شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || صاحبان ایدههای نوآورانه و دارندگان داراییهای نامشهود همواره با چالش تامین سرمایه مواجه هستند. بسیاری به اشتباه تصور میکنند ارائه مستقیم طرح به سرمایهگذار، بهترین مسیر است؛ اما تجربه مدیران شرکت «فرصتآفرین قرن» و «مدیریت ارزش نشان خاورمیانه» نشان میدهد که «فرآیند اسپانسرشیپ» زیربنای موفقیت در جذب سرمایه است.
حل چالش تامین مالی از طریق اسپانسرشیپ
این تحقیق کاربردی که بر پایه سوابق هیاتمدیره این شرکتها تدوین شده، نشان میدهد که بدون طی مسیر سیستماتیک اسپانسرگیری، تامین مالی یا مقطعی خواهد بود و یا اصلا محقق نمیشود. برای موفقیت، صاحب پروژه باید با همراهی مشاور، منافع تمامی ذینفعان از جمله اسپانسر تبلیغاتی، سرمایهگذار، مصرفکننده و نهادهای اعتباربخش را در یک مدل جامع لحاظ کند.
تجربه عملی در حوزه کیترینگ
نویسندگان این گزارش در سال ۱۳۸۶ با هدف راهاندازی پروژه راهبری کیترینگ، با نیاز به بودجه ۵۰ میلیون تومانی مواجه شدند. آنها به جای اتکا به وام، با اجرای ترفندهای اسپانسرشیپ و ارائه طرحهای استاندارد در سازمان …، موفق به برگزاری کنفرانسها، چاپ کتابهای تخصصی و در نهایت ایجاد سامانه معاملات اسپانسری در سال ۱۴۰۲ شدند.
دستاوردهای کلیدی و نتایج
۱. تدوین و اجرای دورههای آموزشی مدیریت کیترینگ با همکاری دانشگاه تهران از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳.
۲. اخذ تفاهمنامههای همکاری با سازمانهای محیط زیست و غذا و دارو بین سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰.
۳. برگزاری ۱۰ اجتماع صنفی و تخصصی در شهرهای مختلف ایران و دبی بین سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸.
۴. توسعه زیرساختهای فناوری مانند سامانه معاملات خوراک در سال ۱۴۰۰ و سامانه معاملات اسپانسری در سال ۱۴۰۲.
اسپانسرشیپ راهکار جایگزین وام و ابزاری برای اعتبارسنجی طرحهاست. برای جذب حامی، باید به اسپانسر اطمینان داد که سرمایهاش دور ریخته نمیشود. این فرآیند برای تمامی صنایع و صنوف که دارای شهرت یا رویداد هستند، قابل اجراست.
در شرایطی که بسیاری از صاحبان ایده و طرحهای توسعهای، جذب سرمایهگذار را تنها با ارائه مستقیم طرح ممکن میدانند، تجربهای از سوی مدیرعامل شرکت «فرصتآفرین قرن» نشان میدهد که عبور از مسیر «اسپانسرشیپ» میتواند راهی عملی، کمریسکتر و تداومیتر برای تأمین مالی و حتی رسیدن به سرمایهگذار باشد.
سیدحسین احمدی به همراه فاطمه دشتی و منصور زند در روایتی مبتنی بر تجربه اجرایی هیاتمدیره شرکت فرصتآفرین قرن و شرکت «مدیریت ارزش نشان خاورمیانه»، از مدلی سخن گفتهاند که طی آن پروژهها نه با وام و نه با اتکا به سرمایه اولیه سنگین، بلکه با طراحی و اجرای فرآیند جذب حامی مالی پیش رفته است؛ مدلی که از نگاه آنان، بدون طی مراحل حرفهای اسپانسرگیری، معمولاً به سرمایهگذاری پایدار منجر نمیشود.
مسئله اصلی: پول برای شروع از کجا میآید؟
به گفته احمدی، مخترعان، مبتکران، صاحبان رویداد، دارندگان شهرت و دارایی نامشهود و نیز صاحبان طرحهای توسعهای، در آغاز مسیر تقریباً همیشه با یک چالش مشترک روبهرو هستند: «تأمین مالی».
او تأکید میکند بسیاری به اشتباه تصور میکنند صرفاً با طرح موضوع نزد سرمایهگذار وارد مسیر درست شدهاند، در حالیکه تجربه چندین پروژه اجراشده در شرکتهای یادشده نشان میدهد «اگر فرآیند اسپانسرشیپ طی نشود، سرمایهگذار هم بهدست نمیآید یا تأمین مالی مقطعی و ناپایدار میماند».
از یک ایده کیترینگ تا ساخت یک مسیر حرفهای
این تجربه از جایی آغاز میشود که احمدی پس از پیگیری اخذ «کد شغل» برای برنامه درسی «مدیر کیترینگ» از سازمان … و آمادهسازی کتاب و محتوای آموزشی مرتبط، با مسئله ورود به بازار و سفارشگیری مواجه میشود. او در برآورد اولیه خود به این نتیجه میرسد که برای اجرای هدف، به حدود 50 میلیون تومان سرمایه و 6 سال زمان نیاز دارد؛ در حالیکه نه سرمایه را در اختیار داشته و نه زمان مدنظرش بیش از دو سال بوده است.
همین نقطه، آغاز تغییر مسیر است: ورود مرحلهای به شرکتها و محیطهای کاری مختلف در حوزه غذا و خدمات (از سوپروایزری تا مدیریت غذای شرکتی و بازاریابی) برای کسب تجربه، شبکه ارتباطی و شناخت بازار؛ و همزمان پیشبرد ایدههای جانبی و استانداردسازیها از جمله تدوین استانداردهای آموزشی و پیگیری طرحهای مرتبط با مدیریت کیترینگ.
آغاز رسمی و حرکت با رویدادها
در نیمه دوم سال 1386، فعالیت عملی با راهاندازی یک موسسه برای سفارشگیری رویداد و سپس استارت پروژه مدیریت کیترینگ در قالب سمینار آغاز میشود. کمی بعد، احمدی با ورود به دوره تربیت مربیان و مدرسان کارآفرینی (با همکاری موسسه کار و تامین اجتماعی و مرکز کارآفرینی دانشگاه شریف)، پروژه پایانی خود را «اسپانسرشیپ» تعیین میکند و در نهایت مدرک مربیگری کارآفرینی با گرایش منابع مالی را اخذ میکند.
او سپس در بهمن 1386 شرکت فرصتآفرین قرن را تأسیس میکند و با ایجاد شبکه همکاری با بخش خصوصی و نهادهای عمومی، مسیر برگزاری کنفرانسها و رویدادهای تخصصی را پیش میبرد؛ از جمله برنامهریزی و اجرای «اولین کنفرانس کارآفرینی کیترینگ مواد غذایی و صنایع وابسته» در نمایشگاه بینالمللی تهران (شهریور 1387).
خروجیهای اسپانسرگیری؛ از قراردادهای دانشگاهی تا سامانههای تخصصی
به گفته نویسندگان این تجربه، استمرار اقدامات مرتبط با اسپانسرشیپ طی سالها به مجموعهای از دستاوردها منجر شده است؛ از جمله:
- اجرای دورههای آموزشی مدیریت کیترینگ با دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران (1387 تا 1393)
- تفاهمنامه با سازمان محیط زیست برای کنفرانسهای تخصصی (1388)
- اخذ مجوزها و همکاریهای حرفهای با نهادهای مرتبط (از سازمان غذا و دارو تا دانشگاههای علوم پزشکی)
- برگزاری اجتماعات صنفی در شهرهای مختلف و حتی خارج از کشور
- انتشار کتابهای تخصصی در حوزه آشپزی صنعتی، معرفی چهرههای موفق صنعت غذا و محتوای آموزشی
- تاسیس شرکتهای مرتبط با مشاوره و ارزشگذاری موقعیتهای تبلیغاتی و اسپانسری
- ایجاد پروژههای نوتر مانند سامانه معاملات خوراک (1400)، موسیقی خوراک (1401) و سامانه معاملات اسپانسری (1402)
در کنار اینها، احمدی به ثبت و تولید منابع آموزشی اشاره میکند؛ از جمله «بسته آموزشی مهارتهای جذب حامی مالی–اسپانسرگیری» (ثبتشده در کتابخانه ملی ایران) و کتاب «زبان اسپانسرشیپ» (1402).
اصل کلیدی: خیال حامی مالی باید راحت شود
در بخش جمعبندی، نویسندگان تاکید میکنند که اسپانسرگیری صرفاً یک مذاکره برای دریافت پول نیست، بلکه یک فرآیند است که باید در آن «منافع همه طرفها» دیده شود؛ از منافع اسپانسر تبلیغاتی و سرمایهگذار گرفته تا مصرفکننده، اعتبار حاکمیتی، ابعاد پژوهشی و حتی امکان همکاریهای داخلی و خارجی.
احمدی در پیام نهایی خود میگوید: «برای اسپانسرگیری باید بتوانید خیال اسپانسر را راحت کنید که پولش را دور نمیریزد و شما همان آدمی هستید که میتواند طرح را به نتیجه برساند.» او همچنین یکی از مزیتهای این مسیر را «رهایی از وام» و «کاهش ریسک لو رفتن طرح بدون نتیجه» عنوان میکند.


نظر بدهید