⭕️ تقدیم به همکاران و مسئولان روابطعمومی
خویشتن را تو اگر باور کنی / میتوانی کوه را از جا کنی
سنت دیرینه را باید شکست / تا ز رور باطل تکرار رست
دور تکرار ولی، اما، اگر / دور تکرار «گذشت از ما دگر»
یک نگاه تازه اینجا لازم است / عشق بیاندازه اینجا لازم است
در آستانه هفته ارتباطات و ۲۷ اردیبهشت، روز ملی روابطعمومی قرار داریم، قصهی غصههای روابطعمومی، گاهی چنان عرصه را بر دستاندرکاران این حرفهی شریف و حیاتی تنگ میکند که نهتنها انگیزه و اعتماد از دلها میرود، بلکه خودِ این حوزهی هنری و اجتماعی مورد تهدید قرار میگیرد.
در سالهای اخیر، بسیاری از فعالان روابطعمومی با نوعی بحران هویت حرفهای روبهرو شدهاند؛ بحرانی که ریشه در نگاههای ابزاری و سطحی به این نهاد دارد. برای آنکه بتوانیم به همفهمی برسیم، لازم است نخست از مفهوم اصلی بحث آغاز کنیم.
🔰 تعریف حقیقی روابطعمومی
«روابطعمومی» در معنا و ماهیت خود، تلاشی سامانیافته و مدبرانه برای ایجاد و حفظ تفاهم متقابل میان سازمان و مردم است. در این تعریف، عنصر مرکزی همان «تفاهم متقابل» است؛ یعنی برقراری گفتوگویی دوسویه، صادقانه و اخلاقمدار میان نهادها و جامعه.
اگر روابطعمومی را صرفاً ابزار اطلاعرسانی یا تبلیغات بنگریم، آن را از جایگاه واقعیاش دور ساختهایم. مدبرانه بودن این تلاش ایجاب میکند که روابطعمومی، بهجای آنکه در خدمت «صاحبان قدرت و امکانات» باشد، حافظ حقیقت، اعتماد عمومی و منافع مردم شود.
🔰 دو راهی همیشگی؛ معیشتاندیشی یا مردمداری؟
در مسیر فعالیتهای روابطعمومی، همواره خطری بزرگ وجود دارد: قدرتمداران و مدیرانی که روابطعمومی را تنها برای توجیه تصمیمها، بزک ناکارآمدیها و تکرار شعارها میخواهند، در پی روابطعمومی معیشتاندیش و رعیتپرورند؛ روابطعمومیای که به جای پرسشگری، فقط تأیید میکند!
اما حرفهی اصیل روابطعمومی باید در جبهه دیگر بایستد؛ جبههای که مردمداری، صداقت، اعتمادسازی و پرسشگری را بر هر چیز مقدم میداند. روابطعمومی پرسشگر، نه دشمن سازمان است و نه معارض مدیر؛ بلکه وجدان بیدار سازمان است، آینهی واقعیتها و پل ارتباط میان مردم و تصمیمگیرندگان.
🔰 رسالت اخلاقی و حرفهای
اگر بخواهیم از گرفتار شدن در گرداب کلیشهها، رهایی یابیم، باید حدود و مرزهای این نقش را بازتعریف کنیم. روابطعمومی حرفهای یعنی سواد ارتباطی، فهم اجتماعی، اخلاق گفتوگو و جسارت مطالبهگری.
این حوزه وقتی میتواند نقش اصلی خود را ایفا کند که از ابزار دروغ، کتمان، تحریف و ظاهرسازی بپرهیزد. مدیران باید بدانند روابطعمومی واقعی، ترویجکنندهی شفافیت است نه سرپوشگذار بر ضعفها. و فعالان روابطعمومی باید در برابر کسانی که از آنان انتظار چاپلوسی، پنهانکاری و سکوت دارند، با صلابت ایستادگی کنند.
در چنین شرایطی است که روابطعمومی به مقام وجدان آگاه جامعه ارتقا مییابد، به رکن هشتم دموکراسی بدل میشود و جایگاه هنر هشتم را شایستهتر از همیشه به دوش میکشد.
🔰 بازسازی اعتماد و عشق حرفهای
امروز بیش از هر زمان دیگر، روابطعمومی نیازمند تجدید ایمان و عشق به رسالت خود است. باید خانه را از نو بنا کنیم؛ خانهای بر پایهی احترام، صداقت و گفتوگوی واقعی. باید عشق را از دلهایمان بازبخوانیم تا کار ما معنا یابد.
عشق آنجا نه، همین نزدیکی است / پشتِ پرچینهای سبزِ نیکی است
عشقِ اصیل در روابطعمومی یعنی باور به انسان و شأن سخن او. یعنی شنیدن بیقضاوت، پاسخدادن بیتکبر، و دفاع از حقیقت بدون ترس از مقام یا قدرت. روابطعمومی زمانی میدرخشد که به جای تملق و گزارشهای تزئینی، زبان وجدان و صدای مردم باشد.
🔰 سخن پایانی
جهان امروز، بیش از هر زمان دیگر، به روابطعمومیهایی نیاز دارد که جرئت پرسیدن داشته باشند، پرسش را مقدمهی پیشرفت بدانند و صداقت را برتر از منفعتهای موقتی بشمارند. این حرفه نه فقط هنر انتقال پیام، بلکه هنر ساختن رابطهای انسانی و پایدار است.
پس باید از نو نگاه کنیم، از نو بیندیشیم و از نو عمل کنیم. اگر خویشتن را باور کنیم، میتوانیم کوه را از جا برکنیم.
دستِ حق نگهدار همگی باد.
📅 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

نظر بدهید