیا رسانههای معتبر آن را گزارش کردهاند؟ آیا ادعا منطقی است؟ اگر موضوعی در صورت صحت میتواند انفجاری باشد، باید با دقت مضاعف بررسی شود، نه با شتاب تقویت گردد.
مکث ۴۸ ساعته پیش از اعلام نظر عمومی نیز میتواند از بسیاری خطاها جلوگیری کند. گذر زمان، اغلب ابعاد واقعی ماجرا را روشنتر میکند و از دامنزدن به روایتهای نادرست میکاهد.
انتشار گسترده میمها و اظهارات نادرست به مشکلی جدی در جامعه تبدیل شده و بهطور ضمنی در فرهنگ آنلاین تشویق میشود. این روند از فضای مجازی فراتر رفته و به زندگی شخصی، سازمانی و تجاری نفوذ کرده است. نمونهای تلخ پس از مرگ الکس پرتی در جریان یک اقدام فدرال اجرای قوانین مهاجرت در مینیاپولیس رخ داد. در یک پست پرانتشار در فیسبوک، فردی تصویری تحقیرآمیز از مردی با پوشش نمایشی منتشر و ادعا کرد که تصویر متعلق به پرتی است. هنگامی که درباره منبع پرسیده شد، پاسخ داد: «اگر جعلی باشد، حذفش میکنم.» این منطق معکوس و فقدان مسئولیتپذیری، به رویدادی از پیش ملتهب، سوختی کاذب افزود.
این وضعیت نشان میدهد که نیاز فوری به رهبری مسئولانه و راهبردهای ارتباطی حرفهای وجود دارد؛ راهبردهایی که توسط متخصصان امور عمومی هدایت شوند و توانایی مدیریت روایتهای نادرست را با شفافیت و یکپارچگی داشته باشند.
قویترین دفاع، برنامه ارتباطی پیشدستانه و جامع است. سازمانی که پیش از بحران، ارتباط مستمر، شفاف و قابلاعتماد برقرار کرده باشد، «سرمایه اعتبار» اندوخته است. هنگام بروز اتهام، مخاطبان و خبرنگاران بیشتر به چنین سازمانی فرصت توضیح میدهند.
پیشبینی حملات نیز حیاتی است. راهبرد مؤثر، انتظار منفعلانه نیست؛ بلکه «پیشواکسیناسیون روایتی» است: نام بردن از دروغها، توضیح روشن درباره نادرستی آنها و افشای بیاعتباری منبع. وقتی مخاطب بعداً با همان ادعا مواجه شود، احتمال باور آن کاهش مییابد.
بهجای مقابله پراکنده، تیمهای حرفهای یک مرجع معتبر واحد ایجاد میکنند؛ بیانیه رسمی، صفحه اختصاصی یا مخزن اسناد که همه اطلاعات صحیح در آن گردآوری شده باشد. تمامی مخاطبان به همان منبع هدایت میشوند تا پیام واحد و منسجم تقویت شود.
همچنین نباید در تخصیص بودجه بحران کوتاهی کرد. همکاری با آژانسهای تخصصی و استفاده از تبلیغات دیجیتال ممکن است دهها هزار دلار هزینه داشته باشد، اما میتواند از خسارتی چندمیلیوندلاری جلوگیری کند.
در بسیاری از موارد، تأثیرگذارترین صداها درون سازمان نیستند. اعتبارسنجهای ثالث ـ کارشناسان مستقل، رهبران جامعه یا مشتریان ـ میتوانند ادعاهای نادرست را معتبرتر رد کنند. بسیج سریع این صداها بخشی کلیدی از مدیریت بحران است.
هر رخداد اطلاعات نادرست باید با بازبینی دقیق پس از اقدام همراه باشد: روایت چگونه آغاز شد؟ چه کسی و با چه انگیزهای آن را منتشر کرد؟ کدام پاسخها مؤثرتر بود؟ نتیجه این ارزیابی باید بهروزرسانی دستورالعملها، بهبود سامانههای پاسخ و حتی طراحی ارتباطات پیشدستانه برای خنثیسازی حملات آینده باشد.
در نهایت، سازمانها و افرادی که کمترین آسیب را از اطلاعات نادرست میبینند، آنهایی هستند که سامانهها، انضباط حرفهای و آمادگی دفاع در سرعت جنگ اطلاعاتی مدرن را ایجاد کردهاند. منتظر بحران نمانید؛ برای آن برنامهریزی کنید.
با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرام ما بپیوندید:
برای اطلاعات بیشتر درباره روابط عمومی و اخبار سازمانهای مختلف، میتوانید به وبسایت شارا مراجعه کنید.
انتهای پیام/

نظر بدهید