شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || این مقاله توضیح میدهد که در عصر هوش مصنوعی، روابط عمومی وارد مرحلهای از بازتعریف شده است. در حالی که ابزارهای جدید جریانهای کاری را تغییر میدهند، مهارتهای بنیادی مانند تخصص عمیق، مشاوره راهبردی، حل مسئله و قضاوت انسانی جایگزینناپذیر باقی میمانند.
نقشهای ترکیبی حاصل شکاف مهارتی میان فناوری و ارتباطات هستند و سازمانهایی که این نقشها را جدی میگیرند، در آینده مزیت رقابتی خواهند داشت.
نویسنده: ربکا واینستاین
تاریخ انتشار: ۰۵ ژانویه ۲۰۲۶
منبع: prweek
روابط عمومی در آستانه یک بازتعریف اساسی
بارها به من برچسب «تکشاخ» زدهاند؛ لقبی که در ظاهر باید بهترین نقطه شروع برای یک مسیر حرفهای باشد. اما واقعیت این است که تکشاخها وجود ندارند، همانطور که احساس تعلق فوری هم وجود ندارد.
کاری که من هر روز انجام میدهم ـ ترکیبی از پژوهش، تحلیل داده و توسعه محصول ـ نمونهای از مشاغلی است که زمانی شکل میگیرند که صنایع در حال بازآفرینی خود هستند. روابط عمومی هر چند سال یکبار چنین تحولی را تجربه میکند؛ شبکههای اجتماعی راهبردها را تغییر دادند، دادهها سنجش را متحول کردند و اکنون هوش مصنوعی پرسشهای بنیادینی درباره شیوه کار ما مطرح کرده است.
این تغییرات ممکن است ناراحتکننده باشند، اما این نقشهای ترکیبی بهمعنای تسلط بر یک مهارت واحد نیستند؛ بلکه بهمعنای یادگیری کار در فضاهایی هستند که صنعت هنوز برای آنها تعریف مشخصی ندارد.
شکاف مهارتی و تولد نقشهای ترکیبی
پژوهشهای اخیر نشان میدهد متخصصان ارتباطات انتظار دارند هوش مصنوعی جریانهای کاری را دگرگون کند، اما مدیران معتقدند تیمهایشان از نظر سازگاری و مهارتهای میانرشتهای آمادگی کافی ندارند. دقیقاً همین شکاف است که نقشهای ترکیبی را شکل میدهد.
تمرکز این نقشها نه بر استفاده روزمره و سطحی از ابزارها، بلکه بر پرسشهای کلان است؛ پرسشهایی که بر مشتریان، صنایع مختلف و حوزههای گوناگون اثر میگذارند.
اصول روابط عمومی تغییر نمیکنند
پایههای روابط عمومی ثابت ماندهاند. هوش مصنوعی صرفاً ابزارهای تازهای برای تفکر انتقادی و خلاقانه در اختیار ما میگذارد تا مسائل را هوشمندانهتر حل کنیم.
آنچه هرگز جایگزین نمیشود، ترکیب تخصص عمیق موضوعی با توان مشاوره به مشتری است. این هسته اصلی روابط عمومی است؛ جایی که قضاوت انسانی، تجربه و درک بافت اجتماعی نقش تعیینکننده دارند.
شناخت اصول اولیه فناوری کافی نیست. ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که این دانش در خدمت چالشهای واقعی ارتباطی قرار گیرد.
تفاوت آزمایش هدفمند با بازیکردن با ابزارها
استفاده از ابزارهای نوین، اگر مسئلهای واقعی را حل نکند، تنها سر و صداست. این ابزارها باید یا کاری را سریعتر انجام دهند، یا به شفافتر فکرکردن کمک کنند. در غیر این صورت، نه به استراتژی کمک میکنند و نه به اعتبار حرفهای.
تفاوت اصلی میان آزمونوخطای تصادفی و آزمایش راهبردی، در همین هدفمندی نهفته است.
مهارت ریشهای که تغییر نکرده است
با وجود تمام تغییرات فناورانه، یک مهارت بنیادی ثابت مانده است: حل مسئله. کنجکاوی، پرسیدن سؤالهای درست و اختصاص زمان برای فکرکردن به مشکلات واقعی، همان چیزی است که طی سالها تغییری نکرده است.
آنچه تغییر کرده، میزان دسترسی است. امروز از متخصصان تازهکار انتظار میرود همزمان یاد بگیرند، ارزش افزوده ابزارها را تشخیص دهند و آنها را آگاهانه به کار بگیرند.
نقش انسان در میانه موج هوش مصنوعی
انسانها همچنان نقش اصلی را ایفا میکنند. این ما هستیم که مسیر استفاده از ابزارها را تعیین میکنیم، نه برعکس. جهان در حال تغییر است و انسانها نیز همراه با آن تکامل پیدا میکنند.
نقشهای ترکیبی شاید افسانهای نباشند، اما کاملاً واقعیاند و نشانهای از تحول جاری در صنایع مختلف هستند. سازمانهایی که روی افرادی سرمایهگذاری میکنند که بتوانند در این نقطه تلاقی حرکت کنند، سریعتر پیش میروند، متفاوتتر میاندیشند و نتایج بهتری میسازند.
رهبران آینده ارتباطات کسانی خواهند بود که فناوری را آگاهانه به کار میگیرند و میدانند این استراتژی است که اثر میسازد، نه ابزار.
در ادامه با #شارا همراه باشید:
با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرام ما بپیوندید:
انتهای پیام/

نظر بدهید