بررسی تحلیلی وضعیت نیم قرن مدیریت ارتباطات در ایران نشاندهنده غلبه نگاه ابزاری و مقطعی بر رویکردهای علمی و ساختاری است. فقدان احزاب سیاسی منسجم و ضعف در نهادینهسازی مفاهیم ارتباطی در سیستم حکمرانی، مانع از شکلگیری روابطعمومی مرجع شده است.
توسعه دیپلماسی اقتصادی و فرهنگی در عرصه بینالملل، مستلزم تدوین «پیوست روابطعمومی» برای تمامی کلانپروژهها و تغییر نگرش مدیران ارشد است.
استقرار روابطعمومی در جایگاه «رهبر ارکستر سازمان» و متولی خونرسانی اطلاعاتی، پیششرط ایجاد هارمونی سازمانی و پاسخگویی مؤثر به ذینفعان و افکار عمومی محسوب میشود.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || حال و روز پدیدهای به نام روابطعمومی در ایران، به شکلی عجیب با سیاستها، اخلاق و رفتار دولتها گره خورده است. اساساً روابطعمومی در طول ۵۰ سال گذشته هیچگاه جایگاه علمی-کاربردی معتبر و قابلدفاعی نداشته است؛ چرا که نگاه دولتها به آن همواره نگاهی ابزاری، گذرا، هیجانی و شعارگونه بوده است.
هر دولتی که در این دههها بر سر کار آمده، اغلب با فشار افکار عمومی و نهادهای صنفی غیردولتی به مقوله روابط عمومی پرداخته و در نتیجه، حق این رشته هیچگاه به شایستگی ادا نشده است.
نتیجه این وضعیت غمانگیز، حال ناخوش امروز روابطعمومی و ارتباطات در سازمانهاست. از آنجا که دولتها عموماً برخاسته از نظام حزبی مقتدر، منسجم و شناسنامهدار نیستند، در برخورد با مقوله ارتباطات نیز نتوانستهاند علمی، نظاممند و نهادینه عمل کنند.
از این رو، روابطعمومی در ایران آینده روشن و قابلدفاعی ندارد، مگر اینکه در سیستم حکمرانی کشور به عنوان یک ضرورت و دغدغه جدی مورد توجه قرار گیرد و سازوکارهای قانونی و اجرایی محکمی برای آن تدوین و عملیاتی شود.
امروزه شاهدیم که دولتمردان در این حوزه به وظایف اساسی و مأموریتهای ذاتی خود عمل نمیکنند؛ در حالی که آنها باید پرچمدار و کانون توجه روابطعمومی باشند. این روابطعمومی است که بهویژه در خارج از مرزها، میتواند اعتبار، اقتدار و موجودیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ما را تبیین و معرفی کند.
متأسفانه این ظرفیت هیچگاه حتی در قالب میزگرد تحلیلی دانشجویی نیز به چالش کشیده نشده است. تاکنون هیچیک از دولتمردان در جلسه پرسشوپاسخ با حضور اصحاب ارتباطات ننشستهاند تا بررسی کنند علل ناکامیهای ما در اقتصاد بینالملل از منظر روابطعمومی چه بوده و چه اقداماتی میشد انجام داد.
ناخوشی روابطعمومی در کشور تا زمانی که این نهاد به مثابه «مرجع» قلمداد نشود، ادامه یافته و احتمالاً حادتر خواهد شد. هر اقدامی در هر حوزهای نیازمند «پیوست ارتباطاتی» است تا کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی مطلوب حاصل شود. اگر سازمان را موجودی زنده در نظر بگیریم، روابطعمومی وظیفه خونرسانی و تغذیه تمام بخشها را بر عهده دارد.
این امر محقق نمیشود مگر آنکه قوه عاقله سازمان ضرورت وجودی آن را بهدرستی درک کرده باشد. ما معتقدیم روابطعمومی «رهبر ارکستر» سازمان است و باید هنرمندانه سازها را کوک کند تا در نهایت، صدایی واحد و دلنشین به گوش مخاطبان، ذینفعان، سهامداران و مشتریان برسد.

نظر بدهید